A PHP Error was encountered

Severity: Notice

Message: Trying to get property of non-object

Filename: libraries/stat.php

Line Number: 62

دامغان(استان سمنان)

    دامغان
    دامغان با وسعت 312/12110 کيلومتر مربع از طرف شمال به خط الراس و به کوههای البرز، از شرق به شهرستان شاهرود، از جنوب به دشت کويرمرکزی ايران و از غرب به شهرستان سمنان منتهی می شود. دامغان در طول جغرافيايي بين 53 درجه و 15 دقيقه و 55 درجه و 20 دقيقه و عرض جغرافيايي بين 34 درجه و 45 دقيقه و 36 درجه و 58 دقيقه قرار دارد. ارتفاع شهر از سطح دريا 1170 متر و اختلاف ساعت آن با تهران 11 دقيقه و 5 ثانيه است .
    جاذبه های توريستی شهرستان دامغان
    خداوند، مناطق مختلف شهرستان دامغان را زيبا آفريد و خلق خدا در گذشته دور، شهر دامغان را اذا هم شهر و هم مناطق طبيعی، آن دارای بناها و مناظر طبيعی زيبا هستند.در شهر دامغان بناهای متبرکه، آموزشی، بهداشتی و بازرگانی قديمی ساخته شده که قدمت بعضی از آنها به قرنها می رسد: مسجد، مدرسه، حمام عمومی، کاروانسرا، ضمن آنکه از لحاظ سبک و هنر به کار رفته زيبا هستند، بطور هماهنگ و در فواصل از يکديگر بنا شده اند که نه تمرکزی بيهوده و نه توزيعی دور از اقتصاد شهری را سبب شوند و از اين لحاظ نيز بخش قديمی دامغان از بافت بسيار مناسب و زيبايي برخوردار است، به عبارت ديگر، دامغان شهری بوده است منسجم که پيکره های اصلی و فرعی اش با يکديگر هماهنگ شده اند و فضايي را به وجود آورده اند که هم تابع اقليم و هم تابع تاريخ و هم پيرو نيازهای کارهای توليدی و انجام مراسم مذهبی و امور آموزشی و خدماتی بوده و محلات شهر، هر يک مجهز به بناهای خاص خدمات عمومی (از مذهبی تا بهداشتی و از مدارس تا دکانها) بوده است.از ويژگيهای بخش قديمی دامغان، نسبت به ديگر شهرهای استان سمنان و حتی ديگر شهرهای کشور، اين است که در هيچ شهری جز دامغان کوچه ها و گذرهای فراخ را نمی يابيد که جوی های آب از ميان آن بگذرند و از سر ديوار هر حياطی، درختی و يا شاخه ها آن، خود را به رهروان عرضه کند.اما دست کم، از دو دهه پيش به اين طرف، شهر دامغان شاهد رويدادهايي بوده و هست که به دگرگونی آن دامن زده و توسعه هماهنگ آن را در راستاهای نو، قرار داده اند. علاوه بر شهر دامغان که با داشتن سبکی خاص خود و بناهای متبرکه و فرهنگی و تجاری قديمی بسيار جالب، به عنوان جاذبه های توريستی (که به آنها فقط اشاره ای شد) هم در مناطق کوهستانی بالا دست و هم در مناطق دشتی و کويری پايين دست، با اقاليم و چشم اندازهای متفاوت، مناظر و امکاناتی وجود دارد که می تواند به عنوان محل های توريستی، مورد توجه بيشتری قرار گيرد به عنوان مثال: چشمه علی با مناظر طبيعی بسيار زيبای آن در مناطق کوهستانی و ييلاقی در شمال دامغان (در رشته کوه البرز) که تفرجگاه عمومی ساکنان شهر و مناطق اطراف برای حدود هفت ماه از سال می باشد، از جاذبه های توريستی اين منطقه به شمار می رود. نواحی دشتی جنوبی دامغان که ضمن داشتن آب و هوای خشک، از تنوع شرايط طبيعی بسيار جالبی برخوردار است از آن جمله اند:
