روستای مصر / کویر مصر / تور روستای      مصر ایران / درباره کویر مصر بیشتر بدانیم

روستای مصر / کویر مصر / تور روستای

 

 مصر ایران / درباره کویر مصر بیشتر بدانیم

روستای مصر ایران همانند جزیره ای است در اقیانوس کویر ، روستایی بدور از هیاهوی شهر و آرمیده در همسایگی طبیعت کویر ، سالهاست هیاهوی گردشگران چرت پاییزه و زمستانه این طبیعت مملو از آرامش را می پراند و آنچه در طبق اخلاص دارد به تمامی وجود به عاشقان کویر می بخشد تا آنها با دستی پر از سفری متفاوت به خانه های خود بازگردند
اما همین کویر به ظاهر آرام و زیبا اگر بدون راهنما و بدون دانش و علم کویر نوردی وارد آن نشوند ممکن است شما را با خطرات جدی مواجه نماید . برای آشنایی با روستای مصر متن زیر را مطالعه بفرمایید :
جایی بسیار دور از شهرهای شلوغ ، درست نزدیک به مرکز پهنه ی یک میلیون وششصد و چهل و هشت هزار و
صد و نود و هشت کیلومتر مربعی ایران و درمیانه ی کویری پهناور ، جزیره ای کوچک درمیان شنهای روان به نام روستای مصر واقع است، روستایی که درست مثل خود کویر شگفت است وحیرت انگیز.
هرچند که پهنه ها، بلندی های و پستی های طبیعت سراسر شگفتی است؛ اما شگفتی منحصربه فرد، شگفتی کویر افسونی که تنها باحضورقابل درک است.
نه متن ، نه عکس و نه هیچ رسانه ی دیگری حتی نمی تواند رویای کویر را تمام و کمال زنده کند. اما گریزی نیست از پارادوکس نوشتن از کویر چرا که حضور در کویر هیچ گاه دائمی نیست.
شنهای روان این منطقه که محلی ها باترکیب زیبای فارسی (ماسه بادی) رمل از آن نام میبرند همه چیز این دریاست که برخلاف دریای مرسوم کمتر موجودی زنده یا مرده در آن یافت می شود، این ماسه بادیها تادیوار به دیوارچینه های روستا و زمینهای کشاورزی آن پیش آمده اند و درعین لطافت بسیارچونان آب روان،گویی به انتظارنشسته اندتاروستا را هم درنوردند اما مردمان کویر دردل این دریای شن، با توسل به کاریز (قنات) این ابتکار خاص ایرانیان، جزیره ای ساخته اند، بستر نعمت: خرما، انار، صیفی و... شاید هم همین نخلهای استوارند که این سرسبزی را میان این همه بی آبی و داغی به ارمغان آورده اند.
این روستا، واحه ایست در 40 كيلومتري شرق جندق كه حضور جهانگردان خارجي در آن، يكي از شيرينترين خاطرات 40 خانوار ساكن در آن است و جندق نیز شهر کویری کوچکی است که درست در میانه ی راه دامغان به نائین و اصفهان قراردارد.
روستای مصر دهکده ایست جدا افتاده از جاده ی اصلی که بیشتر به آوردگاهی می ماند که درآن درختان کهن و راست قامت نخل به همراه سازه های خشتی و بادگیرهای آفتاب خورده اش، مدتهاست مشغول زورآزمایی با تپه های لغزان شن هستند، آباد بومی با نزدیکترین فاصله بامیانه ی ساحلی جنوبی کویر نمک که در نخستین برخورد با معماری خاص روستا و اندک آدمهای آن که به نظر نمی رسد هیچ کدام عجله ای برای رسیدن به مقصد داشته باشند.
روستای مصر با دو روستای بسیار کوچک دیگر به نامهای روستای امیرآباد و  آبادی فرحزاد دریک خط شمالی– جنوبی به طول حدود 6 کیلومتر واقع شده اند تعداد خانوارهای ساکن در آبادی فرحزاد کمتراز انگشتان یک دست است و امیرآباد نیز فقط محلی است برای کشاورزی اهالی مصر . آنجاست که آدمی پی به سخت کوشی مردمان کویر می برد در امیرآباد بوی باغ ایرانی حس میشود گویی به شمال کشور آمده ای هوایی مطبوع و دلپذیر، خرمن های گندم و جو و در بهار بوی گل سنجد است که توجه آدمی را جلب می کند.
