مشاهیر نایین

   
مشاهیر نایین :
نائین در منطقه ای بیابانی و کویری واقع شده است . بطوری که خشکسالی های ادواری و خشونت های آب و هوای و شرایط بسیار نامناسب جغرافیایی در طول قرنها تاریخ این شهر تاثیر لازم را برچهره آن کذاشته است .نائین هیچگاه چشمه های جوشان و کوه های سر به فلک کشیده نداشته است . همچنانکه هرگز بارانهای طولانی و به موقع کام خشک زمین شوره زارش را تر نکرده است. امادر گذر زمان ، نائینی های سخت کوش و پر تلاش با اتکاء به لطف بی دریغ الهی و برخورداری از اراده ای پولادین ((.. به دنیایی مادی ورفاه دنیوی پشت نموده و با تحمل درد ورنج و سختی وپایداری در مقابل مشکلات و نابسامانی ها و گذر از خارها جانگزا به قله معرفت دست یافته و تشنگان دانش را به بوستان فضیلت نوید داده و مشتاقان حکمت را به بزم خویش فرا خوانده اند...)) فرمانی که مرحوم بلاغی در کتاب تاریخ نائین آورده و مربوط به سال 700 هجری است بیانگر آمادگی نائین برای گسترش تشیع است . این فرمان مشخص میکند شخصی که در این برای خطابت مسجد جامع نائین اعزام شده از سادات شیعه  بوده است . بهر حال ،نائین با این سابقه دینی و فرهنگی و علمی از دیر باز فر هیختگان و اندیشمندانی داشته که برخی ازآنان درزمره نام آوران علم وادب و عرفان و شعر وخوشنویسی و طب وسایر رشته های هنر و فرهنگ اسلامی کشورمان به حساب می آمده اند . به یقین معرفی کامل این بزرگان معروف خود کتابی جداگانه می طلبد . بنابراین دراین بخش با معرفی اجمالی برخی از این بزرگان یادشان را گرامی می داریم . توضیح این نکته را نیزضروری می داند که شرح زندگی این بزرگان به ترتیب حرف الفبا آمده و سعی براین بوده است که حتی الامکان بزرگان رشته های مختلف و مربوط به زمانهای گوناگون(هرچند مختصر) مورد معرفی قرارگیرند.
1- امامی :میرزا حسین آقا . (تولد 1295 شمسی ، وفات 1351 شمسی )
2-بقائی نائینی :میرزا باقر خان ادیب (تولد؟ وفات 1302 )
3-بقائی نائینی :جلال ( تولد 1288 شمسی ، وفات 1376 شمسی)
4- بقائی :میرزا محمد خان (غوغا) (تولد 1260 شمسی ،وفات ؟)
5- بلاغی : سید حسن (مجتهد نائینی ) (تولد ؟ وفات 1312 شمسی )
6- بلاغی : عبد الحجت (تولد 1280 شمسی )
7- بلاغی : صدرالدین( تولد 1290 قمری ، وفات ؟)
8- پیرزاده : حاج محمد علی (تولد 1251 قمری ، وفات 1321 قمری )
9- پیرنیا :ابوالحسن خان (معاضد السلطنه ) ( تولد ؟ ، وفات 1318 شمسی)
10- حسن پیرنیا :مشیرالدوله دوم (تولد 1261 هجری ،1252 شمسی – وفات 1354 هجری ، 1314 شمسی)
11- پیرنیا : دکتر محمد کریم (تولد 1301 شمسی ، وفات 1376 شمسی )
12- پیرنیا : میرزا نصرالله خان مشیرالدوله (تولد ؟، وفات 1325 قمری )
 13- جامع نائینی : محمد نقی ( محیط ) ( تولد 1300 شمسی ، وفات ؟ )
14- جلالی نائینی :دکتر سید محمد رضا (تولد 1297 شمسی )
15- جلوه :حکیم میرزا ابو الحسن ( تولد 1238 هجری قمری 1314 قمری )
16-حاج عبد الوهاب نائینی: (جد خاندان پیرنیا ) (تولد 1118 قمری )
17- حاج محمد حسن کوزه کنانی: ( جد خاندان پیرزاده ) (تولد 1152 قمری ، وفات 1250 قمری )
18 حاج ملا محمد حسن (مرتاض): (تولد 1275قمری ، وفات 1354 قمری )
19- طبا طبائی نائینی حاج میرزا محمد سعید:  ( تولد 1293 هجری 1255 شمسی ، وفات 1378 هجری ، 1337 مری )
