آیا پایان علم خاکشناسی فرا رسیده است؟!

آیا پایان علم خاکشناسی فرا رسیده است؟!
     در 29 آوريل 1980 در سالن كنفرانس كوكرافت در كمبريج انگلستان جايي كه عرصه باليدن تامسون و راترفورد بود، متخصصين فيزيك جهان گرد‌هم آمده بودند. اين جلسه براي وضع اولين خطابه يك پروفسور جديد كرسي لوكاشين(Lucasian) رياضي برقرار شده بود. موضوع سخنراني استفن ويليام هاوكينگ رياضي‌دان و فيزيك‌دان برجسته جهان تحت عنوان " آيا دورنماي پايان فيزيك نظري ديده مي‌شود؟" بود. هاوكينگ با اعلام اين كه پاسخ او به اين سوال مثبت است، شنوندگان را شگفت‌زده كرد! شايد بتوان عنوان سومين "همايش آموزش و پژوهش خاكشناسي در موسسات آموزش عالي و پژوهشي"  كه به دعوت انجمن علوم خاك كشور و با حضور متخصصين اين رشته در سالن هنر دانشگاه تربيت مدرس برگزار شد را مشابه آنچه در سالن كوكرافت كمبريج روي داد بدانيم"  آيا پايان علم خاكشناسي فرا رسيده است؟" و سئوالات دیگری نظیر "اگرعلم خاكشناسي همانند ديگر علوم جديد مي خواست شروع شود به كداميك از علوم نزديكتر مي شد؟ آيا بعنوان يك علم ميان رشته اي بحساب ميآمد و يابعنوان رشته اي مجزا عينيت پیدا ميکرد؟ آيا رويكرد آن همانند امروز بسوي كشاورزي بود و آنرا به آغوش مي كشيد؟ ويا گرايشهاي ديگري مي يافت؟ اين جلسه كه در روز چهارشنبه 18/11/85 با سخنان دكتر محمد بابوردي  كليد خورد باحضور اساتيد و متخصصان اين رشته محمد حسن روزيطلب ، سيد علي ابطحي،  جعفر ملكوتي، غلامحسين حق نيا،حميد سيادت، شهلا محمودي، علي اصغر نيشابوري، سيد محمود سمر، احمد جلاليان، حسن روحي پور، عطا رضايي، عبدالرسول تلوري،  مهدي شرفا، غلامرضا ثواقبي، هادي اسدي، كاظم خاورزي، محمد حسن مسيح آبادي، فرشيد نوربخش، حبيب ا..ناديان، امير فتوت، كامبيز بازرگان، مهدي شهابي فر، محمد مهدي طهراني، مهدي همايي، نجفعلي كريميان، منوچهر گرجي  وبسياري از عزيزاني كه من نام آنها را بياد نياوردم برگزار شد.  
    نگاه محمد باي بوردي، استاد خاك و آب كشور، به رويكرد جديد علم خاكشناسي در سخنرانيي ايشان بسيار جالب و جديد بود. او در سخنراني خويش عنوان كرد كه"خاكشناسي براي بقا و دوام خود ناگزير است كه از كوره راه كشاورزي بيرون بيايد و آزادانه در شاهراه مدیریت محيط زيست كه كشاورزي نيز بخشي سرنوشت ساز از آن است گام بردارد".  براستي كه علم خاكشناسي در كشور با كشاورزي عجين شده است و خاكهاي عرصه هاي منابع طبيعي(مرتع، جنگل و بيابان) و محيط زيست مورد بي مهري قرار گرفته اند. همان كه عطا رضايي از موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع  در سخنراني خود خواهان تعيين متولي براي پژوهشهاي خاك عرصه هاي خارج از دشتها ومنابع طبيعي شد.  متن سخنراني دكتر باي بوردي را عينن در ادامه ميگذرام شايد گره گشاي راه  براي دانشجويان رشته خاكشناسي براي انتخاب صحيح مسير در آينده باشد: با سپاسگزاري از دعوت انجمن علوم خاك و اغتنام شركت در همايش، نكات ارايه شده در سخنراني دكتر محمد بابوردي بشرح زيردسته‌بندي شده  بود:
1- با حساب سرانگشتي تعداد دانشجويان رشته خاكشناسي در دانشگاههاي كشور در حدود دو هزار نفر است.