    کوير حاج علی قلی يا کوير چاه جم و تنوع پوشش زنده (گياهان) و پوشش غير زنده آن (نمکزار و تپه های ماسه ای به اشکال مختلف). ارتفاعات جنوبی دامغان که دشت دامغان را از منطقه دشت کوير جدا می کند. اين کوههای کم ارتفاع، با دارا بودن ترکيبات و تشکيلات متنوع، مناظر الوان و زيبايي را بوجود آورده اند که برای هر بيننده ای بسيار جالب است، به ويژه گنبد های نمکی آن.واحه ها يا روستاهای کوچک حاشيه دشت کوير مانند معلمان و سينگ و... که نمونه ای از يک زندگی در شرايط سخت طبيعی و اقليم خشک و نامساعد را نشان می دهد که در سالهای اخير به علت پرت و دور افتاده بودن آن، تاسيساتی را در آن برای توليد برق از انرژی خورشيدی به وجود آورده اند که بر جاذبه توريستی اين منطقه افزوده است. اين روستاها در واقع در واقع حکم بنادر در دريای کوير هستند با اين تفاوت که جای آب، در ساحل دريای خشک و نمکی سابق قرار گرفته اند. سازندها يا تشکيلات زمين ساختی مربوط به دوران سوم زمين شناسی به نام نئوژن که بعد از روستای معلمان و در ساحل دريای نمک واقع شده و با داشتن ترکيبات گوناگون (نمک، رس و...) مناظر الوان و بسيار زيبايي دارند. در اينجا قابل ذکر است که در آريزونا و کاليفرنيای آمريا از اين نوع تشکيلات زمين ساختی وجود دارد که به آن گلدن کينون (Golden canyon) يعنی زمين های فرسايش يافته طلايي می گويند و از مواردی است که توريست را به آن نقاط جلب می کند و اين راه، درآمد سرشاری هم دارند. اما در کشور ما با داشتن اين گونه تشکيلات، چه درمنطقه دامغان و چه در مناطق ديگر، آن هم در سطحی بسيار وسيع و زيباتر از آنچه در آمريکاست، به آنها توجه نداريم و بدون استفاده مانده و حتی آنها را به عنوان عوامل نامساعد و مايه بدبختی منطقه می پنداريم.بنابر اين شهرستان دامغان از لحاظ جاذبه های توريستی غنی است که اگر درست برای آن برنامه ريزی بشود می توان هر گروه توريست را برای چندين روز در دامغان سرگرم کرد.
    به نظر می رسد اين نام ترکيبی از ترکی (تاری ؛ خدا ) و خانه فارسی است . « گدار » باستان شناس معروف درباره مسجد تاريخانه چنين نوشته است:« نمونه ای از بناهايی که مقدم بر دوره سلجوقيان است می توانيم ارئه دهيم يعنی مقدم بر دوره ای که نمونه اصلی مساجد ايران در آن تشکيل يافته است دو نمونه از ميان آنها مسجد جامع نائين و تاريخانه دامغان است » تاريخانه به معنی خانه خدا است و آن را مسجد چهل ستون هــــــم می نامند و اين رقم اغلب در ايران نماينده آن نيست که حتماً چهل ستون داشته باشد بلکه به معنی ستون های متعدد است نقشه اين بنا نقــشه مساجد صدر اسلام است که از هر عنصر خارجی عاری است. در دوره سلجوقيان به جای مناره خشت و گلی آن که ريخته بود برجی از آجر ساخته اند . اين مناره جديد را در جای مناره قديم نساخته اند بلکه در کنار آن بنا کرده اند . اين بنا شامل صحنی است تقريباً مربعی که از چهار طرف طاقهايی دارد و يکی از طاق نماها که عميق تر از ديگران است جای مقصوره مسجد را دارد و به همين جهت مواجه با قبله است نقشه اين مسجد ساده ترين و خالص ترين و حتی می توان گفت علمی ترين مساجد صدر اسلام است . در بنای تاريخانه يعنی در اشــــــکال معماری که در آن به کار برده اند و در شکل ساختمان هيچ چيز نيست که ايرانی خالص نباشد حتی می توان گفت در اين بنا هيچ شکل و هيچ جزئی از ساختمان نيست که متعلق به معماری زمان ساسانيان نباشد .