20- حاج میرزا محمد حسین نائینی غروی :(آمیرزای نائینی ) ( تولد1277 قمری نائین ، وفات 1255 قمری نجف اشرف )
21- رحیمی نائینی : دکتر مصطفی (تولد 1304 شمسی )
22- سالک :حاج محمد رضا
23- صفاء السلطنه نائینی (علیخان ):(تولد 1246 هجری قمری ، وفات 1318 هجری قمری )
24-صفاء السلطنه دوم ( عباس خان): (  وفات   1358تولد، 1282 قمری قمری )
25- طبا طبا ئی نائینی : میرزا رضا خان ( تولد 1290 هجری ، وفات 1350 هجری ،1310 شمسی )
26- طرب نائینی
27- عالم نائینی :( حاج میرزا محمد محیط ) (تولد  1278 قمری، وفات 1333 قمری)
28- عامری نائینی : علی محمد ( تولد  1280 شمسی ، وفات 1357 شمسی )
29 - دکتر حسین فاطمی 
30- ملا حسن نائینی: ( آرندی ) (وفات 1270 هجری)
31- ملا محمد حسن (مرتاض ):  (تولد 1275 هجری، وفات 1354 هجری)
32- محمد علی مصاحبی:  ( عبرت نائینی) تولد 1258 هجری
33- میرزا ابوالقاسم نائینی:  ( سلطان الحکماء) (تولد 1245 هجری قمری ، وفات 1322 هجری قمری )
34- میرزا رفیع الدین طبا طبا ئی (میرزا رفعیا )
35- نوری نائینی:  ( دکتر محمد سعید ) تولد 1321 شمسی خوشنویسان نائین
نائین را شهر خوشنویسی و خوشنویسان می دانند ، اکثر تذکره نویسان در معرفی شعراو گویندگان نائینی هنر خوشنویسی آنها را نیز در کنار شعر وادب ذکر کرده اند . این مطلب در مورد سایر زمینه ها نیز کاملا مشهود است . علاقه به خط و خطاطی باعث شده تا شهر نائین پیوسته خوشنویسانی صاحب نام داشته باشد برخی از آنان عبارتند از:
1-عبد العظیم نائینی : از خوشنویسان اواخر دوران صفویه است وی فرزند محمد رفیع میباشد .  
2- میرزا احمد خوشنویس : متوفا به سال 1250 قمری از خوشنویسان دوران قاجار .          
3- میرزا حسین علی خان وزیر ( طبا طبائی ): متوفا به سال 1267 هجری از خوشنویسان دوران محمد شاه قاجار . 4- میرزا محمد علی خان فرزند سید عابد: از خوشنویسان اواخر دوران قاجار است که در سال 1300 هجری همزمان با سلطنت ناصر الدین شاه قاجار وفات یافت .
5- میرزا مهدی خان فرزند میرزا ابولقاسم خان سلطان الحکماء ( که شرحش گذشت ): وی متوفا به سال 1300 هجری است وی قبل از پدر فوت کرده است.
6- بانو مریم: ( این زن خواهر مشیر الدوله است که خط او را استادانه ذکر کرده اند در کتاب تذکره خوسنویسان معاصر خط اورا در زمره خوشنویسان برجسته ذکر می کند .
7- میرزا حسن خان نائینی: که در سال 1300هجری در کذشت
8- میرزا نصر الله خان مشیر الدوله: متوفا به سال 1320هجری قمری .
9- میرزا عبد الحسین فلسفی: متوفا به سال 1314 فرزند سید حکیم .
10- میرزا محمود خوشنویس: متوفا به سال 1335هجری قمری
11- میرزا حسنعلی: متوفا به سال 1328 هجری فرزند میرزا معصوم .
12- میرزا محمود چاووش فرزند میرزا احمد: متوفا به سال 1335قمری .
13- میرزات ابو طالب خان رحیمی فرزند میرزا حسین: متوفا به سال 1300هجری قمری
14- میرزا محمد خان بقائی :متخلص به غوغا به سال 1345هجری قمری .
15- میرزا محمود خان ثقة السلطنه: متوفا به سشال 1308 شمسی .
16- میرزا طاهر اعلامی فرزند ابوطالب باغچه ای: متوفی به سال 1308 هجری شمسی .
17- ملا محمد رضا : وی از تحسین مکتب دارن نائین است که اکثربزرگان رجال ازشاگردان او بوده اند مرحوم معلم نائینی در سال 1300 شمسی وفات یافته است .
