بيابان چبيست ؟

بيابان چبيست ؟                                                 
تقريباً يك سوم سطح زمين را بيابان ها اشغال كرده اند،
سرزمين هاي خشكي كه بارندگي ناچيز آن تنها پوشش گياهي تنك و حيات جانوري و انساني اندكي را حمايت مي كنند. بيابان ها را گاه دنيايي خشن و اسرار آميز، و در مواردي نيز به عنوان محيط هايي مخاطره آميز و اكتشافي توصيف كرده اند. اين مناطق خشك را به اين دليل بيابان  مي نامند كه سرزمين هاي بي آبي هستند. اين سرزمين ها ممكن است گرم و يا مناطق سردي باشند. سرزمين هايي وسيع كه از شن و يا سنگريزه و سنگ، و گاهي همراه با گياه تشكيل  مي شوند. اما آنچه مشخص است: بيابان ها هميشه خشك هستند. بيابان ها را به اين دليل آزمايشگاههاي طبيعي مي دانند كه فعل و انفعال هاي مربوط به باد و گاهي آب را در سطوح خشك سياره ي زمين مطالعه مي كنند. اين مطالعات شامل رسوباتي از كاني هاي موجود است كه در محيط هاي خشك بياباني شكل گرفته و يا در معرض فرسايش واقع شده اند. به خاطر اين كه سرزمين هاي بياباني خشك هستند، مكان هاي واقعي براي مصنوعات انسان محسوب شده و در اين محيط ها نيز فسيل ها محفوظ باقي مي مانند. بيابان ها محيط هاي حساس و شكننده اي مي باشند كه بد رفتاري با آن مشكلات جدي و دامنه داري را در ديگر بخش هاي جهان به همراه خواهد داشت.
وجود  بيابان هاي متعدد در جهان، تعريف هاي تقريباً متعدد و سيستم هاي طبقه بندي گوناگوني را نيز از  بيابان موجب شده است. اساس بيشتر اين طبقه بندي ها تركيبي است از: تعداد روزهاي باراني، مجموع باران سالانه ، درجه حرارت ، رطوبت و يا فاكتورهاي ديگر. در سال 1953 پورايل مايگز[1] مناطق  بياباني زمين را بر اساس ميزان بارندگي، به سه دسته تقسيم نمود. در اين نوع از سيستم   طبقه بندي جديد، سرزمين هاي به شدت خشك، با 12 ماه بدون بارندگي؛ سرزمين هاي خشك با كمتر از 250 ميليمتر باران سالانه و سرزمين هاي نيمه خشك با ميانگين 250 تا 500 ميليمتر بارندگي مشخص مي شوند؛ سرزمين هاي خشك و به شدت خشك را بيابان ها تشكيل مي دهند. چمنزارهاي نيمه خشك را عموماً استپ مي خوانند.
 تأثيرات اتمسفري سرزمين هاي خشك       
         ما در بخش پاييني پوشش گازي اتمسفر زندگي مي كنيم ؛ كه محدوده ي جاذبه ي زمين نيز محسوب مي شود. به خاطر گردش وضعي زمين و انحراف محور آن، گردش عمومي جو از فرايندهاي پيچيده اي برخوردار است. محور زمين از سطح محوري، 5/23 درجه انحراف دارد؛ در نتيجه ي اين انحراف، اشعه ي خورشيد ي در آغاز انقلاب تابستاني، بر 5/23 درجه ي عرض جغرافيايي شمال و روي مدار رأس سرطان، تابش عمودي دارد؛ و در آغاز انقلاب زمستاني، اشعه ي خورشيدي بر مدار 5/23 درجه ي عرض جنوبي و روي مدار رأس الجدي عمود مي تابد. نيمكره ي شمالي، بيشترين ساعات روشنايي را در روز انقلاب تابستاني داراست؛ و در روز انقلاب زمستاني داراي كمترين ساعات روشنايي در هر سال مي باشد. كجي محور زمين گرمايش گوناگوني را در سطح زمين ايجاد مي كند كه سبب تغييرات فصلي در گردش جهاني مي گردد. در مقياس سياره اي، گردش هوا بين استواي گرم و قطبين سرد شمالي و جنوبي، كمربندهاي گوناگون فشار را ايجاد مي كند كه هوا را تحت تأثير خود قرار مي دهد. اشعه ي خورشيدي باعث گرمي هوا در استوا شده و ايجاد يك مركز كم فشار در اين منطقه مي نمايد. به هر حال چنين الگوي ساده اي از همرفت اتمسفري، با گردش زمين به دور خود كامل  مي شود كه معرف نيروي كوريوليس است. براي درك منشأ اين اثر، موارد زير را در نظر بگيريد: چوبي به طور عمودي در زمين قطب شمال قرار دارد و معادل گردش محوري زمين، گردشي را به دور خود خواهد داشت؛ اين چوب در استوا به دور دايره اي حدود 40000 كيلومتر به دور زمين حركت خواهد كرد. 
