کرمان

کرمان
در
برخي از مدارك تاريخي و جغرافيايي اين منطقه كرمان، كارمانيا ، ژرمانيا و
كرماني ذكر شده است. بعضي از جغرافيدانان نام قديم اين شهر را گواشير و
برخي هفتواد مي دانند ( داستان كامل آن در شاهنامه آمده است ). به استناد
منابع تواريخ عرب و يهود، كرمان منسوب به كرمان بن هيثال بن ارفخشد بن سام
بن نوح است و نام آن در كتيبه بيستون به صورت "يويته" ذكر شده است. در
دوره ساسانيان فرمانرواي كرمان، عنوان شاه داشت چنان كه بهرام چهارم
(۳۸۸-۳۸۹ ه.ق) به مناسبت اين كه در زمان پدرش والي كرمان بود به كرمانشاه
( شاه كرمان) معروف بود. در اين دوره سيرجان مهم ترين ناحيه كرمان محسوب
مي شد
استان كرمان در دوره اسلامي و مقارن با ۲۱ تا ۲۴ ه. ق
و سالهاي بعد از آن تلاطمهاي سياسي زيادي را شاهد بود. عمربن خطاب در اين
زمان سهيل عدي و عبدالله عتبان را مامور فتح كرمان كرد و اين سرداران با
گرفتن اندك جزيه اي از حاكم كرمان به مدينه مراجعت كردند. يزد گرد سوم در
سال ۲۹ ه. ق در مقابل حمله اعراب به كرمان گريخت. گفته مي شود كه تا آن
زمان هنوز ساكنان كرمان به وي وفادار بودند. در اوايل حكومت عباسيان
كاروانهاي تجاري پس از گذشتن از دشت لوت از طريق خبيص و ماهان از كنار
كرمان مي گذشتند و به طرف سيرجان كه در آن موقع مهم ترين شهر جنوب شرقي
ايران بود مي رفتند. تا قرن دهم كرمان مركز عمده اي به حساب نمي آمد. در
زمان عباسيان بود كه مهم ترين شاهراه شمالي- جنوبي از طريق سيرجان به طرف
جيرفت و بم به شمار مي رفت. در زمان سامانيان " ابوعلي ابن الياس" حاكم
كرمان، پايتخت را از سيرجان به كرمان انتقال داد تا از حمله آل بويه فارس
در امان باشد و شخصا" در قلعه ارشير كه در نزديكي "قلعه دختر" و بر روي
بلندي قرار داشت، به سر مي برد. چهل سال بعد سرداران آل بويه كرمان را فتح
كردند. در آن موقع كرمان مركز اداري و فرهنگي ايالت شده بود و علاوه بر
اين از نظر دفاعي دو قلعه بزرگ داشت كه با خندق احاطه شده بودند. در قرن
يازدهم ميلادي كرمان تحت تسلط تركان سلجوقي قرار گرفت تا اين كه در سال
۱۱۸۷ تركان غز به آن تجاوز كردند. بنا به گفته " ياقوت" تركان سلجوقي موجب
رفاه مردم كرمان شدند. در سال ۱۲۳۰ كرمان به علت دوري از حمله مغول در
امان ماند ولي در سال ۱۳۰۷ ميلادي تحت حكومت "قتلق بيگ" به تيول مغولان
درآمد. در زمان صفويه كرمان مركز عمده تجارت شد و به علت شالهاي كشميري
مرغوبي كه در اين شهر بافته ميشد، شهرت يافت. در قرن هفدهم كمپاني انگليسي
"هند شرقي" براي صدور شال و پشم كرمان موسساتي ايجاد كرد. در سال ۱۷۴۷ م
افغانها به كرمان يورش بردند و محله زرتشتيان كرمان در شمال شهر را به كلي
ويران كردند. پس از جنگهاي بين زنديه و قاجاريه كه رقيب هم بودند، لطفعلي
خان زند به كرمان پناه برد. در سال ۱۷۹۴ به مدت سه ماه لشكر قاجاريه كرمان
را چپاول كرد و بيست هزار نفر را به بردگي گرفت و به همين تعداد مردم را
كور كرد. اين تجاوزها در نيمه اول قرن نوزدهم ادامه يافت و قاجاريه حكومت
شهرهاي تابعه كرمان را به خويشاوندان خود مي سپردند و آنها اغلب اين شهرها
را ملك شخصي خود تلقي مي كردند. قاجاريه معمولا" سخت گيرترين ماموران خود
را به شهر كرمان مي فرستادند تا انتقام طرفداري كرمانيها از زنديه را
بگيرند. در نتيجه املاك و قنوات كرمان رو به ويراني نهاد و مردم گرفتار
مشكلات فراوان شدند. در نيمه دوم قرن نوزدهم اوضاع سياسي و اقتصادي كرمان
بهبود يافت. سالهاي ۱۸۵۰- ۱۹۲۵ ميلادي به مدت ۷۵ سال، دوران نفوذ
انگليسيها در كرمان بود و با تشويق آنان تجارت بين پارسيها ( زرتشتيان) و
هندوها رونق گرفت و كنترل بازرگاني كرمان به دست هندوها افتاد، چنان كه يك
كاروانسرا در كرمان به نام كاروانسراي هندوها معروف شد. كرمان، هم به علت
نزديكي به بندرعباس ( مهم ترين بندر تجارتي آن زمان) و هم به دليل قرار
گرفتن در شاهراه تجارتي ايران به هند موقعيت بسيار خوبي داشت. شالهاي
زيباي كرماني از همين طريق به هند و سپس به اروپا صادر مي شد. در سالهاي
۱۹۲۰- ۱۹۳۰ صنعت فرش كرمان به حد اعلاي توسعه خود رسيد و بيشترين قالي
كرمان به آمريكا صادر شد. در قرن بيستم قاليبافي صنعت عمده كرمان را تشكيل
مي داد ولي بعد از جنگ جهاني دوم تقاضا براي فرش كرمان كم شد. علت، بدي
كيفيت و رنگ لاكي بود كه ديگر مورد پسند خريداران نبود. اين صنعت به تدريج
از شهر به روستاهاي اطراف مثل ماهان، جوپار و چترود كشيده شد آن هم به
دليل وجود كارگر ارزان قيمت كه بيشتر زنان و نوجوانان بودند. ولي به هر
حال قاليبافي در روستا موجب ارتباط بيشتر بين شهرها و روستاها شد. امروزه
كرمان به دليل وجود معادن و كشاورزي توسعه چشم گيري يافته و از شهرهاي
آباد ایران است .