2- در ده سال اخير تعداد متقاضيان تحصيل در دوره هاي كارشناسي ارشد و دكتري خاكشناسي در دانشگاههاي امريكا و كانادا 40 درصد كاهش داشته است. تعداد فارغ التحصيلان دوره هاي كارشناسي ارشد و دكتري خاكشناسي در دانشگاههاي انگلستان به زير ده نفر در سال كاهش يافته و اسامي آنان حكايت از مليتهاي آفريقائي و عرب آنهاست. در ده سال اخير با آنكه تعداد مقالات خاكشناسي افزايش يافته ولي فقط نام 15 درصد از نويسندگان اين مقالات به واحد آموزشي و پژوهشي كه نام خاك در ان بكار رفته تعلق دارد و بقيه آنها به رشته هاي ديگر از زمين شناسي تا ميكروبيولوژي تعلق دارند.در دوسال اخير 21 گروه دانشگاهي فيزيك و نه فيزيك خاك در دانشگاههاي انگلستان كه از پيشكسوتان علم فيزيك است، تعطيل شده است.
3- همه اين آمار و مصيبت نامه حاكي از دگرگوني ديدگاهها به خاك است. در ايران با آنكه فقر موجود است ولي خوشبختانه فقر به معني گرسنگي وجود ندارد و تامين 95% از نياز محصولات كشاورزي يك جمعيت هفتاد ميليوني كه 68% آنها نيز شهرنشين شده اند موفقيت قابل تحسيني است. از طرفي با پذيرش عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني و پيروي بدون چون و چرا از مقررات آن كه بايستي حداكثر تا هفت سال ديگر پذيرفته و پياده شوند، توليدات كشاورزي ايران فقط در برخي زمينه هاي باغباني و گياهان دارويي مزيت نسبي خواهد داشت و در ساير زمينه ها بعلت يكسان شدن تعرفه ها و حذف يارانه، عملكرد ها و قيمتهاي رقابت پذير  با بازار بين المللي وجود نخواهد داشت و اجبارا تن به واردات خواهد داد و از هم اكنون كاربرد واژه خودكفايي را بايد به تاريخ سپرد.
4- اگر علم خاكشناسي مي خواست از صفر شروع شود با توجه به امنيت غذايي در ايران و در كشورهاي صنعتي حتما بعنوان علم جداگانه و در غير ارتباط الزامي با كشاورزي تعريف مي گرديد و شايد هرگز به زير شاخه هاي شناخته شده امروز مانند شيمي خاك، فيزيك خاك، رده بندي خاك، حاصاخيزي و كاني شناسي و... تقسيم نمي گرديد و كوشش بيشتري مي نمود تا با رشته هاي ديگر مانند شيمي، فيزيك، زيست شناسي، اقتصاد، جامعه شناسي و... الفت و پيوند محكمتري ايجاد كند. از طرفي چون خاكشناسي نه تنها به مسائل كاني شناسي ، زمين شناسي، ويژگيهاي فيزيكي، شيميايي، فيزيكوشيميايي، بيولوژيكي... سازه ها و فرآيندهاي  خاك مي پردازد، لذا مانند علوم پايه شيمي يا فيزيك نمي تواند فقط يك رشته از علوم تلقي شود، بلكه گاهي در بطن  و گاهي در مرز كليه علوم كه از آنها وام مي گيرد حركت كرده و يك علم بين رشته اي  و فرا رشته اي است كه از يك طيف بسيار كلان (رده بندي) تا خرد (نانو)و از يك واكنش تبادلي لحظه اي تا پيدايش چند سانتيمتر خاك در چند قرن و از ذره خاك تا حوضه آبخيز را در آن واحد در بر مي گيرد ولي با تمام اين تفاضيل هنوز نتوانسته است مانند آب وهوا كيفيت مطلوب خود را اعلام كند و در هر شبيه سازي و مدل بازي در حاليكه پيچيده ترين پوسته زنده و آسيب پذير كره زمين است، در ساده ترين حالت بكار گرفته مي شود.

تاریخ ارسال: 1390/9/26
تعداد بازدید: 1309
ارسال نظر