بیابان زایی چیست؟


بیابان زایی گسترش طبیعی بیابانهای موجود نیست ، بلكه تخریب سرزمین در اراضی خشك ، نیمه خشك ، و مناطق خشك نیمه مرطوب است .
 سایت پیام سبز:بیابان زایی روند تدریجی از دست رفتن قابلیت تولید خاك و تنك شدن پوشش گیاهی در نتیجه فعالیت های انسانی وتغییرات آب و هوایی ، نظیر خشكسالی های طولانی وبروز سیل است . آنچه كه نگران كننده است عدم استفاده صحیح از خاكهای سطحی است كه پس از  جابه جایی آن  بوسیله باد سال ها زمان می برد تا تراكم لازم خاك مجددا شكل بگیرد.
  در میان عواملی كه توسط   انسان و بطور اتفاقی روی می دهد می توان به چرای مفرط ، جنگل زدایی  واعمال روشهای آبیاری ضعیف اشاره كرد . اینگونه بهره برداری های مفرط معمولا نتیجه فشارهای اجتماعی ، اقتصادی ، عدم آگاهی و پدیده هایی نظیر جنگ و خشكسالی است  .
   پیشگیری از بیابان زایی و احیای بیابان ها
در میان اقدامات عملی برای پیشگیری از فرسایش خاك می توان به سیستم هشدار دهنده  بموقع پیشرفته و مدیریت منابع آبی، چراگاه پایدار ، اعمال مدیریت دام و جنگل ، بذر پاشی  هوایی روی شنهای روان ، كاشت نوار باریك گیاهی،احداث باد شكن  و كمربند حفاظتی گیاهان زنده ، اكو سیستمهای آگروفارستری ، جنگل كاری  و احیای جنگل ، ارائه واریته و گونه های جدید مقاوم در برابر شوری و یا خشكی  و استقرار  محیط زیست سالم را نام برد .
از آنجایی كه فقر به عنوان یك عامل  مردم را  وادار می نماید تا برای تامین معاش ، خوراك  و درآمد به بهره برداری مفرط از زمین بپردازند ، بیابان زایی را می توان از جهتی علت و معلول فقر خواند، پس برای اعمال هرگونه استراتژی موثر در این ارتباط باید فقر را كانون توجه قرار داد. . لازم است در این راستا  ساختارهای اجتماعی و مالكیت سرزمین نیز در نظر گرفته شوند و توجه معقولی هم  به آموزش و پرورش ، تعلیم و تربیت و ارتباطات داده شود تا رویكرد كاملا یكپارچه ای فراهم شود كه به تنهایی بتواند مبارزه موثری با پدیده بیابان زایی بنماید .
 
     آیا بیابان زایی مشكلی جهانی است ؟
بیابان زایی مشكلی جهانی است كه مستقیما بر 250 میلیون نفر و یك سوم یا بیش از 4 میلیارد هكتار سطح زمین را تحت تاثیر قرار می دهد . بعلاوه حدود یك میلیارد نفراز جمعیت كره زمین  برای تامین معاش یا برآورده شدن نیازهایشان به زمین وابسته هستند،كه  معمولااین عده جزوفقیر ترین اقشار در بیش از یكصد كشور جهان می باشند كه این پدیده آنها را در معرض تهدید قرار داده است.
هر چند بیابان زایی بیشترین تاثیر را بر آفریقا ، قاره ایی كه دو سوم  آن را بیابان یا اراضی خشك تشكیل می دهد ،گذاشته است ، لیكن این مشكل، خاص این كشور نیست . درایالت متحده بیش از 30 درصد اراضی مبتلا به بیابان زایی هستند . یك چهارم آمریكای لاتین و كارائیب بیابان و مبتلا به خشكی می باشند . در اسپانیا ، یك پنجم این سرزمین در خطر تبدیل شدن به بیابان است . وخامت رو به رشد این معزل در نیمكره شمالی نیز بصورت خشكسالی های شدید در آمریكا و كمبود آب در اروپای جنوبی نشان داده می شود . در كشور چین ، از دهه پنجاه تا كنون، شنهای روان به حدود 700000 هكتار از اراضی زیر كشت ، و 53/2 میلیون هكتار از اراضی مرتعی ، 4/6 میلیون هكتار جنگل و بیشه زار و بوته زار آسیب زده اند . در كل جهان  حدود 70 درصد از 2/5 میلیارد هكتار اراضی خشك مورد استفاده كشاورزی تا كنون تحت تاثیر بیابان زایی  تخریب ویا در معرض تهدید قرار دارند .