18- میرزا حسین منشی باشی:فرزند حاج میرزا محمد صادق خان که در سال 1304 شمسی در گذشته است 
19- میرزا حسن عماد الشریعه امامی: فرزند عبد الحسین متوفا به سال 1308 شمسی.
20- میرزا عبد الحسین حکیم: فرزند سید ابراهیم حکیم متوفا به سال 1314 شمسی. شاعران نائین
مرحوم امامی نائینی شعرای نائین را ازاوائل دوران قاجار به ترتیب حروف الفبا ذکرمی کند. این شعرا عبارتند از :
میرزاابوالقاسم خان جوهرالشعراء ، میرزا باقرخان ادیب ، جلال بقائی ، میرزاحسین علی تاج الحکماء ، میرزاحسین خان وزیرزاده (طایر) سیدحسن رجا، سید حسن تمر، سید حسن مصطفوی (سرشار)، حسینعلی پیرنیا، میرزاعبدالوهاب خان شجاع السلطان ، سید عبدالحجت بلاغی ، میرزاعلی خان تلگرافچی ، دکترعلی پیرزاده ، میرزاعلی خان صفاءالسلطنه(مشتاقی)، ملاعلی فارغ الشعرا، حاج میرزاکوچک ، حاج میرزامحمد مجتهد، میرزا سیدمحمدخان بزرگ، میرزاسیدمحمدخان مجتوبی عترت، میرزاسیدمحمدخان نبوی ، حاج آقامحمدعلی پیرزاده ، میرزامحمدعلیعبرت، میرزامحمدعلی مشعل الشعرا، میرزا محمودامام جمعه،میرزامصطفی وکیلی ، میرزامحمدسعیدامامی(متخلص به فردی)، میرزا محمدعلی امامی.  آیت اله میرزا حسین غروی نائینی
از تولد تا اجتهاد
میرزا محمد حسینی نائینی ، فرزند حاجی میرزا عبد الرحیم ،شیخ الاسلام نائین در سال1277هجری قمری در شهر نائین در استان اصفهان به دنیا آمد . وی پس از فراگیری مقدمات علوم دینی در زادگاهش ، در سن 17سالگی جهت ادامه تحصیل به اصفهان رهسپار گردید و در منزل حاج محمد باقر اصفهانی اقامت گزید . در حوزه علمیه اصفهان ، دانشهای مقدماتی را به پایان رسانید و علم اصول را از ابوالعلی کرباسی و فلسفه و کلام را ازمحضر بزرگانی چون شیخ جهانگیر خان قشقایی ، شیخ محمد حسن هزار جریبی و شیخ محمد تقی نجفی اصفهانی وفقه را نزد محمد باقر اصفهانی فرا گرفت . سپس در سال1303هجری قمری برای ادامه تحصیل راهی عتبات می شود وپس از توقفی کوتاه وارد سامره می شود واز تدریس اساتیدی چون سید مجدد شیرازی ، سید اسماعیل صدر و سید محمد فشارکی بهره می برد و در این حوزه است که مورد توجه ویژه میرزای بزرگ شیرازی واقع می شود و در اواخر دوران مرجعیت میرزای بزرگ در کارهای مهم به ایشان کمک میکند و حتی نگارنده ویژه نامه ها و بیانیه های میرزای بزرگ می شود . تا این که پس از مرگ ایشان در سال1312هجری قمری وی سید اسماعیل صدر را به عنوان استاد ارشد خود انتخاب می کند و بالاخره در سال1314هجری قمری وارد حوزه کربلا می شود وسپس به حوزه نجف مشرف شود از درس آخوند خراسانی سیراب میگردد ودر اینجا نیز به دلیل توانمندیهای علمی که داشت طرف مشورت آخوند خراسانی قرار می گیرد ویکی از اعضای هیات استفاء ایشان می شود . از نظر علمی سرآمد روزگار بوده به گونه ای که آقا بزرگ تهرانی از مقام علمی وآگاهی ژرف ایشان بر دانشهای مختلف سخن می راند و بویژه در زمینه علم واصول وی را مجدد بشمار می آورد . بدین ترتیب نائینی بر سکوی بلند استادی در حوزه نجف اشرف قرار می گیرد و دیری نپایید که درس تحقیقی وعلمی او مورد توجه بسیاری ازعلما قرار گرفت به نحوی که حوزه درس او جایگاه بلندی برخوردار گردید وپس از حوزه درس آخوند خراسانی مقام اول را بدست آورد .شیوه تدریس ایشان مبتنی بر آگاهیهای علمی و تحقیقات متکی بر استدلال و برهان بود . چنانکه به زعم آقا بزرگ تهرانی ، نائینی دقت نظر و باریک بینی بی مانندی داشته است . از ویژگیهای نائینی ، آگاهی از پدیده ها ورویدادهای تاریخی در بررسی وتحلیل مسائل وپدیدهای علمی ، سیاسی ، اجتماعی است . وی آگاه به زمان بود و شاید این صفات بود که در او حسن مسولیت در برابر آینده اسلام وکشور ایجاد کرده واو را وارد فعالبتهای سیاسی نموده است . 