   تپه حصار دامغان
    در کاوش های تپه حصار دامغان، در سالهای 1310 و 1311 ه.ش سه دوره استقرار آشکار شده، آثار و بازمانده فرهنگ های گوناگون از دوران پيش از تاريخ تا دوران اسلامی به دست آمده است. مردم ساکن تپه حصار بر پايه مهرهای استامپی (مسطح) و استوانه ای(سيلندری) که از اين محل به دست آمده، در دوران پيش از تاريخ دارای خط و يا گونه ای علامت اختصاری بوده اند. پيدايش اين خط می رساند که اين مردمان دارای خط بودند و می نگاشتند و مهرهای يافت شده، پاسخ نامه های آنان است و بی گمان با بين النهرين و درّه سند در پيوند بازرگانی بوده اند. از سوی خاور با جلال آباد و بدخشان از طريق شهر سوخته سيستان، تجارت سنگ لاجورد و در کوهی داشته و به بين النهرين و ايلام فلز صادر می کردند، زيرا در تپه حصار کوره ذوب فلز و قطعه های ريز سری پيدا شده است. بر پايه آزمايشهای کربن 14 ، ديرين ترين لايه تمدنی حصار از 6 هزار و 600 سال پيش استو جديدترين دوره فرهنگی در همين تپه، در حدود 3 هزار و 900 سال پيش است. از اين رو در بين ديرين ترين لايه های فرهنگی تا جديدترين لايه های حصار، 2 هزار و 700 سال معماری، فرهنگ، تاريخ و زندگی انسان نهفته است. با به دست آمدن استخوان چهارپايان، چون گاو، گوسفند، بز، غزال، و شتر می توان اهميت دام و دامپروری را در ميان اين مردمان دريافت. همچنين با بدست آمدن دانه های نباتی، مانند: کنجد، پنبه دانه، گندم، جو و حتی انگور، می توان پذيرفت که کشاورزی، کشت دانه های نباتی، کشت گندم و جو به همان اندازه دامپروری، شکوفا بوده است. با توجه به گفتار بالا می توان گفت که زندگی اقتصادی مردم تپه حصار، در سه دوره ياد شده، بر سه اصل : پيوند بازرگانی، دامپروری و پرورش طيور و کشاورزی استوار بوده است.
  برج طغرل
    در جنوب روستای مهماندوست و بين مهماندوست و روستای امام آباد ساختمان آجری بدون سقفی است که در سال 490 هجری قمری ساخته شده است. در آجر کاری آن دقت و مهارت عجيبی به کار رفته است که هم اکنون پس از 935 سال تيزی لبة تزئينات قرنيز با آن همه پيچ و خم آن از مسافت چندين متری پديدار و مشخص است و در تزئينات آجری آن خصوصاً حاشيه قرنيزهای بالای آن قطعات بزرگ آجر را طوری تراشيده اند که گويي مانند چوب به وسيله اره کار کرده باشند و تمام پيچ و خمها و چين خوردگيهای آجرها را با لبه های تيز از کار درآورده اند. تاريخ بنا با زمان سلطان سنجر سلجوقی مطابقت دارد. معلوم نيست که چرا اين بنا سقف ندارد. مردم محل آن را امامزاده قاسم می گويند، و می گويند سابقاً برای اين برج سقف ساخته اند ولی پس از گذشت شبی، صبح ديدند سقف ندارد!
    گنبد پيرعلمدار
    در نزديک مسجد جامع و مدرسه حاج فتحعلی بيگ گنبدی است به سبک ساختمان چهل دختران اما نه به آن ظرافت و زيبايي. قريب سيزده متر از سطح زمين تا نوک گنبد ارتفاع دارد و مقبرة محمد بن ابراهيم پدر ابوحرب بختيار ممدوح منوچهری است. در سال 417 قمری (1008 سال پيش) بنا شده است. در داخل گنبد کتيبه ای به خط کوفی و سورمه ای رنگ نوشته شده که از حيث هنر کم نظير است.