نقاط دیدنی امیر لری زاده
شهر
كرمان سابقا شش دروازه و حصاري دور تا دور داشت . بيرون حصار به فاصله
چهار تا شش متر خندق بود و به فاصله هايي در حدود سيصد متر ودر بعضي جاها
نیز به طول پانصد متر. در دو طرف هر دروازه يك برج آجري ساخته شده بود
بقيه برج ها و حصار از گل رس بود عمق خندق ها در بعضي جاها هشت متر و بعضي
جاها شش متر بود و حصار دور تا دور شهر تقريبا ده كيلومتر( يك فرسخ و نيم
محلي ) بود شش دروازه فوق هر كدام اسمي مناسب به خود داشت
دروازه رق آباد يا ريگ آباد :
اين دروازه در جنوب شهر واقع و چون هم مرز اراضي رق آباد بود به اين
مناسبت بنام رق آباد خوانده مي شد اين دروازه بر سر راه ماهان ، جوپار ،
بم و گلباف ، رابر ، راين و جيرفت و بافت و توابع جنوبي كه در طرف جنوب
شرقي كرمان واقع بودند قرار داشت و هر صبح و شام قافله هاي سنگين و
مسافريني بي شمار خارج و داخل شهر مي شدند مخصوصا ايام تابستان كه ميوه
جات از دهات اطراف به شهر حمل مي شد چنانچه شب مي آمدند كه دروازه بسته
بود بيرون دروازه در جايي به نام قليون‌چي كه تقريبا قهوه خانه هاي امروزي
بود ، مي ماندند تا آفتاب بزند و دروازه باز شود و چنانچه اذان صبح مي
رسيدند به موقع بود و مي توانستند با مختصر بازرسي داخل شوند ( باقيمانده
يكي از آنها تا همين چند سال پیش در كوچه اي به همين نام بين خيابان
منتظري و 24 آذر وجود داشت كه درخت خشكيده‌ي آن هنوز هم باقي است )خلاصه
ازدحام زيادي توأم با صداي حيوانات به گوش مي رسيد و دروازه بان وظيفه
داشت بارهائي كه به شهر حمل مي شد را بازرسي نمايد و چنانچه ميوه فاسد يا
گوشت مانده ای رامي ديد آن ها را در خندق مي ريخت و صاحب آن را بازداشت مي
كرد و همچنين اشخاص مشكوك را به شهر راه نميدادند مگر آنكه معرف و ضامن
بدهند . سر درب اين دروازه ها ستون هاي دو طرف كه به شكل مناره ساخته شده
بود تمام كاشيكاري و اشكالي از پهلوان ها از جمله رستم و سهراب و پهلوان
اسد بمي كه پهلواني بنام بود نقش بسته بود و درب آن از چوب محكم ضخيم از
جنس چنار يا گردو و به ارتفاع چهار متر و پهنای سه متر تا سه متر و نيم
ساخته شده بود و گل ميخ هاي آهني به آن نصب و از داخل شب بندي آهني داشت
كه با قفلي بسيار بزرگ باز و بسته ميشد دروازه بانها از گروه شش نفري تا
هشت نفري و در موقع خطر از گروه های چهل نفري تشكيل مي شدند و اين عده
كشيك داشتند و دو نفر دائما مي بايست بيدار بوده و مواظبت نمايند تا كسي
درب را باز ننموده و داخل و خارج نشوند و براي استراحت اين گروه در داخل
دروازه در دو طرف اطاق هاي متعدد ساخته شده بود . در سال 1314 شمسي به
دستور شهرداري كه سابق بلديه ناميده مي شد خراب و خندق هاي اطراف آن را پر
نمودند اين دروازه درست مقابل مسجد قائم واقع در خيابان احمدي و در پنجاه
متري روبروي آن مسجد واقع بود كه امروز اثري از آن بجاي نمانده است .
دروازه مسجد :
‌اين دروازه چون نزديك به مسجد جامع كرمان بوده به اين مناسبت به آن
دروازه مسجد مي گفتند و درست در اول بازار ميدان مظفري واقع شده بود . يكي
از دروازه هايی بود كه جمعيت زيادي از آن داخل و خارج مي شد و بيشتر بار و
ميوه ای كه از ماهان و سرآسياب فرسنگي و شهداد كه سابق به آن خبيص مي
گفتند و همچنين انگور كه از سيرچ و گلباف كه سابق گوك ناميده مي شد و وارد
كرمان می گردید راه عبورشان از همين دروازه بوده . همچنین زائرینی كه از
راه لوت مي بايست به مشهد مقدس بروند از همين دروازه خارج مي شدند اين
دروازه به دستور سلطان محمد مظفر باني مسجد جامع كرمان ساخته شده و در
بهترين محل شهر واقع مي شد. مانند دروازه رق آباد سر درب و دو طرف آن كاشي
كاري شده بود ولي بجاي اشكال رستم و پهلوان اسد آياتي از قرآن روي كاشي
هاي آبي رنگ حك شده بود كه منظره بسيار جالبي داشته دروازه مسجد چون رو به
خرابي گذارده بود و در صدد تعمير آن برنيامدند در سال 1296 شمسي چون بیم
فرو ريختن می رفت آن را خراب و مردم كاشي ها و آجر آن را بردند . محل اين
دروازه درست در اول بازار مظفري بوده كه در حال حاضر اثري از آن باقي نيست.
دروازه ناصريه :
‌يكي از بناهاي بزرگ و بسيار عالي كرمان بوده كه بر پنج دروازه ي ديگر
كرمان برتري داشته و مجراي آب سعيدي كه در موقع خطر و هجوم دشمن مي بايست
خندق ها را پر از آب نمايند در وسط همين دروازه قرار داشته سر در و ستون
هاي اين دروازه از كاشي هاي سياه و آبي و بنفش كه اشعاري دل پذير بر آنها
نقش داشته ساخته شده بود . راه شهداد و كوهپايه و زرند و راور و ناي بند
دهات اطراف اين قصبه ها از همين دروازه بوده بعضي از مورخین كرمان نوشته
اند دروازه ناصريه به دستور امير شاهرخ امير تيمور گوركاني ساخته شده است
ولي اين روايتي ضعيف است و بعضي عقيده بر آن دارند كه دروازه سلطاني به
دستور امير شاهرخ ساخته شده و دروازه ناصريه و برج و خندق اطراف به دستور
او تعمير و مرمت شده است خلاصه دروازه ناصريه يكي از دروازه هاي قديمي
كرمان بوده و در زمان هجوم لشكريان آغامحمد خان قاجار لطفعلي خان زند از
همين دروازه خارج و به طرف بم فرار نمود. محل دقيق اين دروازه در طرف راست
خيابان ناصريه اول خيابان ده متري كه سابق كوچه ي عريضي بود و به نام كوچه
مريضخانه معروف است واقع شده بود و امروز اثري از آن باقي نيست و در سال
1308 به دستور بلديه خراب و خيابان ناصريه به مناسبت اسم همين دروازه كه
در آن قرار داشته احداث و بنام ناصريه نام گذاري گرديد .
