موانع توسعه گردشگری

وقتی توسعه گردشگری مطرح می شود عموما بعد اقتصادی و موضوع درآمد ارزی و اشتغال زایی آن مورد توجه قرار می گیرد، در صورتی كه این ها از بدیهیات توسعه گردشگری هستند.
به نظر می رسد مشكل اصلی عدم توسعه گردشگری به موضوع فرهنگی بر می گردد و آن هم طرز تلقی ما از گردشگر است كه درست تبیین نشده و اگر این طرز تلقی را اصلاح نكنیم و موانع ذهنی را از سر راه برنداریم گردشگری توسعه پیدا نخواهد كرد. گروه موافق و مخالف توسعه گردشگری هر دو با موانع ذهنی مواجه هستند و هر دو معتقد هستند كه گردشگری ناهنجاری های اجتماعی و ضایعات فرهنگی دارد،. گروه نخست می گویند ما باید ناچارا گردشگری را توسعه دهیم و با توجه به اهمیت ارزآوری و اشتغال زایی آن ناهنجاری های فرهنگی را تحمل كنیم ولی گروه دوم می گویند ما هنوز به آن مرحله نرسیده ایم كه ناچار شویم از محل گردشگری ارتزاق كنیم.
این موانع ذهنی باعث برخوردهای سخت گیرانه در مبادی ورودی و خروجی و سخت گیری در ارایه ویزا برای ورود گردشگر به كشور شده و نوع نگاه به گردشگر تحقیر كننده گردیده نه تشویق كننده. شاهد آن كاهش سختگیری ها در برهه ای از زمان و افزایش نسبی گردشگر خارجی می باشد كه بدون انجام اقداماتی خاص در جذب گردشگر اتفاق افتاده است. این موضوع نشان می دهد كه كشور ما به لحاظ سابقه تاریخی قدرت جذب بالقوه ای دارد ولیكن موانع ذهنی را باید حذف نمود تا گردشگری كشور توسعه یابد.
مانع اصلی در نگرش به موضوع گردشگری كشور قرار دارد كه چون گردشگری فرهنگی را نمی شناسیم از بدیهیات گردشگری همانند درآمد ارزی و اشتغال صحبت می كنیم نه از ایجاد وحدت و وفاق ملی، امنیت، تقویت بنیه فرهنگی، تنش زدایی و این كه هر منطقه ما دارای مزیت های تاریخی، فرهنگی فراوانی است كه می تواند در توسعه سهم داشته و نقش ایفا كند، لذا صحبت از گردشگری فرهنگی می شود ولی مفهوم گردشگری فرهنگی روشن نمی شود.
گردشگر فرهنگی به ملاقات فرهنگ ما می آید، اما این ملاقات در كجا اتفاق می افتد؟ هر چند مقصد میراث فرهنگی است ولی از همان بدو ورود ملاقات های فرهنگی روی می دهد؛ در گمرك، در سیستم حمل و نقل (هوایی، دریایی، زمینی)، در هتل ها، رستوران ها، بازارهای خرید، فضاهای تفریحی و فرهنگی تا بازدید از ابنیه تاریخی.
او می آید به ملاقات اقوام ما با فرهنگ های متنوع، می آید به ملاقات اقوام كرد، لر، بلوچ، ترك، تركمن و ... كه این ملاقات ها باعث تقویت فرهنگ های محلی شده و افتخار اقوام مختلف را به همراه دارد. از طرف دیگر گردشگر فرهنگی علت و معلول (امنیت، تقویت بنیه فرهنگی، وفاق ملی،‌ تنش زدایی و ...) است. چون حضور گردشگر فرهنگی در كشور باعث تقویت پدیده های فوق شده و عاملی برای تنش زدایی می شود که فراهم شدن این ویژگی ها خود باعث توسعه گردشگری فرهنگی می شود.
در حال حاضر آحاد جامعه شناخت كمی نسبت به امكانات و محدودیت های كشور دارند كه این موضوع در اظهار نظر طیف وسیع مسئولین و كارشناسان برای توسعه كشور تاثیر منفی می گذارد. با توسعه گردشگری فرهنگی داخلی شناخت آحاد جامعه نسبت به امكانات و محدودیت های كشور افزایش یافته و تفاهم و وفاق ملی تقویت می گردد و سو تفاهم ها نسبت به فرهنگ های محلی از بین می رود كه این وضعیت آثار مثبتی در توسعه كشور دارد. همچنین وقتی گردشگران خارجی به كشور می آیند تصورات آنها از فضای اجتماعی ایران اصلاح می شود كه در موضوع تنش زدایی بسیار موثر و مفید است. چون با افزایش درجه امنیت كشور و با اصلاح افكار عمومی جهان نسبت به كشور و موفقیت سیاست تنش زدایی، ضریب ریسك سرمایه گذاری در ایران نیز كاهش یافته و تمایل برای سرمایه گذاری در كشور افزایش می یابد كه خود باعث توسعه گردشگری می شود.
بنابراین حتی اگر توسعه گردشگر فرهنگی در ایران نیازمند سرمایه گذاری نباشد لازم است جهت دستیابی به امنیت ملی، وفاق ملی و تنش زدایی، در جاذبه های فرهنگی سرمایه گذاری انجام شود.
در گردشگری فرهنگی هر مكان زیستی با توجه به استعدادها و مزیت های تاریخی، فرهنگی كه دارد می تواند نقش اساسی در توسعه ایفا نماید و شناسایی و پژوهش های تاریخی فرهنگی كشور كه توسط محققان و دانشمندان انجام می شود سهم عمده ای در بازاریابی گردشگری فرهنگی ایفا می كند و باعث تقویت بنیه فرهنگی می گردد كه حضور ایمن كشور در صحنه جهانی را با آسیب كمتری مواجه می کند. بنابراین مساله اصلی در توسعه گردشگری اصلاح نگرش مسئولان، كارشناسان و مردم نسبت به موضوع گردشگری فرهنگی است كه در این صورت ضمن رفع موانع پیش گفته دغدغه های افراد فرهیخته ناشی از شكل گیری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را نیز كاهش خواهد داد.

اردشیر اروجی

 

تاریخ ارسال: 1348/10/11
تعداد بازدید: 3371
ارسال نظر