مبانی نو اندیشی و نوآوری میرزای نائینی
نوجویی ـ نوگرایی لازمه ونشانه حیات آدمی است و درطول تاریخ نوآوریهای خود به زندگی شادابی وپویایی داده اند در این میان آنانکه در قلمرو دین دست به نوآوری زده اند بسپارند . اما نوآوری دینی در تمام تاریخ با دو مشکل عمده مواجه بوده است .
الف) وجود افراد تنگ نظرکه دین را از زاویه فردی می نگریسته ویا به قول امروزی هرنوع تفسیری را از دین جایز نمی دانسته وبا هر گونه نو فهمی سرناسازگاری داشته وبلا فاصله حکم تفکیر را صادر می کردند .
ب)عوام که متاثر از دسته اول بوده اند .
اما درباره مبانی نوآوری آیت الله میرزا حسین غروی نائینی می توان این گونه توضیح داد که، ایشان در زمانی که زندگی میکردکه بازار نو اندیشی و نو آوری گرم بود به گونه ای که از سوی فرهنگ غربی با فرهنگ دینی در تقابل سختی قرار گرفته بود و از سوی دیگر روشنفکران ایرانی در برخورد با مغرب زمین دچار بی هویتی و خود باختگی شده بودند . باضافه اینکه ایشان در عراق از مجلات اصلاح طلبان و روشنفکران مسلمان چون سید جمال الدین اسدآبادی در نوآوری او موثر بوده اند طبعا محیط وزندگانی فکری نائینی در عراق او را با مبارزات آزادی بخش آشنا کرده و از اندشه های اصلاح طلبانه متاثر نموده بود چنانکه در همین عراق بودکه کتاب طبایع الاستبدادعبدالرحمن کواکبی را مطالعه کرده بود این کتاب که در موضوع ونوع خود بخصوص در آن زمان بی سابقه بود ، تاثیر به سزایی در افکار اهل نظر و دانشمندان اسلامی میگذاشت ، چنانکه در فکر عمیق و روح آدمی فقیه عالیقدر ایت الله نائینی اثری ایجاد کرد و موجی پدید آورد که از قلمش کتاب دقیق و مستدل (( تنبیه الامه تنزیه الهله فی لزوم مشروطیه الدوله المنتخیبه لتقلیل الظلم علی افراد الامة)) تراوش گردید .بدین ترتیب این زمینه ها وی را که درد دین ومیهن داشت وادار نمود تا موضع مناسب با زمان و موافق با مصلحت دین ودنیایی مردم برگزینند از این رو به نوآوری در اصول فقه ، سیاست وغیره پرداخت .
نقش نائینی در جنبشهای معاصر بویژه مشروطیت
در این زمینه گفتنی است که سالها پیش از جنبش مشروطه خواهی ،‌آیت الله نائینی درگیر مبارزات ضد استبدادی بوده است  وابتدای مبارزات ضد استبدادی ایشان را باید به دوران مبارزه علیه امتیاز تالبوت عودت داد . در آن زمان که امتیاز توتون و تنباکو به رهبری و مرجعیت میرزای شیرازی لغو گردید . اگر چه میرزای نائینی طلبه ای جوان بیش نبود امابه جهت هوش سرشا ر و آگاهی از مسائل سیاسی روز حکومت قاجار مورد توجه میرزای شیرازی قرار گرفت . لذا در عصر مرجعیت میرزای شیرازی و مبارزات سید جمال الدین اسد ابادی که هنوز در ایران سخنی از مشروطیت در میان نیامده بود، ما شاهد تلاش نائینی در راه مبارزه با استبداد واصلاح ساختار حکومتی هستیم ، اما به دنبال شکل گیری مشروطیت نائینی همواره در سنگر دفاع از ازادی حضور داشت ، به طوریکه از همان آغاز حرکت ، با رهبری قیام همکار ی نزدیکی داشت به گونه ای که مورد توجه آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی و میرزا خلیل تهرانی واقع گردیید وحتی در مسائل مهم سیاسی و تنظیم بیانه های بیدادگرمورد توجه آنان قرار گرفت ، در واقع اوج تلاشهای نائینی به سالهای حاکمیت محمد علی شاه و دوران استبداد صغیر بر می گردد. بنحوی که ایشان ضمن افزودن بر تکاپوی سیاسی خود به استوار سازی تفکر دینی همت گماشت ودر همین دوران استبداد سپاه بود که کتاب معروف خود را در مورد مشروطیت به نگارش در آورد وباعث بیداری ایرانیان گردید.