دروازه گبري :
‌اين دروازه در طرف شمال كرمان واقع و چون متصل به محله گبرخانه بوده بنام
دروازه گبري معروف بوده . اين دروازه درست مقابل دروازه رق آباد واقع و
فاصله بين اين دو درست شش كيلومتر ، يك فرسنگ سابق بوده و ارتفاق اين
دروازه قريب سه متر بوده و گويند موقعي كه نادرشاه در سفر دوم به كرمان
آمد از همين دروازه با اسب وارد شهر شد و چون دروازه را با قالي و شال
زينت داده بودند نادر متوجه كوتاهي دروازه نشد و با اسب كه داخل شد پشت او
به چهار چوب گرفت و خراش برداشت ،‌حاکم شهر خاندان قلي بيگ را مورد عتاب و
خطاب قرار داد و آن بيچاره را بطرزي هولناك اعدام نمود كه شرح آن در تاريخ
كرمان آمده است . اين دروازه چون بر سر راه خبيص (شهداد) و دهات زرند و
راور كوير و دهات گوهپايه واقع شده بود همه روز بارهاي خشكبار و ميوه
وهندوانه و خربزه زيادي وارد شهر و دروازه بان هاي آن درآمد خوبي داشتند
اين دروازه نيز بسيار قديمي و در همان اوان كه محل گبرخانه را ساخته اند
اين دروازه را هم احداث نموده اند . دروازه گبري در وسط خيابان ابوحامد -
اول خيابان شمال جنوبي واقع و در سال 1310 به دستور بلديه وقت خراب و
امروز اثري از آن باقي نيست . در دو طرف اين دروازه كاشي كاري زيبائي شده
بود كه قديمي بودن آن را ميرساند كاشي هاي آن از رنگ سياه و آبي لعاب ديده
بود.
دروازه سلطانی :
‌اين دروازه در حد شمالي ارگ دولتي واقع و محل آن درست در اول كوچه
دبيرستان بهمنيار (‌درب شمالي سازمان آموزش و پرورش استان فعلي )‌ بوده ،
عبور و مرور از اين دروازه كمتر از ساير دروازه ها صورت مي گرفته به لحاظ
آن كه در حد جنوب غربي شهر كه ارگ دولتي نيز در همين محل واقع بوده و
جمعيت كمي در آن محل زندگی مي کردند متصل بوده و يكي دو محله از شهر راه
عبورشان از اين دروازه بوده و آن دو محله يكي محله كليمي ها و ديگر محله
دولت خانه كه شاهرخ زرندي در عصر كريم خان حاكم كرمان بوده ساخته است
پاسداران اين دروازه از ساير دروازه ها بيشتر بوده چون متصل به ارگ دولتي
بوده .اين دروازه به نام دولت نيز خوانده مي شد سر درب و مناره هاي دو طرف
اين دروازه با كاشي هاي سياه و قهوه اي كوچك زينت يافته بود روايت ديگر
ميگويند این دروازه محله دولت خانه بوده كه به دستور شاهرخ زرندي ساخته
شده . اين دروازه چون رو به خرابي و انهدام نهاده بود پيش از دروازه هاي
ديگر كرمان خراب و امروز اثري بجز اسم از آن باقي نيست .
دروازه باغ نظر :
‌اين دروازه چون جلو باغ نظر كه بعدا به آن باغ ستاد مي گفتند واقع شده
بود به اين مناسبت به آن دروازه نظر و بعضي اوقات هم به آن دروازه ارگ
ميگفتند اين دروازه درست در محل چهار خيابان فلكه بهداري (‌بيمارستان
باهنر) ‌قرار داشته از اين دروازه اياب و ذهاب افراد شخصي صورت نمي گرفته
و بيشتر روزها بسته و هر موقع حكومت يا مامورين حكومتي مي خواستند وارد و
يا خارج شوند دروازه باز و بسته مي شده و نيز حكومت هائي كه معزول مي شدند
در بيرون همين دروازه ميدان كوچكي بود با مردم و با مامورين خداحافظي مي
نمودند .اين دروازه را مي توان يكي از دروازه هاي دولتي و مخصوص به
مامورين دولت دانست و هر موقع جشن هاي دولتي رخ مي داد اين دروازه را با
قالي و پارچه هاي اطلس و چراغ زينت مي دادند اين دروازه از آجر سفيد و
نيمه آجرهاي ضربي ساخته شده بود و كاشي در آن به كار نرفته و گويا بر درب
سنگ مرمر سفيدي نصب و اسم و باني و تاريخ اتمام دروازه بر آن سنگ منقوش
بوده است اين دروازه تا سال 1296 شمسي پابرجا و در اواسط همين سال به
دستور رئيس قشون كرمان سردار نصرت خراب و خندق هاي اطراف آن را پر و مسطح
مي نمايند و غير از اين دروازه در محل ميدان ارگ فعلي روبروي درب بازار
دروازه كوچكي وجود داشت كه به آن هم دروازه ارگ مي گفتند و در طرف چپ اين
دروازه اداره نظميه (شهرباني )‌قرار داشت و تمام ادارات حكومتي در محوطه
دروازه ارگ و دروازه نظر قرار داشته كه كه در حال حاضر نيز بيشتر ادارات
دولتي از جمله دادگستري و ثبت اسناد و دارائي و شهرباني و بانك ملي و
اداره پست و تلگراف و ستاد ارتش در همان اراضي به صورت آبرومندي ساخته شده
و استانداري نيز در اول در همين محل قرار داشته . دروازه ارگ در سال 1300
شمسي خراب و خندق هاي اطراف آن را پر و مسطح مي نمايند .