آب کشاورزی و شرب روستا از طریق یک قنات که سرمنشا آن تا روستا نزدیک 25 کیلومتر فاصله دارد، تامین می شود که آب نسبتا شیرین و گوارایی است.
خانه های روستا، مسجد و دبستان آن هم دوطرف خیابان اصلی که آب قنات ازمیانشان می گذرد، قرارگرفته اند.
ورودی روستا دواتاق کوچک مقابل هم قرارگرفته اند که داخل یکی ژنراتور بزرگی است که برق روستای مصر و روستای هم جوار آنرا ( روستای فرحزاد) تامین می کند و دیگری تنها مغازه ی روستاست که مجهزبه خط تلفن ثابتی است که ارتباطات مخابراتی ساکنان یا احیانا مسافران را برقرار می کند (ارتباط با تلفن همراه میسرنیست).
برق روستای مصر هم قبلا به دلیل عدم قرارگرفتن درشبکه ی سراسری از 5 صبح تا 10:30 شب متصل بوده وراس ساعت 10:30برق و صدای موتور برق قطع می شده و هم اکنون درتمام طول 24 ساعت برق روستای مصر وصل است البته در آبادی فرحزاد سکوت بیشتر از روستای مصر است چون صدای نهیب ژنراتور دیزلی شنیده نمی شود.
شمار اهالی روستای مصر را 170 نفر تخمین می زنند که البته در گذشته این رقم بیشتربوده، اما سیل بزرگی که چند سال پیش رخ داد و سبب ویرانی نیمی از دهکده را فراهم آورد، سبب شده تاروند مهاجر فرستی روستای مصر با شتاب قابل تامل افزایش یابد.
این روستا در 40 کیلومتری شرق جندق و 50 کیلومتری شمال شهر خور از توابع استان اصفهان قراردارد. موقعیت جغرافیایی روستای مصر  34/04 شمالی و 54/47 شرقی می باشد.
و اما شهر جندق شهریست کوچک وقدیمی که تا تهران 650 کیلومتر فاصله دارد. این شهر در 350 کیلومتری شمال شرقی اصفهان قراردارد موقعیت جغرافیایی آن عرض 33:56:23 شمالی و طول آن 54:21:29 شرقی است، ارتفاع آن نیز از سطح آبهای آزاد 1213متر می باشد.
کویر جندق از شمال به کویر بزرگ، ازغرب به کویر ریگ جن و رشته کوههای جندق ، از جنوب به بیابانهای اطراف کویر خور و از شرق به حاشیه ی جنوبی دشت کویر محدود می شود.
این شهر در 260 کیلومتری جنوب دامغان است سراسر این 260 کیلومتر هم صرف نظر از چند روستای کوچک ابتدای مسیر، بیابان است و عاری ازدست کاری و خراب کاری بشر در طبیعت.
طبق آخرین سرشماری جمعیت شهر جندق 4000 بوده که اکثرا به دامداری و کشاورزی مشغول اند.
از مهمترین محصولات آن می توان به زعفران، سیر، گندم و جو اشاره کرد البته نانهای شهر جندق را ازیاد نبرید که بسیار لذیذ است.
زبان مردم جندق فارسی است ولی مردم بعضی از روستاها مثل گرمه – اردیب – ایراج و فرخی لهجه ی ویژه ای دارند و در زبانشان واژگان پهلوی بسیار است.
جندق در زمانهای گذشته در مسیر شاهراه ارتباطی کاروان گذر جندق به بیدستان قرار داشته و کاروانهایی که ازسمت جنوب ایران قصد عزیمت به ری و شمال کشور را داشته اند، پیش از عبور از دریای کویر در جندق اتراق می کرده اند. درحال حاضر جندق محور ارتباطی اصفهان، نائین، انارک، جندق، دامغان، مشهد است و مسافرانی که از اصفهان و شهرهای جنوبی ایران قصد عزیمت به مشهد را دارند، از این محور استفاده می کنند.
این شهر کوچک برای خودش موزه ایست تاریخ این شهر به دوران ساسانی بر می گردد در زمانی که انوشیروان دادگر این مکان را به عنوان تبعیدگاهش انتخاب کرده بود قلعه و بارویی ساخته که طی سالیان دراز دور قلعه را خانه هایی محصورکرده است و حالا جندق شهریست در دل کویر .