نائینی علاوه بر حضور مستقیم در مسائل سیاسی و اجتماعی ایران ، در جریانهای سیاسی عراق نیز نقش تعین کننده داشته است . در زمانی که عراق توسط انگلیس به اشغال درآمده بود علمای نجف اعلان جهاد کرده ودر جبهه جنگ حضوریافتندودر این جریان نیز نائینی نه تنها در جهاد مقدس شرکت جست بلکه از عناصر پر تکاپوی جهاد بود که با تلاشی پیگیر علمای رده اول را به اخذ تا کتیکهای جنگی و نظامی تشویق میکرد در جنبش استقلال طلبانه عراق ( 1920 م) بار دیگر علمای نجف از جمله نائینی در صحنه سیاسی واقف حرکت استقلال طلبانه عراق درخشیدند و درسایه تلاش اینان بود که انگلیس از ادعای تحت الحمایگی خود بر عراق دست برداشت.
در واقع مشروطیت را می توان نخستین رویارویی بین فرهنگ سنتی اسلامی و ف آن شاگردان والا مقام بود تا باقیات صالحاتی برای ایشان باشند و به همین سبب آن بزرگوار در تهذیب و تعلیم اخلاق آنان اهتمام می ورزیدند .در اخلاق و تقواو علم وعمل تمام آنان دارای فضائل و ملکات واخلاق برجسته وکم نظیر وبی شمار بودند وتعلیمات آن مرد بزرگ را سرمشق عمل و رفتار خود قرار داده و همه آنان به درجات عالیه مرجعیت عامه وخاصه رسیدند و مورد تقلیدو مرجعیت قرار گرفتند .برخی از این بزرگواران عبارتند از :
1-آقا سید محمود شاهرودی
2- آقا سید جمال گلپای
3- آقا سید محسن حکیم
4- آقا سید ابوالقاسم خوئی
5- آقا سید هادی میلانی
6- آقا سید عبد الهادی شیرازی
7- آقا شیخ علیمحمد بروجردی
 تمامی این آقایان بعد از وفات آن فقید سعید مرجع تقلید عامه و خاصه قرار گرفتندو آیت الله خوئی تا این اواخرحیات خود مرجع تقلید همگان بوده اند ونیز نوشتار ودروس استاد را از آن شاگردان ـ دست پرورده های ممتاز آن ـ مرحوم به رشته تحریر درآورده وبطبع رسانده و منتشر ساخته اند .
1-آقای سید ابوالقاسم خوئی ( اجودالتقریرات ) اصول مرحوم استاد خود را در دو جلد به طبع رسانید و چند مرتبه تجدید طبع گردیده است.
2-آقای شیخ محمد علی کاظمی خراسانی اصول مرحوم استاد خود را در چهار جلد به طبع رسانیده است و دو مرتبه تجدید چاپ گردیده است .                
3- آقای شیخ موسی خوانساری ( منیه المریب ) تقریرات درس مکاتیب استاد خود را به طبع رسانیده و دو مرتبه تجدید چاپ گردیده است.                 
4- آقای سید جمال گلپایگانی دروس استاد خود را در فقه واصول دوره های متعدد را مرقوم و بعضی از آنها را به چاپ رسانیده و منتشر گردیده است .     
5- آقای سید محمود شاهرودی دوره های فقه واصول استاد خود را مرقوم داشته اند .
6-آقای حاج شیخ محمدتقی آملی نه جلد دروس فقه واصول استاد خود را با شرح وافی مرقوم و به طبع رسانیده و منتشر ساخته اند .
7- آقای سید مرتضی لنگرودی بعضی دروس استاد خود راچاپ و منتشر نموده اند
8- بعضی دیگر از فضلاء و تلامیذ آن فقید سعید نیز دروس استاد و تقریرات استاد خود را به طبع رسانیده و منتشر ساخته اند .
9- اخیراً آقای شیخ جعفر نائینی نوه آن محوم (لباس مشکوک ) آن فقید سعیدرا با شرحی مبسوط ( بعنوان پاورقی ) به طبع رسانیده و منتشر ساخته است .