اثر نيروي كوريوليس، قانون اول حركت نيوتن را نشان مي دهد كه يك جسم در حال حركت، حركت خود را با همان سرعت و جهت ادامه خواهد داد مگر آن كه از سوي نيروهاي بيروني عملي روي آن صورت گيرد. بنابر اين ، بادي از طرف استوا و در جهت شمال حركتش را ادامه خواهد داد، سرعت اين باد در استوا با سرعت گردش زمين در همين محل منطبق  مي باشد؛ در صورتي كه وزش آن در عرض هاي بالاتر در حالتي است كه زميني كه روي آن قرار دارد، آهسته تر حركت مي كند. عموماً اثر نيروي كوريوليس براي جريان هاي هوا و بادهايي كه در سطح زمين با جهت غربي- شرقي مي وزند، محاسبه مي شود.. " وزش باد بين سرزمين هايي است كه فشارهاي اتمسفري  متفاوتي دارند."
 نيروي كوريوليس روي الگوي گردش عمومي جو زمين تأثير مي گذارد. در مناطقي بين عرض هاي 30 درجه ي شمالي و 30 درجه ي جنوبي، هواي سطح زمين به سمت استوا جريان داشته و در سطوح بالا حركتي رو به سمت قطب خواهد داشت. اين سرزمين كم فشار بادهايي را در سطح زمين و نزديك استوا ايجاد مي كند كه به بادهاي تجاري معروف مي باشند؛ مانند دلدروم .حوالي عرض هاي 30 درجه ي شمالي و 30 درجه ي جنوبي ، در كمربندهاي پرفشار جنب حاره، جريان هاي هواي رو به سمت قطب، به سمت زمين فرود مي آيند. اين هواي نزولي نسبتاً خشك هستند؛ زيرا رطوبتي را كه قيلاً داشته، روي جنگل هاي باراني حاره از دست داده است. نزديك اين منطقه از مركز پرفشار، كه حاصل هواي نزولي مي باشد، بادها در سطح زمين ضعيف و تغيير پذير هستند. اين مناطق به عرض هاي اسب شهرت دارند؛ گمان مي رود كه نام اين سرزمين از دريانوردان استعماري گرفته شده باشد؛ كساني كه هنگام عبور از اين عرض ها در اقيانوس با مانع روبرو مي شدند و مجبور بودند محموله هاي خود را كه اين اسب ها باشند، به دريا پرتاپ كنند تا در برابر آب محفوظ بمانند.
هوايي كه از اين كمربندهاي پرفشار به سمت استوا جريان مي يابد، در هر دو نيمكره، تحت تأثير نيروي كوريوليس به سمت غرب منحرف مي شود. چون بادها نامشان را از جهتي كه مي وزند    مي گيرند، در نيمكره ي شمالي اين بادها را بادهاي تجاري شمال شرق؛ و در نيمكره ي جنوبي به بادهاي تجاري جنوب شرق معروف هستند. بادهاي تجاري در منطقه ي آرامگان استوايي با هم برخورد مي كنند. اين بادهاي سطحي به عنوان بادهاي غربي، از عرض هاي اسب به سمت قطبين جريان مي يابند. در عرض هاي 50 تا 60 درجه ي شمالي و جنوبي، اين بادهاي غربي با بادهاي شرقي قطبي برخورد مي كنند .
     نزديك سطح زمين، جهت بادها تحت تأثير نيروي اصطكاك و تغييرات توپوگرافي واقع مي شوند. بادها ممكن است روزانه، فصلي و پراكنده باشند. همچنين بادها بر اساس سرعت، بادهاي لطيف شمالي تا تندبادهايي با سرعت بيش از 300 كيلومتر در ساعت را شامل مي شوند.

تاریخ ارسال: 1390/9/21
تعداد بازدید: 1077
ارسال نظر