مردم این شهر اندک زراعتی دارند و درخانه های ساده شان دارقالی برپاست. اینجا شهر شاعریست با نام یغمای جندقی . خانه ی قدیمی این شاعر در قلعه ی جندق واقع است ... یغمای جندقی شاعر عهد قاجار است.
شهر جندق چیزی کمتر از ابیانه ندارد اما از اقبال ابیانه هم نصیب نبرده، که به تهران نزدیک باشد و گوشه نظری به آن شود. همه جای این شهر به خصوص قلعه بافتی قدیمی دارد و حتی بافتی 1500 ساله.
طاقها و رواقهای کوتاهی درکوچه ها دیده می شود و چون در قدیم راهزنها به شهر حمله میکردند درب خانه ها را کوتاه می ساختند، طاقهای کوتاهی در کوچه بنامی کردند تا اسبهای راهزنها وارد خانه ها و حریم حرمت دارشان نشوند.
چاههایی که به قنات وصل می شوند درهمه ی خانه های قلعه وجود دارنداین چاهها به شکل عجیبی ساخته شده اند و برای اینکه راهزنها نتوانند از طریق قنات وارد حیاط خانه ها شوند این چاهها به شکل مارپیچ ساخته شده اند تاآدمی نتواند از آن رد شود.
این شهر پراز اسرار است و افسوس که همه ی بادگیرها، اسرار و حتی مردم این شهر به فراموشی سپرده شده اند...
قلعه ی این شهر جز معدود قلعه هایی است که با گذشت چند صد سال ازعمرآن هنوز مسکونی است این قلعه درشمال جندق واقع است و جنوب آنرا کوچه باغهای پرپیچ و خم با دیوارهای گلی وپرچین های زیبا تشکیل داده اند درضمن این باغها محصولات اندکی ازتوت، زردآلو و گلهای محمدی و نرگس می دهند.
قدمت جندق مسلما به قبل ازاسلام برمی گردد واین از قلعه ی موجود دراین شهر پیداست
درکتب از جندق نوشته اند کتابهایی مثل بر ساحل کویر نمک، تاریخ قومس، سفرنامه ی ناصرخسرو و... که در اینجا به ذکر مطالبی ازکتاب تاریخ قومس تالیف عبدالرفیع حقیقت بسنده می کنم:
در صفحه ی 267 کتاب مذکور اینگونه آمده که قصبه ی جندق(جرمق) یا(گندک) جز بخش خور و بیابانک در 65 کیلومتری شمال باختر خور در مسیر شوسه جندق به انارک واقع است.
چون این قصبه از سمت شمال که به کویر سمنان منتهی می شود اولین آبادی ولایت مذکور می باشد، بنابراین آنرا جندق و بیابانک نامیده اند نه اینکه(بیابانک) نام دهی مخصوص دراین ولایت باشد، بطور کلی لفظ بیابانک به کلیه دهات این منطقه اطلاق می شود مخصوصا بیاضه
قصبه جندق درشمال غربی کویر قومس( کویر مرکزی ایران) واقع است و تا آخرین قسمت بیابانک 25 فرسنگ و تا کویر قومس 6 فرسنگ و تا سمنان از راه کویر چهل فرسنگ فاصله دارد.
این قصبه در جلگه واقع جزء نقاط گرمسیر است، سکنه آن 9550 نفر است ولی بواسطه کم آبی و عدم امکان فعالیت همگانی مردم این قصبه اکثرا جلای زادگاه گفته و در شهرستانهای سمنان، دامغان، یزد، نائین، شاهرود، مشهد و طهران پراکنده می باشند، دین مردم جندق شیخی و شیعه و زبان آنان فارسی و دارای لهجه مخصوص محلی است، آب آن از چشمه و قنات محصول قصبه غلات، پسته، خرما، شغل مردان زراعت صنایع دستی زنان عبا و کرباس بافی، راه شوسه، دبستان دارد درحدود 40 باب دکان و پاسگاه ژاندارمری دارد، دارای معدن سرب می باشد و قبلا استخراج می شده است.
قصبه ی جندق تقریبا دارای 50 مزرعه ی کوچک و بزرگ می باشد در این قصبه زمین نفت دیده می شود که می گویند به نفت سمنان(خوریان) مربوط میشود .
این قصبه محل تولد میرزا ابوالحسن یغمای جندقی شاعر معروف دوره ی قاجاریه است که شرح احوال وی درفصل شاعران قومس در این تالیف بیان خواهد شد

تاریخ ارسال: 1390/9/20
تعداد بازدید: 4356
ارسال نظر