اینک حوزه های علمیه تا به امروز و قرنهای آینده از نوشته ها و تقریرات و تالیفات آنان استفاده و مدار حوزه های علمیه بر آن تقریرات و آراء و نظریات مرحوم بزرگ نائینی میباشد وبدین ترتیب نظرات فقید سعید را پس از شصت و چند سال حفظ و به عبارت دیگر نام ( میرزای نائینی )را زنده نگه داشته اند و در حقیقت آن بزرگ مرد عالم تشیع نمرده و باقیات و صالحات او ارزنده است  تألیفات فقید سعید میرزای نائینی
1-کتاب وسیله النجاه ، عربی، فقه استدلالی
2- حاشیه عروه الواثقی که با دقت نظر و استدلال خاص مرقوم فرموده انددر دو جلد در مطعبه العرفان صیدا به چاپ رسیده است.
3- مختصر الوسیله ، رساله علمی عربی
4- مناسک حج مفصلی به عربی ، به گونه ای گسترده مطالب آن را در مناسکهای حج چه قدیم ویا جدید نمی توان یافت و مرحوم آیت الله  العظمی حکیم (قده ) به زیور طبع آراسته و حواشی خود را افزوده اند
5- رساله علمیه ( ذخیره العباد ) ، فارسی                                            
 6- رساله لباس مشکوک
 7- قاعده (لاضرر و لاضرار فی الاسلام )و بعضی قواعد در رساله های دیگر به طبع رسیده است و منتشر گردیده است.
 8- سؤال و جوابهای استدلالی که مرحوم حجت الااسلام آقای شیخ حسین حلی (قده ) در دو جلد جمع آوری نموده و حجت الااسلام آقای شیخ جعفر نائینی مشغول تبویت و تنظیم و چاپ آنها می باشند .
  انشاءالله عن قریب به طبع رسیده و منتشر میگردد و مورد استفاده حوزه های علمیه خواهدبود. دکتر حسین فاطمی – وزیر امور خارجه ایران
دکتر حسین فاطمی ، روزنامه نویس ، سیاستمدار و مبارز پرشور ووطن خواه ، اصلاً اهل نائین بود. دیار نائین همان شهر وسرزمینی که مردان برجسته و درخشان ، رجال دانشمند ، سیاستمداران با فضیلت وپاکدامن وبزرگوارتقدیم ایران کرده است . چهره های تابناک وخدمتگزارانی نظیر میرزانصرالله نائینی (مشیرالدوله)، میرزاحسین خان مؤتمن الملک وحسن پیرنیا(مشیرالدوله). آن مرد ، نحستین رجل نامدار وسیاستمدار ومدبر وروشن بین عهد ناصری و مظفری بود که علاوه بر مأموریتهای سیاسی در خارج از ایران ، وزیرخارجه اواخر دوره ناصری واوایل زمان مظفرالدین شاه بود. فرزندان وی که معروف ترینشان میرزاحسین خان (مؤتمن الملک)ومیرزاحسن خان مشیرالدوله بودند ، اولی در مقام ریاست مجلس شورای ملی در ادوار مختلف تقنینیه و دومی چند بار نخست وزیر زمان مشروطه بود.
شهید دکتر حسین فاطمی در ایام جوانی در نائین واصفهان روزگار می گذرانید و درس می خواند. گاهی نیز در ابتدای خدمت در دستگاه شهرداری برادرش در شیراز بسر می برد. به علت علاقه ودلبستگی خاصی که به تحصیل دانش وفن روزنامه نگاری داشت برای تحصیل در این رشته روانه پاریس شد وپس از سه سال کسب علم با گرفتن عنوان دکترا روانه ایران گردید و به شهر اصفهان شتافت. دکتر حسین فاطمی در همان ایام تحصیل در رشته روزنامه نگاری ، مقالات متعددی برای روزنامه مبارزمرد امروز(مهمترین وپرفروش ترین روزنامه های ایران )‌به مدیریت (شهید محمد مسعود) می فرستاد که در همین روزنامه به چاپ می رسید وعلاقمندانی پیدا کرد.