    قلعه گردکوه
    قلعه گردکوه در غرب دامغان و در نزديکی روستاي قدرت آباد واقع شده است. فاصله اين قلعه تا روستا 8 کيلومتر و تا دامغان حدود 15 کيلومتر می باشد ديواره های اين قلعه از جنس سنگ و گچ می باشد که آنرا احاطه کرده اند. اين قلعه دارای سه آب انبار مسقف می باشد که در قسمت جنوبی دژ واقع شده و هر سه به هم راه دارند آب آنها از چشمه پيخار به وسيله جويي که قبلاً وجود داشته تامين می شده است. گردکوه به شکل گنبد می باشد و احتمالاً به همين خاطر آن را بدين نام ناميده اند. اين قلعه در شاهنامه فردوسی با نام دژ گنبدان آمده است و شاعر در چندين مورد بدان اشاره کرده است، از آن جمله آمده است که اسفنديار فرزند گشتاسپ مدتی به فرمان پدرش در اين قلعه زندانی بوده است:
    بر دندش از پيش فرخ پدر سوی گنبدان دژ پر از خاک و سر
    شهرت گردکوه بيشتر به دوران اسماعيليه بر می گردد. به زمانی که حسن صباح و فدائيان بی باکش با کاردهای زهر آلودشان وحشت به جان تمامی حکام و فئودالهای سلجوقی انداخته بودند. در آن دوره فردی به نام رئيس مظفر حاکم دامغان بود وی دعوت حسن صباح را پذيرفت و از آنجا که فرد ثروتمندی بود قلعه الموت را به مبلغ سه هزار دينار خريد و به حسن صباح داد او همچنين نامه ای به برکيارق پادشاه سلجوقی نوشته و از او خواست که قلعه گردکوه را به او ببخشد شاه سلجوقی نيز موافقت کرد و قلعه را به وی داد. رئيس مظفر در راه آبادی اين قلعه تلاش زيادی کرد و تمامی ثروت خود را در اين راه خرج کرد. وی قلعه را کانون تبليغ فرقه اسماعيليه کرده بود و هيچ کمکی را از آنها دريغ نمی کرد.
    چشمه علی
    چشمه علی در دره با صفايي واقع شده است و تا شهر دامغان 35 کيلومتر فاصله دارد در قسمت جنوبی مجموعه چشمه علی ساختمانی قرار دارد که توسط آغا محمد خان قاجارساخته شده است. در سمت شمالی و در داخل درياچه به فاصله قريب پانصد متر از تپه های آبده، ساختمانی است دو طبقه و دارای ايوان و محصور در آب که توسط فتحعلی شاه قاجار ساخته شده است. طبقه فوقانی و تحتانی از دو طرف باز است و هر کس در آن بنشيند می تواند دو طرف آن را ببيند در اطراف و در اطراف درياچه چشمه های زيادی است که از آنها آب خارج می شود. و يکی از آنها که در پای درختی کهن است و آب با فشار از آن می آيند می گويند؛ سم اسب حضرت علی(ع) در اينجا فرو رفته و آب بيرون آمده و قطعه سنگ بزرگی که روی آن نقشی دارد کنار اين چشمه است و درختان چنار کهنی که زائران چشمه علی به شاخه های آن قطعه های پارچه گره زده اند و به اصطلاح دخيل بسته اند. و علت اينکه به اين چشمه ، چشمه علی می گويند را همين موضوع می دانند. اما در واقع اسم اين چشمه ترکی است و «الی بلاغ» است نه علی. و دانسته نيست اين نام ترکی «الی بلاغ» (پنجاه چشمه) از کجا آمده است. در هر صورت اين مکان زيارتی و تفريحی مکان مناسبی برای مسافران به خصوص مسافرينی که از شمال خود را به اين منطقه می رسانند می باشد.