گنبد جبلیه
در
منتهی الیه شرقی کرمان گنبد بزرگ و عجیبی از سنگ و گچ بنا گردیده که دست
تطاول روزگار در تخریب آن کوتاه آمده است . این گنبد هشت ضلعی تماما از
سنگ است و عرض پی آن نیز در پایه به 3 متر می رسد.در هشت طرف آن هشت در
بعرض 2متر قرار گرفته که اخیرا برای مستحکم ساختن بنا و جلوگیری از تخریب
آن درگاهها را با سنگ مسدود کرده اند و فقط یکی را باز گذاشته اند . قسمت
بالای گنبد از آجر ساخته شده است و معلوم نیست که آیا روی گنبد کاشی بوده
یا نه
در داخل گنبد ظاهرا گچ بری ها و تزئین کاریهایی وجود داشته که
قسمت بالا ریخته و قسمت پائین را تخریب کرده اند . از تاریخ بنا و منظور
از ساختمان این گنبد مطلبی ذکر نشده سر پرسی سایکس در کتاب هشت سال در
ایران می نویسد : از قبرستان که رد می شوید یک ساختمان هشت ظلعی سنگی
خواهید دید که گنبدی به شکل دو هلال برآن قرار گرفته و قطر داخل آن 18 فوت
و هر طرفی نیز 18 فوت و نوک آن اجری و منتهی الیه آن دایره می باشد . این
محل را جبلیه می نامند و تنها ساختمان سنگی کرمان همین گنبد جبلیه است.
ایرانیان معتقدند که این محل مقبره یکی از زرتشتیان بوده و برخی نیز عقیده
دارند که مزار سید محمد تباشیری است .ولی نسبت اخیر را در بعضی نقاط تکذیب
می کنند . بدیهی است در زمانی که این قبرستان را ویران کرده اند سنگ این
مقبره را برداشته اند و برای نمایی بکار برده اند برخی این گنبد را
متعلقبه سلجوقیان می دانند . ولی این ادعا درست نیست . "جبلی " تحریف
یافته کلمه " گبری " است و برطبق قواعد اشتقاقهای فارسی " گ " به "ج" بدل
شده است قدمت این گنبد را از این کلمه که آن را گنبد "گبر " نیز گفته اند
می توان حدس زد که شاید مربوط به پیش از اسلام باشد و از بناهای زرتشتی و
گبری است گرچه استیل آن با استیل آتشکده تطابق ندارد .
از سبک معماری آن نیز استنباط می شود بنای مذکور مربوط به اواخر دوره
ساسانی می باشد که اوائل اسلام تعمیر و مرمت شده است و یا اینکه در اوائل
اسلام با الهام از معماری ساسانی بنا گردیده است .
باغ شاهزاده ماهان
باغ شاهزاده یکی از عالیترین و زیباترین باغهای سنتی ایران محسوب می شود .
این باغ در نیم فرسنگی ماهان در دامنهکوههای تیگران جلوه گری می کند و از
یادگارهای عبدالحمید میرزا فرمانفرما - حاکم کرمان در اواخر دوره قاجاریه
است . گویند که جون خبر مرگ ناگهانی حاکم را به ماهان بردند بنایی که
مشغول تکمیل سردر ساختمان بود تغار گچی را که بدست داشت محکم به دیوار
کوبید و کار را رها کرده و فرار نمود آنطور که جای خالی کاشی ها همچنان بر
سردرورودی خودنمایی می کند .
این باغ دارای سردر ورودی بسیار زیبا - عمارت شاه نشین و حمام می باشد .
از قسمتهای ارزشمند باغ شکه آبرسانیو حوض های آن می باشد که در محور مرکزی
باغ قرار دارد درجلوی عمارت اصلی حوض بزرگی با 5 فواره مشاهده می شود و آب
این حوض که سرچشمه آن قنات معروف تیگران است به پاشویه سنگی اطراف آن
ریخته و از آنجا به طرف ده شرشره آبشارگونه جاری می شود . این شبکه
آبرسانی از نظر طراحی شاهکار محاسبه و دقت بشمار می رود . بازسازی باغ
شاهزاده بعد از پیروزی انقلاب درسال 70 همزمان با برگزاری کنگره خواجوی
کرمانی انجام گردید . در حال حاظر قسمت شاه نشین به یک رستوران مبدل
گردیده و توسط بخش خصوصی اداره می گردد . این باغ دارای درختان میوه
بسیاری از جمله انگور -آلو- آلوچه (گوجه سبز) - هلو - گردو و ... می باشد
که در بین درختان زینتی جای گرفته و خودنمایی می کنند . هرساله گردشگران
بسیاری از سراسر ایران وجهان برای بازدید از این باغ به ماهان می آیند و
ساعتی را با آرامش و فارغ از دغدغه های زندگی سپری می نمایند .
حمام ابراهيم خان
اين حمام مانند ساير حمام هاي سنتي ايران پايين تر از سطح زمين بنا شده
است كه اين امر در حفظ گرماي داخل حمام و همچنين آبرساني آن مؤثر بوده است
. سر در حمام كه در ضلع جنوبي قيصريه ابراهيم خان واقع شده است ، داراي
تزيينات كاشيكاري از نوع خشتي هفت رنگ و طاق آن مقرنسكاري است . از طريق
راهروي زاويه دار به بخش رختكن حمام وارد مي شويم . اين فضا داراي گنبد
مركزي و ايوان هاي جانبي مي باشد . در مركز آن حوض آبي قرار دارد كه علاوه
بر زيبايي فضا در انعكاس نور به داخل رختكن تاثير بسزايي دارد .
تمامي سقف ها بر ستون هايي سنگي استوار شده اند و تزيينات كاربندي زينت
بخش آنها مي باشد و پس از گذر از راهروي طولاني و زاويه دار به گرمخانه
راه مي يابيم . اصولاً شكل راهروها در محرميت و حفظ فضاي داخلي از ديد
مستقيم و جلوگيري از خروج هواي گرم مؤثر بوده است . سقف رختكن نسبتاً
كوتاه و بر ستون هاي سنگي استوار شده است . در اين فضا بخشي جهت اعيان و
اشراف نيز وجود دارد . خزينه و چال حوض از ديگر عناصر گرمخانه مي باشد .
تزيينات گرمخانه حجاري هاي زيبا و كاشي هاي خشتي هفت رنگ مي باشد و نور آن
از طريق سقف ها تامين مي شود . استفاده از الگو هاي قرينه و تزيينات منحصر
به فرد سقف رختكن از ويژگي هاي اين اثر مي باشد . حمام ابراهيم خان از
حمام هاي معتبر شهر محسوب مي شده است . نکته جالب توجه اینکه برخلاف سایر
حمام های سنتی کرمان این حمام هنوز هم جهت استحمام مورد استفاده قرار می
گیرد و خوشبختانه تا کنون به سفره خانه و یا چایخانه مبدل نگردیده است .
مدرسه ابراهيم خان
از ديگر بناهايي كه از دوران حكومت ابراهيم خان ظهير الدوله و از زمان
قاجار بر جاي مانده ، مدرسه ابراهيم خان است . ساختمان اين مدرسه يكي از
زيباترين بناهاي عصر قاجاريه در شهر كرمان است .