دکتر فاطمی پس از اقامت در شهر اصفهان ، شروع به انتشار روزنامه باختر کرد که صاحب امتیاز آن سیف پور فاطمی برادر او بود .مدتی که از انتشار روزنامه باختر گذشت ، محلی در خیابان سعدی تهران اجاره کرد و آن را دفتر روزنامه خود قرار داد.روزنامه باختر با یک کادر هیئت تحریریه وکادرخبرنگاری منظم و باضافه یک سازمان آبرومند درتهران انتشاریافت وهمچنان با تیراژ کم سابقه ای در محافل سیاسی و ا جتماعی و اداری تهران راه یافت . دکتر فاطمی متعاقب انتشار این روزنامه ، امتیاز روزنامه معروف (باختر امروز) را گرفت.مرحوم دکتر حسین فاطمی و حسین مکی در محور مبارزات نهضت ملی یا جبهه مشترک قرار داشتند . قلم دکتر فاطمی حقاً خدمتی شایسته و باارزش به جنبش مردمی نهضت ملی وروشن شدن افکار عمومی می کرد.دکتر مصدق بارها گفته بود :
(قلم فاطمی ازچندسپاه ولشکرهم برای پیشرفت نهضت مؤثرتروکارسازتر بود.)
شهید دکتر فاطمی در ابطال انتخابات قلابی دوره شانزدهم قانون گذاری وشروع مجدد آن فعالانه شرکت داشت و در این طریقف سخت مبارزه می کرد . او بنیان گذار سازمان روزنامه های طرفدار نهضت ملی ایران بود و اغلب جلسات مدیران ونویسندگان این جراید در خانه اجاره ای وی تشکیل می گردید.
      دکتر فاطمی چه در کار روزنامه نویسی وچه در مبارزات سیاسی ، مردی جدی با شور وحرارت و بسیار با شهامت ، قاطع بی پروا و صریح و با ایمان بود.به هیچ بها وقیمتی از عقاید سیاسی آزادیخواهی وآزاد اندیشی خویش عدول نمی کرد و از قدرتهای فرعونی ، فرعونهای عصر وزمان هراسی به دل راه نمی داد.
در سال 1330 وقتی دکتر مصدق بنا به تمایل اکثریت نمایندگان دوره شانزدهم مجلس شورای ملی به نخست وزیری رسید ، بلافاصله شروع به انتخاب همکاران و اعضای هیئت دولت خودنمود . او از ابتدا در فکر انتخاب معاون سیاسی و اداری خود بود و وقتی یاران وی از جمله حسین مکی و دکتر فاطمی را به عنوان معاون ودستیار اول ایشان به او پیشنهاد کردند ، دکتر مصدق از این امر استقبال نمود . مصدق که خود تصمیم داشت در تمام دوران نخست وزیری از دریافت حقوق خودداری نماید والبته این کاررا هم کرد به مکی گفت :دکتر فاطمی شایسته ترین شخصی است که می تواند بعنوان معاون سیاسی بامن همکاری نماید ولی شرط ان این است که ایشان در شرایط کنونی از نصف حقوق معاونت بعنوان کمک به بیت المال وصرفه جوئی در هزینه های نخست وزیری صرف نظر نماید..دکتر فاطمی نه تنها این شرط را مورد قبول قرار داد بلکه گفت حاضرم که از تمام حقوق معاونت هم بگذرم تا افتخار چنین کاری را داشته باشم .
دکتر فاطمی پس از معالجه و بازگشت از مسافرت آلمان به وطن ، درمهر ماه سال  1331 ازطرف دکتر مصدق به سمت وزیر امور خارجه ایران برگزیده شد ودرهمین ماه بود که رسمأ قطع روابط با انگلستان از طرف دولت ایران وبوسیله وزیر خارجه اعلام گردید.
وزارت خارجه در هنگام تصدی فاطمی بجنبش و حرکت در آمده از حالت افسردگی ونیمه جانی بیرون شده، سخت فعال وپر جوش وخروش گردید،گوئی با بودن این مرد در رأس وزارت خارجه خون تازهای به کالبدش ریخته شد ونفس های تازه ای می کشید، به همین علت باید اذعان نمود که وضع جدیدی که در این وزارتخانه بود هیچ دوره و زمانی سابقه نداشت.
بعد از کودتای شوم و ننگین 28 مرداد،دکتر حسین فاطمی ناگزیر برای اینکه بچنگ ماموران دژخیم کودتاگران نیافتد بطور مخفی میزیست وبرای یافتن وی کوشش های مأمورین امنیتی ودر هرکجا که احتمال یافتن اومی رفت یک لحظه متوقف نمی شد.
