تعاریف بیابان از دیدگاههای مختلف

تعریف بیابان از دیدگاه اقلیم شناسی «بیابان به سرزمینی گفته می شود كه متوسط بارش سالانه ی آن كمتر از 50 میلی متر است و امكان دارد در طول یك سال یا سالها در آن بارندگی صورت نگیرد و بارش چندین سال آن ظرف چند روز یا حتی چند ساعت ببارد و ممكن است میزان تبخیر و تعرق مطلق سالانه ی آن به حدود 100 برابر مقدار بارش سالانه برسد.» این در واقع یك تعریف مبنا برای تعریف بیابان برای دیگر رشته ها یا علوم است. بر این اساس، دانشمندان ژئومرفولژی، گیاه شناسان و اكولوژیست ها از این ویژگی های بیابان از دید اقلیم شناسان استفادده كرده و هر یك متناسب با رشته مربوط به خود تعریفی ویژه دارند كه هیچ كدام هم مغایر با تعریف مبنا (اقلیم شناسی) نیست. تعریف بیابان از دید ژئومرفولوگ ها از آنجا كه علم ژئومرفولژی علم پیكر شناسی زمین است، یعنی از شكل زمین صحبت می كند، در تعریفی كه از بیابان دارد از عوامل اقلیمی استفاده می كند كه در شكل زمین موثر اند. بر این اساس تعریف بیابان از دید ژئومرفولوگها: «سرزمینی است كه از نظر پوشش گیاهی فقیر و در آن فرسایش آبی و بادی شدید باشد.» این تعریف به هیچ وجه مغایر با تعریف بیابان از دید اقلیم شناسان نیست (كه بعضی ها متاسفانه فكر می كنند متفاوت است). زیرا سرزمینی كه در طول یك سال یا سالها بارندگی ندارد، از نظر پوشش گیاهی فقیر است. در نتیجه فرسایش بادی خاك شدید است و سرزمینی كه بارش چندین سال آن، ظرف چند روز و یا چند ساعت می بارد، در آن فرسایش آبی خاك نیز شدید خواهد بود. تعریف بیابان از دید اكولوژیبست ها چون اكولوژیست ها با موجودات زمین (انسان، گیاه و حیوان) سروكار دارند از ویژگی و تعریف كویر از دید اقلیم شناسان، عواملی را انتخاب می كنند و یا از آن نتیجه می گیرند كه به رشته ی آنها مربوط می شود. بر این اساس: «اكولوژیست ها سرزمینی را بیابان می دانند كه در آن فعالیت و تولیدات موجودات زنده (انسان، گیاه و حیوان) كم باشد.» ملاحظه می شود این هم مغایر با تعریف اقلیم شناسان نیست، زیرا منطقه ای كه در طول یك سال یا سالها بارندگی ندارد، از نظرپوشش گیاهی فقیر بوده و تعداد انسان در هر كیلومتر مربع و امكان فعالیت برای آن خیلی كم و محدود است. در اصل چون بیابان یك پدیده ی اقلیمی است و اقلیم در سطح وسیع تاثیر می گذارد و از سطح وسیعی به سطح وسیع دیگر تغییر می كند، بیابان به یك منطقه ی وسیع كه از نظر پوشش گیاهی بسیار فقیر و مساحت های وسیعی از آن به كلی فاقد گیاه باشد اطلاق می شود. چیزی كه در تعریف بیابان به زبان عربی و در فرهنگ لغات آن آمده است واژه ی «صحرا» می باشد كه اینگونه تعریف شده است: «الفضاء ولا نبات و فیه» یعنی منطقه وسیعی كه فاقد گیاه است. بنابراین اگر یك محل محدود به طور مثال چند هكتاری به عللی پوشش گیاهی ندارد و یا پوش گیاهی آن از بین رفته، كه نباید به آن بیابان گفت. ويژگی های ظاهری بيابان بیابان علاوه بر ویژگیهای اقلیمی كه به بعضی از آنها اشاره ای شد (مانند فقر شدید و یا فقدان بارندگی در طول یك سال یا سالها و بالا بودن مقدار تبخیر و تعرق مطلق و غیره) در اصل از نظر ظاهری هم د ارای ویژگیهایی است. به طور مثال فقر شدید از نظر پوشش گیاهی و فقدان آن در مساحت های وسیع، كه این ویژگی ها و عوارض هم ناشی از همان فقر بارندگی می شود. بر این اساس مناطقی كه به طور مثال 200 میلی متر بارش سالانه دارند را نمی شود بیابان نامید. اگر این طور باشد كه متاسفانه در برخی منابع آمده است كه «مناطق با بارندگی كمتر از 200 میلیمتر را باید بیابان گفت»، بر این اساس از كوههای البرز تا خلیج فارس و از كوههای زاگرس تا افغانستان و پاكستان، یعنی تمام پایكوهها و دشتهای داخلی را باید بیابان دانست، چرا كه متوسط بارش سالانه ی این مناطق از 200 میلی متر كمتر است. به عنوان مثال از تهران تا شاهرود و سبزوار، كه بارنگی آن كمتر از 200 میلی متر است كجا چهره ی بیابان (سرزمین های بسیار فقیر از نظر گیاه یا فاقد آن) را دارد. همچنین محدوده ی تهران و یا حتی تهران تاقم و قم تا كاشان، نطنز و غیره. این مناطق بیابان نیستند و بیابان ندارند، بلكه «مناطق خشك» هستند. فقر یا فقدان پوشش گیاهی یعنی چهره یا منظره ی بیابانی، در سطح وسیع ناشی از اقلیم (Climatic) است و در سطحی كوچك ناشی از جنس خاك ((Edaphic. به عنوان مثال، یزد، چون تحت تاثیر هوای پر فشار و جنب حاره ای و بادهای آلیزه قرار گرفته و بارش آن كم است، یك منطقه بیابانی(نیمه بیابانی) شده است. این كه بعضی دشتهای همین اقلیم گیاه دارد و بعضی قسمتها ندارد مربوط می شود به وضعیت یا جنس خاك آن قسمتها. به طور مثال عرصه های ماسه ای مانند اشكذر یزد دارای پوشش گیاهی است زیرا ماسه، ریزش جوی كم (كمتر از 50 میلی متر) را هم در خودش نفوذ می دهد. چون كاپیلاریته (خاصیت لوله های مویین كه آب به وسیله ی آن از زمین خارج و تبخیر می شود) در آن ضعیف است و برای مدتی در آنجا می ماند كه امكان رویش گیاه و رشد و نمو آن را فراهم می كند. اما عرصه های رسی گیاه ندارد، زیرا رس قادر نیس بارش كم را در خود نفوذ دهد و بنا بر این زود تبخیر می شود و بعلاوه قوه ی مكش رس بیش از قوه ی مكش ریشه ی گیاه است. درنتیجه گیاه قادر به روییدن در خاك رسی و شرایط كم باران نیست. همین طور در مورد عرصه های ریگی و قلوه سنگی كه پوشش گیاهی در سطح آنها دیده نمی شود، زیرا این مواد یك پوشش سنگی بیابانی (Desert Pavment) را در سطح زمین تشكیل می دهد كه مانع نفوذ ریزشهای جوی به داخل خاك می شوند.

تاریخ ارسال: 1348/10/11
تعداد بازدید: 3996
ارسال نظر