    تاريک خانه دامغان جلوه ای از هنر ايرانيان
    ايالت پرآوازه قومس (کومش) با سابقه ديرينه و افتخارآميز خود ابنيه و آثار متعدد و ارزشمندی از دورانهای مختلف قبل و بعد از اسلام به يادگار دارد که هر يک از آنها، سند هويت و گواه اهميت اين منطقه محسوب می شود. در بين بناهای تاريخی اين ايالت، مسجد تاريخانه دامغان از شاخصيت ويژه ای برخوردار و شهرت جهانی دارد و قبل از آن که ساير ابنيه تاريخ قومس مطرح و مورد توجه قرار گيرد، اين مسجد بواسطه بعضی ويژگی های معماری آن، از ميراثهای گرانقدر فرهنگی کشور معرفی و به ثبت رسيده است. در رابطه با خصوصيات منحصر به فرد اين بنای عظيم ايرانی و اسلامی، «مسيو گدار» فرانسوی رسالة نسبتاًمفصلی نوشته که ترجمه آن در شماره 1 و 2 سال اول مجله «مهر» مورخ خرداد و تير سال 1312 شمسی درج و در کتب مختلف تاريخ و جغرافيای دامغان نقل گرديده که علاقمندان برای استفاده از متن کامل و آگاهی از جزئيات فنی اين بنای ارجمند، بايستی به منابع ياد شده مراجعه نمايند و در اينجا برای اجتناب از اطاله کلام، قسمتی از رساله مزبور را که حاوی نکات ويژه مقاله می باشد نقل می کنيم:
    «نقشه اين مسجد ساده ترين و خالص ترين و حتی می توان گفت علمی ترين نقشه های مساجد صدر اسلام است. تصادف بسيار خوبيست که اين مسجد در ايران واقع شده و مخصوصاً از دوره ايست که بناهای اسلامی هنوز در تحت نفوذ سبک های ايرانی در نيامده و در ضمن بر ما معلوم می کند که مساجد ايران، گذشته از نقشه چه چيزهاي ديگر از اعراب پذيرفته است. بنابراين چنين به نظر می آيد که مساجد ايران فقط اثر مختصریاز نقشه های مساجد عرب پذيرفته باشد. در بنای تاريخانه يعنی در اشکال معماری که در آن به کار برده اند و در شکل ساختمان، هيچ چيز نيست که ايرانی خالص نباشد. حتی می توان گفت در اين بنا هيچ شکل و هيچ جزئی از ساختمان نيست که از بناهای ديگر ناحيه ای که اين مسجد در آن ساخته شده است تقليد کرده باشند. ستونهای تاريخانه دارای طاقهای ضربی وسيعی است که موازی با نماهاست و در تمام طول خود از طرف بيرون يعنی از طرف مسجد باز است و مانند ايوانهای واقعی بنهای ساسانيانست. اين طرز ساختمان به کلی ايرانيست. بقيه بنا با قسمت های ديگر آن متناسب است. طاقهای آن رومی نيست و حتی از آن طاقهای منکسر هم نيست که آنها را طق ايرانی می نامند و استعمال آن در ايران و اطراف ايران در زمان «بنی عباس» به بعد معمول شده، ولی طاقهای کامل دوره ساسانيان است که زنجيره دار می ساختند و مرکب از دو پايه مرتفع است. تعداد و اشکال پايه های طاقهای اين بنا در کمال وضوح ثابت می کند که آنرا مکرر تعمير کرده اند. ولی قسمت عمومی نقشه آن کاملاً متعلق به بنای اصلی است.نقشه اين بنا با رواقهای وسيع آن به همان حال اصلی بدوی خود نيست. زينت های معماری آن در بعضی ستون ها مخصوصاً طاقهای آن ايرانی نيست و منسر و جرزهای تاريخانه نيست.»
    ضمناًآقای گدار پس از شرح و بسط جزئيات سبک بنای اين مسجد و قياس آن با قصر سامانی مکشوفه در «تپه حصار» دامغان، به زمان ساخت آن پرداخته و می نويسد: «طاقهای مقصوره اين مسجد هنوز کاملاً ساسانی است. معذالک اندک تمايلی در آن ديده می شود که در قله آن انکساری توليد کنند و طاقهای رواق آن حالتی از شکل مخصوص طاقهای ايران دارد. از طرف ديگر معلوم است که تبديل طاقهای ساسانی به طاقهای منکسر «بين النهرين» در ظرف قرن هشتم ميلادی پيش آمده، انحنای درگاه های دروازه بغداد که بازمانده قصری است که «هارو الرشيد» در «رقه» در سال 174 هجری بنا کرده، همان انحنايي است که بخصوص معماری اسلام می شود. اگر ما در اين دوره تصادف تکامل معماری ايرانی را در ايران و در بين النهرين محتمل بدانيم، می توان تصور کرد که تاريخانه در ميان قديمی ترين زمان ممکن يعنی جلوس اولين خليفه عباسی «سفاح» در132 هجری و سلطنت هارون الرشيد (170-193 هجری) ساخته شده، يعنی در حدود اواسط قرن دوم هجری»
    آری، مسجد تاريخانه دامغان با دارا بودن چنين سابقه ديرپای و هنر معماری اصيل آن است که مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی و علمای باستانشناسی و معماری بوده و همه ساله گروه بسياری را برای ديدار و عکس برداری به سوی خود می کشاند. نگارنده در مسافرت اخير به دامغان، با فصت بيشتر، ضمن تهيه بليط ورودی از قسمت های مختلف مسجد ديدار و عکسبرداری کرده و متاسفانه با وضعيتی مواجه شدم که تصديع و تنظيم اين مقاله را در پی داشته و لازم است اوليای محترم ميراث فرهنگی به اين سطور عنايت خاص مبذول و اقدام عاج معمول و غفلت روا نداشته و اين اثر ارجمند اسلامی را از خطر انهدام مصون نگاه دارند، در سقف رواق ها، هم قسمت شمال و هم ناحيه جنوبی بالاخص ترک های فاحشی ايجاد شده و به احتمال قوی موجب فرو ريختن سقف ها و ديوار ناحيه جنوبی مسجد خواهد شد.