روزشنبه ششم اسفند 1332 سرگرد مولوی با جیپ فرماندار نظامی دکتر فاطمی را دستگیر نمود.مولوی دکتر فاطمی را بدون فوت وقت با همان لباس خانه با کفش سرپائی سوار جیپ کرده پس از وارد کردن ضربه ای با اسلحه بر سر او وی را با خود می برد ودراداره شهربانی زندانی میگرداند ولی قبل از زندانی شدن وزیرخارجه ایران ،عده ای از اوباش به تحریک مقامات امنیتی در مدخل شهربانی اسیر مریض را مورد ضرب و شتم قرار میدهد که اگر هر آینه خواهر دکتر فاطمی به آنجا نرسیده بودوخود را بر روی برادرنمی افکند احتمال داشت در همانجا بوسیله ایادی کثیف حکومت به شهادت برسد.
دکتر فاطمی را سپس از شهربانی به زندان لشگرزرهی میبرند ودر آنجا زندانی می کنند.
فاطمی مدت دو ماه در وضع ناراحت کننده ای درحالی که خون استفراغ می کرد وبارها تا کام مرگ پیش رفته بود بسرمی برد.
دادگاه عادی شماره یک دادرسی ارتش پس از ده جلسه رسیدگی واستماع مدافعات دکتر فاطمی ووکلای مدافع درساعت سه وچهل وپنج دقیقه بعد ازظهرروز یکشنبه هجدهم مهرماه ختم دادرسی را اعلام ودادگاه برای صدور رأی وارد شورشد.
دادگاه پس از بررسی مدافعات متهمین ووکلای مدافع سرانجام ماده استنادی ارتش را علیه متهم مورد تأییدقرارداد وباتفاق آراء، حسین فاطمی را به اعدام محکوم نمود.
ساعت چهاروهفت دقیقه بامداد روز چهارشنبه نوزدهم آبانماه 1333،تیمور بختیارفرماندارنظامی وسرتیب آزموده دادستان ارتش به زندان رفتندوحکم اعدام دکتر حسین فاطمی درلشکر 2 زرهی به وی ابلاغ گردید.
آزموده گفت اگر وصیتی دارید بفرمایید،شما مکرر میگفتید((من از مرگ ابائی ندارم ومرگ حق است))دکتر فاطمی نگذاشت حرفش تمام شودوپاسخ داد:
‹‹آری. آقای آزموده، مرگ حق است ومن از مرگ ابائی ندارم آنهم چنین مرگ پر افتخاری،من می میرم که نسل جوان ایران از مرگ من عبرتی گرفته وبا خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشورحکومت نماید،من درهای سفارت انگلیس رابستم غافل از اینکه تادربار هست انگلستان سفارت لازم ندارد.››
هنگامی که اورابرای اعدام می بردند آزموده ازوی خواست اگرخواسته گفت:خواسته های من،دیدن خانواده،ملاقات دکتر مصدق وصحبتی با افسران میباشد.آزموده میگوید،هنوزهم دست ازاین مرد برنمیداری؟دکتر فاطمی قبل از اجرای حکم به آزموده می گوید:
((آقای آزموده،مرگ بر دو قسم است،مرگی در رختخوابی ناز،مرگی در راه شرف وافتخار و من خدای را شکر می کنم که درراه مبارزه با فسادشهید می شوم،خدای راشکرمیکنم که با شهادتم در این راه دین خودرا به ملت ستمدیده و استعمارزده ایران اداء کرده ام وامیدوارم سربازان مجاهد،نهضت همچنان مبارزه را ادامه دهند.)) 
دران موقع روحیه اش بقدری قوی بود که اگرکسی وارداتاق میشدوازجریان اوضاع اطلاع نداشت هرگز باور نمی کرد،این شخص کسی است که چنددقیقه دیگر باید تیرباران شود و وصیتنامه اش راهم نوشته است.
هنگام اجرای حکم درحالیکه هوابشدت سرد بودروی همان پیراهنی که بر تن داشت یک پیژامه پشمی پوشیده وبا همان پیراهن وپیژامه وکفش سرپائی آماده ایستاد...
((...هشت گلوله تیر ازدهانه لوله تفنگ های چهار مأمور مرگ شلیک شد .دو تیر روی قلب،همان قلبی که بخاطر وطن میطپید.وشش تیر دیگر به سینه ...))
وبه این طریق دکتر فاطمی ،آن مرد مبارز راستین وسیاستمدار وروزنامه نگار شجاع مردانه بشهادت رسید ودفتر زندگی پرتلاطمش بسته شد.

تاریخ ارسال: 1390/9/22
تاریخ بروزرسانی: 1390/9/13
تعداد بازدید: 3179
ارسال نظر