نقشه بنا از نوع چهار ايواني و حجره ها پيرامون حياط شكل گرفته اند . با
استناد به كتيبه موجود در ضلع غربي مدرسه ، استاد اسماعيل قصاع سازنده آن
بوده است . درانتهاي ايوان قبله ، محراب زيبايي از كاشي هفت رنگ وجود دارد
تمامي بخش هاي مدرسه عناصر تزييني مانند گچ بري ، كشته بري ، مقرنسكاري و
كاربندي ديده مي شود . سر در ورودي در ضلع غربي قيصريه ابراهيم خان واقع
شده و داراي طاق بندي ، تزيينات كاشي و حجاري بر سنگ يكپارچه است و بر بام
سر در جايگاه ساعت قرار دارد كه در سال هاي بعد به مجموعه افزوده شده است
. در ضلع جنوبي مدرسه خانه مدرس قرار گرفته است . اين فضا داراي در هاي
ارسي با شيشه رنگي مي باشد وتمامي نماهاي آن كاشيكاري شده است .
بلندترين بادگير موجود شهر در اين مكان قرار دارد كه نزديك به شانزده متر
ارتفاع دارد . مدرسه مذكور را الهام از معماري عصر صفويه بنا شده است .
بازار ابراهيم خان
اين بازار در ضلع شرقي مدرسه و حمام قرار دارد و به نام قيصريه زرگري شهرت
دارد . كاربري آن از گذشته تا به امروز حفظ شده است .
معماري و تناسبات آن با الهام از معماري عصر صفويه مي باشد . تمامي سقف ها
داراي كاربندي مي باشند . طول اين بازارچه قريب یکصد متر است كه در حد
فاصل آن فضاي بازار قيصريه تعبيه شده و ورودي مدرسه ، حمام ، آب انبار از
طريق آن مي باشد . استفاده صحيح از فضاي اين بازار باعث شده كه تا حدودي
زيبايي هاي آن حفظ شود و دخل و تصرفات كمتر در آن صورت گرفته است .
آب انبار
آب انبار ابراهيم خان در ضلع شمالي قيصريه واقع شده است و در عصر خويش يكي
از آب انبارهاي معتبر شهر كرمان بوده كه آب بخشي از شهر قديم كرمان را
تأمين مي نموده است . كمبود ريزشهاي جوي و نزولات آسماني و فقدان آب هاي
سطحي جاري ،‌ در بسياري از شهرهاي حاشيه كوير به ويژه شهر كرمان ، ضرورت
ذخيره آب را براي مواقع كم آبي ايجاب مي كرده است تا مخازني ساخته شود و
آبي گوارا براي مصارف شرب و… فراهم كند . تأمين آب اكثر آب انبارها عمدتاً
از طريق قنات ها بوده است . آب انبار از جمله بناهاي عام المنفعه بوده است
كه در كنار ساير عناصر شهري مورد استفاده عموم قرار مي گرفته است .
طاق سر در آب انبار ابراهيم خان داراي مقرنسكاري است و كتيبه اي از كاشي
خشتي زينت بخش آن مي باشد . اين سر در با دهليزي مسقف و پله كاني سنگي به
پا آب راه دارد و مخزن آن در عمق زمين بنا شده است .
مجموعه گلنجعلي خان
گنجعلي خان از سرداران سلحشور دربار صفويه بود كه به سال 1005 هـ .ق به
فرمان شاه عباس صفوي حاكم كرمان گرديد. او مردي لايق و حاكمي دلير و مدير
بود. دوران حكومت وي در كرمان از روشن ترين دوران تاريخي اين ديار است. در
اين دوره كرمان از ثبات سياسي، اقتصادي و اجتماعي خوبي برخوردار بود و بي
ترديد اين وضعيت سرچشمه از لياقت و كفايت حاكم «گنجعلي خان» سرچشمه مي
گرفت.
اقدامات عمراني چشمگيري در دوران حكومت (1005 – 1034 هـ .ق) صورت پذيرفت
كه بنا به گفته دكتر باستاني پاريزي «او سعي داشت شهر ضعفا را لااقل به
دهكده اغنيا تبديل نمايد». از جمله بناهاي عام المنفعه كه به دستور اين
حاكم در شهر كرمان ساخته شده مجموعه گنجعلي خان شامل ميدان، مسجد، حمام،
بازار، سرا و ساير ابنيه ديگري است كه در دوران حكومت او احداث و امروزه
از جاذبه هاي تاريخي و ديدني شهر كرمان محسوب مي گردند.
اين مجموعه كه در مركز شهر كرمان و در حاشيه بازار واقع شده، در ساخت، شكل
گيري و تكامل بازار كرمان تأثير گذار بوده است. مساحت مجموعه قريب به
11000 متر مربع است كه داراي يك ميدان مي باشد و ساير آثار و ابنيه در
محورهاي شرقي – غربي و شمالي – جنوبي آن شكل گرفته اند. به منظور تكامل
مجموعه و با توجه به كاربري هاي متفاوت بازارها و مساجد كوچكي در چهار
جناح ميدان بنا كرده اند و يك مسجد اختصاصي در ضلع شرقي ميدان وجود دارد
كه با توجه به تزيينات منحصر به فرد، مي توان آن را موزه اي از هنرهاي
بديع معماري برشمرد.
حمام گنجعلي خان
يكي از مهمترين بناهاي مجموعه، حمامي است كه در ضلع جنوب ميدان و در ميانه
بازار بزرگ كرمان واقع است. اين بنا تلفيقي از هنر معماري و كاربرد مصالح
گوناگون، با فضايي مناسب و مورد پسند عامه مردم است.
اين حمام به استناد كتيبه سردر آن در سال 1020 هـ .ق. ساخته شده و معمار
آن سلطان محمد، معمار يزدي بوده است كه با برداشت صحيح از اوضاع اقليمي،
اقتصادي و فرهنگي منطقه چنين بنايي را احداث نموده است.
سردر حمام داراي تزيينات گچبري و نقاشي است. تزيينات در دو مورد تاريخي انجام گرفته است. بر روي آثار دوره صفويه،
شخصي به نام ميرزا شكراله در حدود 75 سال پيش و با توجه به الگوهاي پيرامون خويش نقاشي كرده است.
حمام گنجعلي خان اثري بديع از نقاشي ها، مقرنس كاري ها، كاشيكاري ها و
گچبرهاي زيبا همراه با استفاده از تزيينات سنگي بسيار ظريف است. آب مورد
نياز اين حمام از قناتي تأمين مي شد كه مظهر آن در ميدان گنجعلي خان بود.