اهمیت مبارزه با پدیده بیابان زایی  
بیابانزایی ریشه در مشكلات اجتماعی – اقتصادی داشته و تهدیدی برای توازن زیست محیطی در مناطق مبتلا به محسوب می گردد . از دست رفتن قابلیت تولید زمین به وخامت فقر در اراضی خشك دامن زده ، زارعان این مناطق را وادار به پیدا كردن راهی برای زندگی در مناطق حاصلخیزتر یا شهر ها می نماید . در حقیقت 135 میلیون - برابر با جمعیت كشورهای آلمان و فرانسه – در معرض خطر آوارگی بدلیل پدیده بیابان زایی قرار دارند  و انتظار می رود در بیست سال آینده جمعیتی بالغ بر 60 میلیون نفر از ساكنان مناطق بیابانی آفریقای نیمه صحرایی بسوی آفریقای شمالی و اروپا نقل مكان كنند . هر ساله بین 700000 تا 900000 مكزیكی زندگی روستایی خود را در مناطق خشك ترك كرده تا به عنوان كارگر مهاجر در ایالت متحده آمریكا مشغول بكار شوند . نیمی ازپنجاه نزاع  مسلحانه در سال 1994معلول عوامل زیست محیطی مناطق خشك بوده است .
بیابانزایی پیامد تدریجی جدیتری نیز دارد  و آن مستعد سازی زمین برای بروز سیل ، شوری خاك، وخامت كیفیت آب، گل و لای گذاری رودخانه ها ، جویبارها و ذخایر آبی است . روشهای ناپایدار آبیاری می تواند خشك شدن رودخانه هایی را در پی داشته باشد كه دریاچه های بزرگ را تغذیه می كنند .خطوط ساحلی دریاچه های آرال وچاد بطور بی سابقه ای عقب نشینی داشته اند . تخریب سرزمین همچنین منبع مهم آلودگی مبتنی بر سرزمین برای اقیانوسها ،از لحاظ آلوده ساختن  رسوبات  آنها و آبهایی است كه  رودخانه های اصلی را می شویند .
كنوانسیون مبارزه با بیابان زایی (UNCCD )
مسئله بیابانزایی به عنوان موضوعی جهانی بدوا  درسال 1977در كنفرانس بیابان زایی در نایروبی – كنیا مورد بحث قرار گرفت .لیكن بدلیل عدم حمایتهای اجرایی و مالی ، تلاشهای صورت گرفته جهت برخورد با این معضل ناكام ماند . بنابراین در سال 1992 ، كنفرانس محیط زیست و توسعه سازمان ملل یا به اصطلاح اجلاس ریو شرح كنوانسیون مبارزه با بیابان زایی سازمان ملل رامورد بررسی قرار داد . این كنوانسیون تنها كنوانسیون بر گرفته  از توصیه مستقیم دستور جلسه 21 كنفرانس می باشد،كه در  17 ژوئن 1994در پاریس تصویب ودر دسامبر 1996 به اجرا گذاشته شده است .و اولین و تنها چارچوب  قانونا لازم الاجرای بین المللی است كه به منظور طرح مسئله بیابانزایی تنظیم گردیده است . زیربنای كنوانسیون بر اساس اصول مشاركت ، همكاری و تمركز زدایی تشكیل شده است . . در حال حاضر بیش از 180 كشور متعاهد كنفرانس هستند كه حقیقتا آنرا از لحاظ جهانی قابل دسترس ساخته است .
 برنامه های عمل و گزارشهای ملی
برنامه های عمل ملی در كانون كنوانسیون قرار دارند وچارچوبی معقول و قانونی برای اجرای آن در سطوح ملی و محلی تشكیل می دهند . این برنامه ها به منظور شناسایی عوامل موثر در بیابانزایی و اقدامات عملی لازم در مبارزه با آن و و كاهش اثرات خشكسالی تهیه می شوند . كنوانسیون خاطر نشان می سازد كه كشورهای مبتلا به آنها را شرح و با مشاركت كامل جوامع محلی وتمامی سهامداران علاقمند به اجرا گذارند، ودر یكپارچگی كامل با دیگر برنامه های توسعه قراردهند.
علاوه بر این،كشورهای متعاهد و ناظران كنفرانس كشورهای متعاهد را مرتبا در جریان پیشرفتهای انجام گرفته از اجرای كنوانسیون قرار می دهند .بر اساس اینگونه گزارشات ملی پیشرفتهای انجام گرفته طی تشكیل كمیته بررسی اجرای كنوانسیون (CRIC)،كه هئیتی وابسته به كنفرانس كشورهای متعاهد می باشد و سالیانه برگزار می شود،ارزیابی و مورد تحلیل قرار می گیرد،تا بهترین روشها شناسایی وكمبود ها و محدودیتها مشخص گردد.

كنفرانس كشورهای متعاهد(COP)
كنفرانس كشورهای متعاهد هئیت عالی تصمیم گیرنده است .  این هئیت اجرای كنوانسیون را بررسی نموده،تبادل اطلاعات را تسهیل ساخته وبودجه و برنامه های فعالیت هئیتهای وابسته را تصویب می نماید، با سازمانهای بین المللی ،   NGOs ودیگر كنوانسیونهای مربوطه همكاری می نماید.  
كمیته علم و تكنولوژی (CST)
این كمیته بر اساس ماده  24كنوانسیون بعنوان هئیتی وابسته به  COPتشكیل گردید.تهیه اطلاعات و ارائه خدمات مشاوره ای در خصوص مطالب تكنولوژیكی و علمی مربوط به بیابانزایی و كاهش اثرات خشكسالی عمده وظایف این كمیته را تشكیل می دهد.اعضای آن را نمایندگان دولت تشكیل می دهند.این كمیته اولویتهای تحقیقاتی را شناسایی  و راههای تحكیم همكاری میان محققان را پیشنهاد می نماید.كنوانسیون مشوق حمایت از دانش سنتی كه حمایتگر توسعه پایدار است،بوده ضمن اینكه تبادل آخرین داده ها،اطلاعات و تكنولوژی را از طریق CST تسهیل می نماید.
 
كمیته بررسی اجرای كنوانسیون بیابانزدایی
این كمیته در سال 2001 توسط  COP و به عنوان هئیتی فرعی تشكیل گردید.وظیفه این كمیته بررسی و تحلیل گزارشهای ارائه شده به COP5 می باشد  كه بیانگر وضعیت اجرای كنوانسیون توسط كشورهای متعاهد و ناظران با نقطه نظر بهبود بخشی انسجام ،اعمال و كارآیی سیاستها و برنامه هایی است كه هدفشان برگرداندن توازن آگرو- اكولوژیكی در اراضی خشك می باشد.

مترجم:سیمین رئیسی زاده

تاریخ ارسال: 1348/10/11
تعداد بازدید: 6336
ارسال نظر