    البته مسئولين برای پيشگيری از چنين پيش آمدی با نصب تير چوبی بصورت خيلی ابتدايي و غير فنی، ظاهراًخطر را مهار کرده اند، ولی اين عملکرد از مهندسين و کارشناسان ارجمند ميراث فرهنگی دور از انتظار بوده و در حاليکه مشاهده می شود در ساير نقاط و در مکان های دور دست منطقه، برای تعمير و يا بازسازی مدفن «شاعر» و يا عارفی ميليونها تومان هزينه کرده و آن مکان را از يک ويرانه خشت و گلی، با استفاده از مصالح مرغوب، به بنايي با شکوه و آبرومند تبديل و نگاهداری می کنند، آيا سزاوار است که تاريخانه (خانه ای از خانه های خداوند) با اين سابقه درخشان تاريخی و اينکه مورد توجه خاص صاحبان ذوق و هنر می باشد، اين چنين مورد کم توجهی قرار گرفته و در اثر تاخير در تعميرات اساسی، هزينه های بسيار سنگينی را بر بودجه ميراث فرهنگی کشور تحميل نمايد؟ البته نمی گوييم که چرا برای فلان عارف و يا فلان شاعر چنين هزينه شده است، زياد بايستی شود، چون شاعران و عارفان از هر نقطه که باشند از مفاخر فرهنگی کشور محسوب و هر چه که در مورد بزرگداشت آنان صورت گيرد، موجب مسرت و سرافرازی و افتخار است، ولی حرف بر سر اين است که چرا برای تاريخانه آنچنان که شايسته اين اثر گرامی و الهی می باشد، اقدام بنيادی صورت نگرفته؟ شايد به اين سبب که در دامغان قرار گرفته؟ بطور قطع چنين است، زيرا اگر تاريخانه در اصفهان يا مراکز ديگر استانها واقع شده بود، اين سان بی مهری درباره آن روا نمی داشتند و چون گوهری گرانبها از آن محافظت می کردند.
    به هر حال اگر غير از اين است، چه بهتر که اوليای محترم ميراث فرهنگی، عکس اين استنباط را ثابت کنند تا نگارنده ضمن ندامت از نوشته خود، عذر تقصير بخواهد. ضمناض نبايد ناگفته گذاشت که در چند سال اخير تعميراتی در قسمت های مختلف انجام شده و مسجد را از وضعيت نا به سامان گذشته خارج کرده و ظاهر را آراسته اند و بنا به اظهار متصدی فروش بليط، مقرر است که زمين و خانه های اطراف را خريداری و فضا سازی نمايند، که لازم است به اين تصميم شايسته و پسنديده آفرين گفته و توفيق کامل مسئولين محترم را در اجرای اين نيت پاک از درگاه خداوند متعال خواستار شديم، ولی موضوعی که در اولويت قرار دارد همانا نجات سقف مسجد است که هر لحظه خطر در کمين بوده و اميد است با اين يادآوری، از وقوع حادثه ای ناگوار جلوگيری شده و با انجام عمليات اساسی، يکی از ميراث های ارجمند و با شکوه اسلامی اين ايالت (استان سمنان) را به صورت مناسبو مطابق شئونات آن تعمير و محفوض نگاه دارند و دعای خير همگان را برای خود تامين نمايند. ان شاء ا...

تاریخ ارسال: 1390/9/21
تاریخ بروزرسانی: 1390/10/11
تعداد بازدید: 2191

Fatal error: Call to a member function row() on a non-object in /home/persiade/public_html/system/application/frontend/models/commentsmodel.php on line 12