خروج فاضلاب آن نيز با درنظر گرفتن مسائل بهداشتي و زيست محيطي بوده است.
اين حمام 26 متر طول 30 متر عرض و حدود 1300 متر مربع زيربنا دارد، كه
شامل سردر، دالان ورودي، رختكن، هشتي حدفاصل گرمخانه، خزينه، چال حوض، بخش
خصوصي و تون مي باشد.
در غرفه هاي بخش رختكن با ايجاد قرينه سازي در ايوان ها، ايوانچه ها و
ستون هاي سنگي، فضاي زيبان و مناسبي به وجود آمده است. و نور آن از روزنه
سقف ها و انعكاس آن در آب حوض ها تأمين مي شود. سقف رختكن با ارتفاعي
نسبتاً بلند بر ستون هاي سنگي استوار است. تزيينات آن كاربندي و يزدي بندي
مي باشد و ازاره آن كاشي خشتي با نقوش اسليمي دارد.
با دالاني زاويه دار به گرمخانه راه مي يابيم. در اين قسمت و در ضلع شرقي
آن چال حوض عمومي و در بخش غربي آن چال حوض خصوصي قراردارد و حاكم نشين در
اين قسمت واقع شده است.
سقف گرمخانه طاقي شبيه خيمه است كه طراحي فضاي آن بصورت هشت و نيم هشت
صورت پذيرفته كه نور آن از سقف تأمين مي شود و هشت ستون حمام زيبايي آن را
دو چندان كرده است. طاق هاي جناقي با خيز كم بر روي هشت ستون گرمخانه به
صورت يكپارچه قرار گرفته اند و حوض آب سرد، چشم اندازي زيبا از معماري،
گچبري و كاشيكاري حمام را درون آب زلال خود به تصوير كشيده است. استفاده
از سنگ هاي حجاري شده همراه با طاق و ايوان جلوه خاصي به فضاي معماري حمام
داده است به گونه اي كه فضاهاي كوچك بزرگ تر و فضاهاي تاريك روشن تر جلوه
مي كنند. سيستم آبرستاني و فوران فواره ها بسيار اصولي طراحي گرديده و سنگ
هاي يكپارچه نصب شده در بدنه شرقي و غربي حمام موقعيت زماني را جهت ابلاغ
به مشتريان با تابيدن نور خورشيد مشخص مي نمايد. از ديگر بخش هاي حمام
سيستم گرمايش آن است كه گرماي حاصله از تون به زير كانال هاي كف هدايت و
دود حاصله از دودكش خارج مي شود.
اين حمام تا حدود 60 سال پيش داير بوده اما در حال حاضر نقش و كاربرد
گردشگري پيدا كرده و همه روزه به ويژه در تعطيلات، پذيراي بازديدكنندگان
بسياري است. در حال حاضر در اين حمام مجسمه هاي مومي ملبس به لباس هاي
سنتي مردم كرمان، صحنه هايي از استحمام به شيوه سنتي را به نمايش مي
گذارند. در كنار اين مجسمه ها وسايل مختلف حمام نيز نمايش داده مي شود.
اين مجسمه ها در سال 1352 در دانشكده هنرهاي زيباي تهران، طراحي و به اين
محل منتقل شدند.
ميدان گنجعلي خان
از ديگر آثاري كه از مجموعه گنجعلي خان بر جاي مانده، ميداني در بخش مركزي
شهر كرمان است كه در حاشيه بازار بزرگ واقع شده است. در گذشته، ميدان ها
شهر در نزديكي مقر حكومتي احداث و از آنها براي جمع كردن مردم و ابلاغ
اعلانات حكومتي و يا شركت در مراسم عزاداري استفاده مي شد. ميدان به معناي
خاص به فضاي وسيعي در بخش مركزي شهر اتلاق مي شد كه از ديرباز به يادگار
مانده و كاربرد سياسي، نظامي، اجتماعي و گاهي اقتصادي داشته است.
ميدان گنجعلي خان همانند ميدان هاي نقش جهان در اصفهان و يا ميرچقماق در
يزد، در اطراف خود بعضي از عناصر شهري را گردآورده است. در سه ضلع ميدان
گنجعلي خان بازار واقع شده و در ضلع ديگرش سراي گنجعلي خان قرار دارد.
وجود حمام، آب انبار، ضرابخانه و همجواري با بازارها و چهار سوق، اين
مجموعه به هم تنيده را كامل كرده است.
طاقنماهاي آجري، كاشيكاري، فضاي سبز، حوض آب و ديگر آثار ديدني، بر زيبايي اين ميدان افزوده اند.
طول ميدان 100 متر و عرض آن 50 متر است. در شمال ميدان، ضرابخانه و بخشي
از بازار مسگران واقع است. در جنوب آن بازار و حمام گنجعلي خان قرار دارد
و مسجد و سراي گنجعلي خان در شرق ميدان واقع شده اند. در قسمت غربي ميدان
نيز آب انبار گنجعلي خان و بخشي از بازار مسگرها واقع شده است.
مسجد گنجعلي خان
مسجد در ضلع شرقي و در جوار سراي گنجعلي خان واقع گرديده است. ورودي آن از
طريق طاقنماهاي ميدان است كه ساده اجرا شده اند. در بدنه داخلي طاقنما
تزيينات گچبري با طرح گره ديده مي شود كه تماشاگر را به خود جلب مي كند.
در انتهاي اين نما سر دري كوچك با طاق مقرنسكاري ديده مي شود كه ورودي
مسجد است. سنگ نبشته بالاي ورودي كه با خط نستعليق نوشته شده چنين است:
بعهد دولت عباس شاه آنكه جهان گشت زعدلش بهشت
گنجعلي خان در سبع و الف باني اين مسجد طاعت سرشت
به استناد كتيبه، تاريخ احداث مسجد 1700 هـ . ق. است. با دالاني طولاني كه
بدنه آن گچبري شده به فضاي گنبدخانه مي رسيم. در اين فضا نيم طبقه اي جهت
خانم ها در ضلع شرقي برپا شده كه بر ستون هاي گچبري شده استوار است. نقشه
گنبدخانه مربع است كه در پاكار تبديل به هشت و در مركز گنبد تبديل به
نورگير 12 ضلعي شده است. تمامي سطح داخلي گنبد با مقرنسكاري و تزيينات
مرسوم دوره صفويه تزيين شده است. در اين مسجد كوچك اثري از تمامي هنرهاي
ظريفه معماري مانند گچبري، خطاطي، حجاري، كشته بري، درودگري، كاشيكاري به
چشم مي خورد و به همين جهت مي توان آن را موزه اي از هنرهاي عصر صفويه
دانست. نور داخلي مسجد از نورگيرهاي جانبي و سقف تأمين مي شود.
