بوشهر
1) استان بوشهر ، در جنوب ایران ، در ساحل شمالی خلیج فارس ، در منطقة عیلام تاریخی واقع است . از شمال به استانهای فارس و کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان ، از مشرق به استان فارس ، از جنوب به استانهای فارس و هرمزگان و خلیج فارس ، و از مغرب به خلیج فارس محدود، و مشتمل است بر شهرستانهای بوشهر، دشتستان ، گناوه ، کنگان ، دَیّر، دشتی ، تنگستان و دیلم ، و چند جزیره به نامهای شیف و خارک و خارکو و فارسی . بندرهای مهم آن عبارت است از: بوشهر، خارک ، گناوه ، دیلم ، ریگ ، کنگان ، دَیّر، عَسَلُویه و طاهری . شبه جزیرة بوشهر و خلیج بوشهر در مغرب استان قرار گرفته است . از جمله شهرهای غیر بندری آن ، بُرازجان ، شبانکاره ، خورْموج ، ولایت جم ، سعدآباد، کاکی ، دِلوار و اَهْرَم است . رشته ارتفاعاتی با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی در آن امتداد دارد که در شمال غربی از دریا دور و در جنوب شرقی داخل دریا می شود. مهمترین رودهای آن مُند/ موند/ ماند، حِله ، رودشور و اَهرم است که به خلیج فارس می ریزد. بادهای محلی دارد از جمله پیرزن کش ، شَرْته ، قَوْس (شرجی )، سهیل ، غیابه (غیوب ) و غیره . این استان ، از مناطق صادرات و مراکز نفت خیز ایران است . پالایشگاه گاز کنگان ـ که لولة گاز سراسری ایران از آن آغاز می شود ـ در حوالی شهر کنگان قرار دارد.
استان بوشهر از مناطق مهم پرورش ماهی و میگو و صنایع شیلاتی است (سازمان برنامه و بودجه استان بوشهر، 1375 ش الف ، ص 147ـ 148، 150). راه اصلی بوشهر ـ برازجان ـ کازرون ـ شیراز از آن می گذرد. طبق تقسیمات کشوری در 1316ش ، شهرستان بوشهر در استان هفتم (فارس ) تشکیل شد. در تقسیمات 1340ش ، با تشکیل فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس ، شهرستان بوشهر در آن قرار گرفت و شهر بوشهر مرکز فرمانداری شد ( دایرة المعارف فارسی ، ذیل «تقسیمات کشور (ایران )»).بوشهر در 1352ش ، به استان تبدیل شد. ویرانه های ریشهر (شهر قدیم بوشهر) در انتهای جنوبی شبه جزیرة بوشهر واقع است . این ریشهر غیر از ریشهر تاریخی است که نزدیک بندر * ماهشهر (در قدیم معشور) قرار دارد. ویرانه های شهر لیان ، از شهرهای باستانی عیلام ، نیز در یازده کیلومتری جنوب بندر بوشهر قرار دارد (مصطفوی ، ص 141ـ142). طوایف قشقایی ، مانند شش بلوکی و فارسیمَدان و دره شوری ، در استان بوشهر قشلاق دارند.
2) شهرستان بوشهر (جمعیت طبق سرشماری 1375ش ، 914 ، 187تن )، در مغرب استان بوشهر واقع ، و مشتمل است بر بخشهای مرکزی و خارک (جزیرة خارک ). از شمال به شهرستانهای گناوه و دشتستان از مشرق و جنوب به شهرستانهای دشتستان و تنگستان ، و از مغرب به خلیج فارس محدود است (بخش خارک مشتمل بر جزیرة خارک و جزایر غیر مسکون خارکو و فارسی است ). جزیرة شیف و خلیج بوشهر و بندر بوشهر در مغرب شهرستان واقع است . از دهستانهای مهم آن ، اَنگالی (مرکز آن کُره بَند) و حومه (مشتمل بر دهستان حومه و دهستان سابق چاه کوتاه ) با مرکز چُغارَک در شمال و مشرق شهرستان قرار دارد.
رود اَهرَم از آن می گذرد و در حوالی جنوب جزیرة شیف به خلیج فارس می ریزد. محصول عمدة آن خرما، تنباکو، گندم ، جو و مرکبات است . در کرانه های آن ماهی و میگو صید و صادر می شود. از گیا دارای کهور، خَرگ ، کُنار و گز، و از زیا دارای روباه ، قوچ ، میش ، آهو و پرندگان دریایی است . راه اصلی برازجان ـ بوشهر از آن می گذرد. زیارتگاه شاهزاده عبدالمهیمن در آبادی «امامزاده » در جنوب شهر بوشهر قرار گرفته است .
از آثار باستانی آنجاست : ویرانه های شهر قدیمی ریشهر، بقعه ای به نام خواجه خضر، خرابه های شهر لیان ، آثاری از پیش از میلاد و امامزاده میرمحمد در جزیرة خارک .
شهرستان بوشهر دارای تأسیسات نفتی است و نیروگاه هسته ای در آنجا در حال احداث است . در 1375ش ، هفت سردخانة شیلات به ظرفیت 500 ، 7 تُن داشته است (سازمان برنامه و بودجه استان بوشهر، 1375 ش ب ، ص 115). شهرستان بوشهر پس از تشکیل استان بوشهر تابع آن شد. مرکز آن بندر بوشهر است . طبق سرشماری 1375ش ، از کل جمعیت شهرستان بوشهر، 354 ، 152 تن (حدود 08ر81%) شهرنشین و بقیه روستانشین بوده اند.
