وسعت بیابانهای ایران

وسعت بیابانهای ایران
تاریخ طولانی استفاده انسان از زمین موجب گردیده در بسیاری موارد نتوان عوامل طبیعی و انسانی را در بررسی مسائل مربوط به بیابان عملاً از یكدیگر متمایز نمود، همچنین به دلیل نبودن ارقام مشخصی كه تا حدی بخاطر اختلاف عقیده زیادی كه در تعاریف بیابان وجود دارد، مشخص نمودن وسعت بیابانهای ایران نیز مشكل است [1] . ولی آنطور كه منابع اطلاعاتی نشان می دهد، بیابانهای ایران دارای وسعت قابل ملاحظه ای است كه به دلیل عواملی چون چرای مفرط و بی رویه دام و گسترش زراعت دیم، در حال پیشروی است. لازم به ذكر است در این مورد نظر زمین شناسان با بیولوژیست ها فرق می كند. بیولوژیست ها و یا كارشناسان امور زیستی از نظر كشاورزی گناه را به گردن ندانم كاری ساكنان كویر و چرای بیش از حد چند شتر یا بز گرسنه نسبت  می دهد ولی زمین شناسان را عقیده براین است كه باید حدوث بیابان را در شرایط زمین شناسی و موقعیت ناهمواریهای سطح زمین (ژئومورفولوژی) جستجو كرد كه در طول زمان اثر عمده داشته و امروز ما وارث آن شرایط گذشته زمین شناسی می باشیم . این شرایط را كه منجر به برهنگی سطح بیابان از جمله بیابان لوت و فرار زندگی از داخل و پیشروی آن بسوی كناره های آن خواه به صورت چادر نشینی و یا تشكیل دهات شده است باید در عوامل زمین شناسی جستجو نمود [2] . اگر چه برخی دیگر با استناد به منابع و مدارک تاریخیِ تخریب جنگلها و پوشش گیاهی را در طول زمان سبب توسعه بیابانهای ایران می دانند بطور مثال در عالم آرای عباسی در شرح لشكركشی شاه عباس به خراسان برای منكوب كردن ازبكان آمده است: اله وردی خان والی فارس، خود را در مدت 2 هفته از شیراز به بسطام كه اردوگاه شاه عباس بود رسانیده و بخشی طولانی از این مسیر را در كنار كویر و از میان جنگل های بادام كوهی عبور كرده است؛ همچنین در منابع دیگر از تاغزارهای فراوان طبیعی بیابانهای ایران سخن به میان آمده است. روشن ترین مثال را می توان در كاهش سطح جنگل های شمال کشور از 18 میلیون هكتار به 12 میلیون در سی سال گذشته بیان كرد پس می توان قبول كرد كه وضعیت بیابانهای ایران از ابتدا به این صورت نبوده است به طوری كه كارشناسان منابع طبیعی و صاحب نظران شدت تخریب و بیابانی شدن را یک درصد سطح کشور می دانند از این نظر هر سال حدود 1.650.000 هکتار بر وسعت بیابانها افزوده می شود [3] . به این ترتیب هر ساله سطح وسیعی از مراتع و اراضی كشاورزی را از دست می دهیم به عبارتی در غالب نقاط كشور، كشاورزی ما دائماً در معرض تهدید بیابانی شدن می باشد و متاسفانه اثرات این تهاجم را در گذشته و حال در جای ، جای كشور می توان مشاهده نمود و این خطر زندگی همه را تهدید می كند .حتی آنهایی كه در بهترین شرایط آب و هوایی زندگی می كنند به طور غیر مستقیم با آن روبرو هستند خصوصاً اینكه بیش از 80 درصد از سطح كشور را مناطق خشك و نیمه خشك در بر گرفته و بر اساس بر آورده های به عمل آمده حدود 20 درصد از سطح كشور یعنی بیش از 32.5 میلیون هكتار را نیز اراضی بیابانی و كویری تشكیل می دهند (جدول۱).

اعتقاد بر این است كه در هنگام تخریب منابع طبیعی باید ردپایی از ناآگاهیها و دخالتهای بی مورد انسان را جستجو كرد و با دخالت انسان اثر شرایط سخت آب و هوایی نیز در كنار فعالیتهای سوء و غلط او شدت می یابد. در میان اقدامات ناهنجار انسان می توان بهره برداری بی رویه كشاورزی بوسیلة شخم در اراضی شیب دار و در جهت شیب، تك كشتی بویژه غلات و اغلب با شیوه ای كه خاك در طی یك دوره از سال عریان است (آیش )، چرای بی رویه دام، بزیر كشت بردن مراتع و قطع درختان و درختچه ها و بوته ها (كه به طور طبیعی تكثیر می شوند)برای تهیه سوخت های خانگی را مشخص نمود. وضعیت اخیر بسیار حاد است. در اثر چرای بیرویه و قطع رستنی ها، زمینهای لگدمال شده توسط جانوارن، لخت و عریان شده و با فرسایش آبی و بادی مواجه می گردند و در یک کلام آثار سوء بیابان زایی پدیدار می شود. این نوع بیابان زایی سریعتر از بیابان زایی است كه با تغییرات آب و هوایی رخ می دهد. یكی دیگر از شیوه های بهره برداری غلط از زمین، تبدیل مراتع به زمین های زراعی بویژه كشت دیم است. حد كشت دیم با بارش سالانه بیش از 250 میلی متر تعیین می شود و حتی با توجه به خشكسالیها میانگین بارش سالانه باید 350 میلی متر و بیشتر از آن باشد از این رو مناطقی كه از این حد كمتر بارندگی دارند، ‌بزیر كشت بردن آنها از نقطه نظر علمی نادرست است .

 


محمد خسروشاهی

تاریخ ارسال: 1389/4/15
تعداد بازدید: 2523
ارسال نظر