ضرابخانه (موزه سكه)
اين بنا فاقد كتيبه مي باشد و در حد مياني بازار غربي و در شمال ميدان واقع است.
نقشه آن چهار طاقي و به شكل هشت ضلعي مي باشد كه داراي گنبد مركزي و ايوان هاي جانبي است.
اين بنا 242 متر مربع مساحت دارد كه يك اتاق و 4 غرفه در چهار گوشه
ساختمان واقع شده است. طاق ها و ايوان هاي ضرابخانه با گچبري هاي زيبايي
تزيين گرديده است.
ساير تزيينات بنا شامل يك رشته گچبري هاي كاذب (طرح آجري) مي باشد و سقف
آن كاربندي شده است و نورگيري در مركز سقف آن وجود دارد. شكل بنا بيشتر به
زورخانه شباهت دارد اما به نظر مي رسد در دوره هاي خاص از آن به عنوان
ضرابخانه استفاده مي شده و به همين نام در اذهان عمومي جاي گرفته است.
اين بنا از آثار اواخر دوره گنجعلي خان است و محل ضرب سكه و مسكوكات طلا و
و نقره دولتي بوده است. نخستين مرمت ضرابخانه از سال 1345 به كمك بانك
مركزي آغاز گرديد.
اين محل كه تا چندي پيش موزه مردم شناسي بود به همت سازمان ميراث فرهنگي به موزه سكه تبديل شده است.
در حال حاضر انواع سكه هاي قديمي در غرفه هاي آن به نمايش گذاشته شده و يكي از معتبرترين موزه هاي سكه ايران است.
آب انبار
اين بنا در حد مياني بازار غربي قرار گرفته است و داراي سردري زيبا با
تزيينات مربوط به دوره صفويه مي باشد. تاريخ احداث آن 1029 هـ .ق. است. آب
انبار به دستور عليمران خان پسر گنجعلي خان بنا شده است و معمار آن استاد
عبدا… بوده است.
اين آب انبار بادهليزي طولاني و راه پله به پا آب راه دارد و مخزن آن در
اين قسمت واقع شده است. اين محل يكي از معتبرترين آب انبارهاي شهر در عصر
خويش تلقي مي شده است.
سراي گنجعلي خان
در ضلع شرقي ميدان و در محور آن سردر بلند و زيبايي وجود دارد كه در پاكار
آن تنها كتيبه نوشته شده توسط عليرضا عباسي خطاط و خوشنويس مشهور دربار
شاه عباس درآن جود دارد و تاريخ احداث بنا به استناد كتيبه مذكور سال 1007
هـ .ق. مي باشد. مقرنس سردر در حمله ددمنشانه آغامحمد خان قاجار به كرمان
فرو ريخته و بخش كوچكي از آن باقي مانده است كه نشانه گذشته پرشكوه اين
سردر مي باشد. ساختمان اين سرا در دو طبقه احداث شده است. در طبقه زيرين
دكاكين و در طبقه بالا حجره هاي تجار ساخته شده اند. نماي اين سرا داراي
كاشيكاري معرق بوده است. طرح هاي مورد استفاده نقوش مرسوم عصر صفويه است
كه تحت تأثير هنر نقاشي چين و مغول مي باشند. نقشه سرا چهار ايواني است كه
در ايوان هاي شرقي وشمالي و جنوبي تزييناتي از نوع گچبري و نقاشي وجود
دارد و در دوره هاي بعدي ورودي هايي از طرفين شمال و جنوب به داخل آن
گشوده اند كه سرا را به بازارهاي اختياري ونمد مالي متصل مي نمايد.
بازار گنجعلي خان
بازار از ديرباز نه فقط يكي از مراكز خاص تجاري و تعيين كننده سرنوشت
اقتصادي شهر ما محسوب مي شده بلكه در گذرگاه سياست و مسائل اجتماعي به طور
كلي ساختار فرهنگي و معماري جايگاه خاصي داشته است. از لحاظ ساختار
فرهنگي، بازار هم مكاني براي داد و ستد به شمار مي رفت و ميعادگاه اهل
تجارت بود و هم دانشگاهي براي تدريس اخلاق فرزانگي. خصيصه و تبادلات تجاري
در شهر كرمان در دوره هاي مختلف، بازار پر رونق را تدريجاً شكل داده است.
بازار اصلي و بزرگ شهر در مركز آن قراردارد و جهت آن شرقي – غربي است. اين
بازار خط مستقيمي است كه در دو سوي آن دو دروازه ورودي و خروجي شهر يعني
دروازه ارگ و دروازه مسجد (وكيل) قرار دارد. طول آن حدود سه كليومتر است و
متشكل از كاروانسراها، سراها و تيمچه هايي است كه همگي در دو راستاي عمود
بر هم جاي گرفته اند. دو بخش از بازار كرمان در زمان يكي از حكام و
فرمانروايان اين ديار ساخته شده و از حيث ويژگي هايش در ايران، منحصر به
فرد و در داخل و خارج كشور زبانزد خاص و عام است.
بخشي از بازار بزرگ كرمان در مجاورت مجموعه گنجعلي خان قرار دارد كه بازار
مسگري و بازار گنجعلي خان از آن جمله اند. بازار مسگري و بازار گنجعلي خان
از آن جمله اند. بازار مسگري در امتداد بازار كلاه مالي در ضلع شمالي و
شرقي ميدان گنجعلي خان هستند كه عناصري مثل ضرابخانه و آب انبار در آن
قرار گرفته اند و بازار مسگري جلوي ضرابخانه به طول 98 متر و عرض 6 متر
است. همچنين بازار جنوبي گنجعلي خان كه حمام در اواسط آن قرار دارد و بخشي
از بازار بزرگ (راسته بازار) را تشكيل مي دهد و در امتداد بازار سراج ها
قرار دارد. در تلاقي بازار غربي و جنوبي در گوشه جنوب غربي، چهار سوق بزرگ
شكل گرفته كه معماري اين فضا در نوع خود كم نظير و سقف آن در گذشته فرو
ريخته و مجدداً بازسازي شده و تزييناتي از دوره قاجاريه زينت بخش آن است.
