معیارهای معرف‌ خاك برای تعیین محدوده بیابان

معیارهای معرف‌ خاك برای تعیین محدوده بیابان
مقدمه:
خاك بعنوان بستری برای محل استقرار و رشد گیاهان در ارزیابی‌های اكولوژیك از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. خاك های مناطق بیابانی شامل گروهی از خاك های موجود می باشند كه به لحاظ تأثیر عوامل مختلف در زمان تشكیل و یا در سیر تكامل خود خواص ویژه ای پیدا كرده اند، چرا كه این خاكها در شرایط اقلیمی و زمانهای متفاوتی از مواد مادری تشكیل شده اند. با توجه به نوع عوامل مؤثر در تشكیل و تكامل خاك ها و شدت اثرگذاری آنها، بیان خصوصیات و شرح ویژگی خاك های مناطق بیابانی در محدوده ای خاص قابل ارائه است. در تمامی سیستمهای طبقه بندی خاك ، طبقاتی به خاكهای بیابانی اختصاص یافته و ویژگیهای آن تشریح شده است. سیستمهای طبقه بندی كشورهای مختلف، بر مبنای داده‌های خام مطالعات خاك همان كشورها شكل یافته است بطور مثال سیستم طبقه بندی امریكایی Soil Taxonomy بر اساس تجزیه وتحلیل دهها هزار پروفیل شاهد كه از اوایل قرن بیستم مطالعه شده بود استوار است كه نهایتا در سال 1975 جمع بندی و به صورت یك روش جامع، طبقه بندی و ارائه گردید و همواره بر اساس اطلاعات جدید مورد اصلاح قرار گرفته است. هر دو سال یكبار راهنمای اصلاحات آن منتشر می شود مخصوصا در سالهای اخیر بیشترین تغییرات مرتبط با مناطق خشك بوده است. دركشور ما نیز از دهه 1340 تاكنون مطالعات خاكشناسی و قابلیت اراضی به تعداد فراوان و با دقت و كیفیت های متفاوتی انجام یافته وحجم بزرگی از اطلاعات را فراهم آورده است. بطور كلی بیشتر خاكهای مناطق بیابانی ایران در دو ردة اریدیسول و انتی سول قرار میگیرند (هر چند خاكهای ورتی سول، اینسپتی سول و مالی سول نیز در مرز این خاكها و در داخل مناطق بیابانی ممكن است یافت شوند)، این خاكها اغلب دارای رژیم رطوبتی اریدیك بوده و در بعضی مناطق دارای رژیم رطوبتی اكوئیك هستند. از این نظر می توان گفت ویژگی‌های محدود كننده و یا تقویت كننده خاك برای استقرار و توسعه‌ی حیات گیاهی، شاخص مهمی از عامل خاك است كه برای تفكیك قلمروهای مناطق مختلف بكار می رود. از اینرو بیابان‌ها با ویژگی‌های محدود كننده خاك مواجه بوده و این ویژگی‌ها می‌توانند محدوده گسترش مناطق بیابانی را بازگو نمایند. در این مطالعه ویژگی‌های محدود و مهمی از خاك شامل شوری، قلیائیت، گچ، عمق، بافت و سله بندی برای تعیین قلمرو مناطق بیابانی در نظر گرفته شده است و محدوده بیابانهای خاك‌شناسی شامل مناطقی بوده است كه اساساً تمام واحد‌های اراضی یا بخشهای زیادی از آن‌ها، دارای ویژگیهای شیمیایی و یا فیزیکی خاصی است كه برای ایجاد یا توسعه زیست‌گیاهی محدودیت ایجاد می‌نماید.
هدف اصلی مطالعات خاك در طرح تعیین قلمرو جغرافیایی محدوده های بیابانی یافتن ارتباطات منطقه ای وناحیه ای در شرائط خاص بیابانهای كشور بین عواملی نظیر چرخه آب شناسی، مواد مادری، اقلیم، ویژگیهای پیكرشناسی زمین (ژئومرفولژی) از یكسو و روند تشكیل و تحول و درجه حاصلخیزی خاك از سوی دیگر است كه همگی آنها در نوع و تراكم پوشش گیاهی متجلی شده است.
بطوركلی عامل اصلی ایجاد و شكل گیری بیابان ناشی از شرایط اقلیمی است به همین دلیل خصوصیات خشكی یكی از ویژگیهای معمول بیابانها بشمار می رود. اقلیم در تشكیل و تكامل خاك نیز نقش اساسی داشته و عمدتاً ویژگیها و خصوصیات خاكها بطور مستقیم و یا غیر مستقیم تحت تاثیر آن می باشد. لذا در این بخش از مطالعه چون بیابان از دید خاكشناسی مد نظر می باشد، طبیعتاً به موضوع اقلیم بعنوان یك عامل اشاره نمی شود. اما باید توجه داشت كه بدلیل اثرات مستقیم و غیرمستقیم آن در بروز كلیه صفات و خصوصیات خاكها، این فاكتور خود به خود تقریباً در تمامی موارد مستتر بوده و نقش خود را ایفا می كند.
اصولاً زمانی خاك را میتوان بیابانی نامیدكه یك یا چند مورد از ویژگیها و خصوصیات مورفولوژیكی زیردرسطح و یا خاك سطحی وجود داشته باشد.
الف- خصوصیات مورفولوژی سطح خاكهای بیابانی:
1 - سنگفرش بیابانی (Desert Pavement) و یا درصد سنگریزه بر روی سط‍ح.
2– سطوح جلادار و براق سنگها: این سطوح در صورتی كه در ارتباط با سنگریزه های موجود بر روی سطح خاك باشند، مورد توجه هستند. لذا سطوح براق سنگ ها با عنایت به توضیحات قبلی و اینكه خاك نیستند، مورد نظر نخواهد بود.
۳–دق های رسی.
۴- قشرهای سخت شده یا نسبتاً سخت سطحی ناشی از تجمع املاح.
۵- وجود نمك واملاح بدون سختی یا رسوبات تبخیری و یا خاك پف كرده.
۶- وجود شن زارهای فعال و غیر فعال.
۷- فرسایش بادی و آبی و یاآثار آن در قشر سطحی خاك .
۸-- وجود هزار دره هاو یا اراضی بدلند (Badland ).
۹- عدم پوشش و یا پوشش گیاهی ضعیف خصوصاً از نوع شور رویها.
ب- ویژگی خاكهای مناطق بیابانی:
1 – عدم تكامل پروفیلی ،تشكیل كانیهای رسی درحد می نیمم، عدم وجود ساختمان و یا نوع آن، عمق كم خاك، سختی زیاد خاك.
2 - وجود افق ها وكفه های نمكی و رسی در نزدیك سطح، وجود لایه های ضخیم گچ و نمك در خاك.
3 - میزان موادآلی كم، فعالیت خیلی كم میكروارگانیزمها، رنگ روشن خاك، كمبود عناصر غذایی، اسیدیته بالا.
4 - شوری بالا ( غالبیت عناصر سدیم، پتاسیم،كلسیم و منیزیم)، پتانسیل كم آب، میزان شستشوی بسیار كم، درصد اشباع بازی بالا.
5 - بافت سبك یا خیلی سنگین، نفوذپذیری كم آب.
6 - سطح بالای آب زیر زمینی، شوری بیش از حد آبهای زیرزمینی.

تاریخ ارسال: 1390/9/20
تعداد بازدید: 2880
ارسال نظر