ارگ راين
اين ارگ در جنوب غربي شهر كنوني راين و بر بالاي قلعه اي با شكوه و عظمت
خودنمايي مي كند . اين بناي خشتي با مساحتي بيش از 20 هزار متر مربع تا
حدودي به ارگ تاريخي بم شبيه است . پلان قلعه تقريباً مربع شكل و با چندين
برج در اطراف مزين شده است . دور تا دور قلعه را حصاري در برگرفته كه
ارتفاع آن اندكي بيش از 10 متر است . تنها ورودي قلعه از جبهه شرقي است كه
با سر در بزرگ و باشكوه به محوطه داخلي راه دارد .
بعد از عبور از كوچه شرقي – غربي به چهار سوي كوچك هشت ضلعي مي رسيم كه
انتهاي راهروي آن به چهار ساختمان زيبا كه احتمالاً محل حاكم نشين بوده
ختم مي شود . اين خانه ها به وسيله حصار و با برج هايي در اطراف محصور شده
است . چنين به نظر مي رسد كه خانه هاي ياد شده در زمان قاجار ساخته شده
باشند زيرا پلان و نقشه آن ها شبيه بناهاي اين دوره است .
قلعه ، عناصري چون بازار ، اصطبل ( تابستاني و زمستاني ) زورخانه و محل
عامه نشين دارد .از قدمت و زمان بنيان اوليه قلعه اطلاع دقيقي در دست نيست
و تاكنون هيچ شواهد و مداركي كه قدمت آن را دقيقاً مشخص کند به دست نيامده
است و تا زماني كه تحقيقات علمي و كاوش هاي باستان شناسي انجام نپذيرد نمي
توان تاريخ دقيقي براي آن منظور كرد .
اين قلعه را ميرزا حسين خان رايني ، جدسادات راين ساخته است . قلعه راين
طي اعصار گذشته متأسفانه بر اثر عوامل طبيعي و انساني تخريب، ويران و
تاكنون بارها مرمت و تعمير شده است .
قلعه راين يكي از مهم ترين آثاري است كه مي تواند بر تاريخ هزار ساله اين
خطه گواهي دهد و بر سند موجوديت راين قبل از اسلام مهر تأييد نهد . اين
قلعه مدرك گويايي است كه شايد قدمت و سابقه اين ديار را به دوره ساسانيان
می رساند و همانند راوي و قصه گوي پير و سالخورده اي كه ناملايمات و طوفان
حوادث كمرش را خم كرده و بر رخسارش چين و شكن افكنده ، از حكايات و داستان
هاي تلخ و شيريني كه عمري با آنها قرين و دمساز بوده با ما سخن مي گويد .
اين قلعه بعد از ارگ بم دومين بناي خشتي استان كرمان محسوب شده و می تواند
به عنوان یکی دیگر از قطبهای توریستی کرمان خودنمائی کند .
این بنا تا به حال مورد بی مهری مسئولین قرار گرفته ، چرا که همچون ستاره
ای کم فروغ درکنار ارگ بم مهجور مانده بود ولی این پتانسیل امروز به واسطه
تخریب ارگ بم از اهمیت بیشتری برخوردار بوده ومحتاج توجه ویژه می باشد .
چرا که میتواند همچون ارگ قدیم بم مایه فخر یار کریمان باشد .
آتشکده های کرمان
كرمان يكي از قديمي ترين مراكز زندگي زرتشتيان است و هنوز هم زردشتيان در
كرمان زندگي مي كنند . زرتشتيان پنج بار در روز نماز مي خوانند و قبله
نماز ايشان از جمله نور آتش است . از اين رو براي نگهداري آتش و مراسم
نيايش همگاني ( جشن ) مكانهايي به نام آتشكده ساخته شده است . ايشان در
نماز روزانه خود پس از سپاس خداوند پيمان مي بندند كه به خشنودي اهورا
مزدا و خوار كردن اهريمن جهان را با دانش نيك هر روز تازه تر از ديروز
كنند.
آتشكده كرمان :
اصل ساختمان خانه مسكوني آقاي ارباب سروشيار جهانگير اشيدري بود كه پس از
مرگ دخترش بانو رستم فرخ در آن تغييرات لازم انجام گرفته و آتشكده وقف
زرتشتيان شده . بخشي از هزينه اين كار از دهش آقايان دينيار موبد رستم
مرزبان و خدا رحم جمشيد نرسي آبادي ( مقيم بمبئي ) تامين و كار به كوشش
آقاي منوچهر دادني رئيس انجمن جوانان زرتشتيان كرمان انجام گرفت .

اين آتشكده با آتشي كه از آتشكده محله شهر آوردند به روز سروش از ماه
شهريور 1293 يزدگردي روشن شد . از سال 1342 تا سال 1349 از دهش آقاي رستم
كيخسرو و خدابخش سروشيان ( رستم كرماني مقيم آمريكا ) تالار جشنگاه ساخته
و به اين مجموعه افزوده شد .
نشاني : خيابان شهدا ( زرسيف ) – خيابان برزو آميغي – كوچه آتشكده
آتشكده درب مهر :
ساختمان اين آتشكده خانه مسكوني آقاي هخامنشي بود كه وقف زرتشتيان شد . در
اواخر دوره ناصر الدين شاه قاجار نخستين آموزشگاه دخترانه با نام مدرسه
دخترانه زرتشتيان هخامنشي تاسيس و سپس آتشكده اي در آن راه اندازي شد كه
امروز خاموش است .
نشاني : خيابان فلسطين كوچه مهر
آتشكده محله شهر :
بنابر روايتهاي سينه به سينه زرتشتيان ، آتش ايرانشاه پيش از انتقال به «
اودواده » هندو براي حفاظت از يورش بيگانگان به طور پنهاني در اين محل
نگهداري مي شده . در اواخر دوره ناصر الدين شاه قاجار آموزشگاه به دستور
كيخسرو در اين محل راه اندازي شد . دهها سال پيش اين آتشكده خاموش و امروز
به طور كامل تخريب شده است .
نشاني : خيابان ابوحامد – كوچه محله شهر
آتشكده قناتغستان :
بنابر روايتهاي سينه به سينه زرتشتيان ، آغا محمد خان قاجار گروهي از
زرتشتيان يزد را براي كشاورزي به كرمان كوچ داد . اين مهاجراين در جوپار ،
كوثر خيز و قناتغستان ساكن شدند . ساكنان قناتغستان پيشه موبدي اختيار
كردند و آتشكده اي بر پا ساختند و وقفها بر آن نهادند . ده ها سال پيش با
مهاجرت زرتشتيان ، آتش اين آتشكده به آتشكده كنوني كرمان منتقل شد . اين
آتشكده در سال 1378 ه . ش كاملاً تخريب شده.

تاریخ ارسال: 1390/9/19
تعداد بازدید: 2055
ارسال نظر