3) شهرِ بندری بوشهر (جمعیت طبق سرشماری 1375ش ، 641 ، 143 تن )، مرکز شهرستان و استان بوشهر. در رأس شبه جزیرة بوشهر در ساحل شرقی خلیج فارس ، در ارتفاع نُه متری از سطح دریا قرار دارد. بالاترین دمای آن ْ42 در تیرماه و پایینترین دمای آن حدود ْ7 در بهمن ماه است . رطوبت نسبی سالانه به 65% می رسد (شرکت مهندسین مشاور جاماب ، 1370 ش ، ج 4، ص 133؛ سازمان هواشناسی کشور، ص 100). بندر بوشهر دارای چندین اسکلة بزرگ و کوچک است . با راه اصلی با شهرهای برازجان و گناوه ، با جادة ساحلی با بندر دیّر و بندر لنگه و دیگر آبادیها، و از طریق دریا با بندرهای گناوه ، طاهری ، دیّر، کنگان ، خارک و بنادر خارجی ارتباط دارد. بوشهر دارای فرودگاه بین المللی است . در حدود هجده کیلومتری بندر بوشهر، یک نیروگاه هسته ای در حال احداث است (رجوع کنید به دنبالة مقاله ). از صنایع جدید دارای کارخانه های ساخت و تعمیر شناور (تا وزن هشتصد تن )، ساخت و سوار کردن (مونتاژ) قسمتهایی از ابزار حفاری چاه نفت و کارخانة نساجی است . نخلستانهای بوشهر در کنار شهر، در محلة «باغ زهرا» قرار دارد. بندر بوشهر به لحاظ نوسازیِ سه دهة اخیر آن ، به یکی از بنادر بزرگ جنوب ایران و خلیج فارس تبدیل شده است . در جنگ تحمیلی (آغاز 1359ش )، بارها به بوشهر حملة هوایی شد. جزیرة خارک در 55 کیلومتری شمال غربی بندر بوشهر قرار دارد. خرابه های شهر قدیمی ریشهر در پنج کیلومتری جنوب بندر بوشهر، در نزدیکی دهکدة امروزی ریشهر و کنار ده سبزآباد، قرار گرفته است . در مغرب ریشهر، ده بهمنی (در هشت کیلومتری جنوب بوشهر) واقع است که سابقاً دارای قلعه بود و در قدیم دریابیگی (عنوان حاکمان بنادر جنوب ایران در عهد قاجار) در آن سکونت داشت . بهمنی دارای لنگرگاه بود و بنای آن به بهمن پسر اسفندیار نسبت داده می شد (کازرونی ، ص 48). در 315 ق م ، نئارخ به هنگام لشکرکشی اسکندر به محلی به نام مزامباریا ( مِزن به معنای جزیره و بار به معنای قاره ) در سواحل خلیج فارس رسید که آن را با تردید با شبه جزیرة بوشهر کنونی مطابق می دانند (مستوفی ، ص 46، 55؛ گابریل ، ص 32).
پیشینه . برخی از محققان نام بوشهر را مخفف «ابوشهر» دانسته اند. نام بوشهر نخستین بار در معجم البلدان آمده است . یاقوت حموی ، هنگامی که مطالبی دربارة بحر فارس می آورد همراه اسامی بندرهایی مانند سینیز، نَجَیْرم و سیراف ، از بوشهر نیز نام برده است (ج 1، ص 502ـ503). در 918/1512، در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول صفوی (930ـ950) پرتغالیها پس از اشغال بندر گَمبرون (یا گامبرون / گمرو رجوع کنید به بندر * عباس ) قسمتهایی از سواحل و جزایر خلیج فارس ، از جمله ریشهر و کنگون (کنگان )، را تصرف کردند (وادالا، ص 41ـ42). در زمان سلطنت شاه عباس اول (996ـ 1038)، انگلیسیها که از شاه اجازة بازرگانی گرفته بودند، در بوشهر نمایندگی تجاری تأسیس کردند (دروویل ، ص 341). کازرونی بنای بندر را در زمان نادرشاه (1148ـ1160) یا اندکی پیش از آن می داند که مردی عرب به نام شیخ مذکور از عربستان کوچ کرد و سرانجام در بوشهر ساکن شد و به صیادی پرداخت (ص 47).
به گفتة وی ، در دورة نادرشاه ، ناوگان ایران در خلیج فارس به خانوادة شیخ مذکور که در کشتیبانی مهارت داشتند، سپرده شد و از آن هنگام آل مذکور نیرو گرفت و مذکوریان در جنوب شرقی محل اقامتشان ، در خلیج بوشهر کنونی ، برای جهازات (کشتیها) مکانی مناسب یافتند که در آن منطقه نظیر آن وجود نداشت (همانجا). در 1147، به دستور نادرشاه ، لطیف خان ، دریاسالار ایران ، بوشهر را به صورت پایگاهی نیرومند برای ناوگان نوظهور ایران آماده ساخت . وی پس از تعمیر یکی از قلعه های نزدیک بندر، نام بوشهر را به بندر نادریه تبدیل کرد (لاکهارت ، ص 130ـ131؛ قدوسی ، ص 352). نادرشاه برای ساختن کشتی از کمک یک مهندس انگلیسی سود برد و چوبها را از فاصلة دویست فرسنگی (؟) از جنگلهای مازندران تأمین و به بندر بوشهر حمل کردند (فلاندن ، ص 367). به دستور نادرشاه ، عرابه های مخصوصی برای حمل و نقل چوب آماده کردند، ولی چون عرابه ها نتوانستند از راههای کوهستانی عبور کنند، کارگران ناگزیر الوارها را به دوش کشیدند و پس از طی حدود نُهصد کیلومتر، از طریق اصفهان به بوشهر رساندند (قدوسی ، ص 357ـ 358). در 1149، ناوگان ایرانی از چهار فروند کشتی تشکیل می شد که دو فروند آن از انگلیسیها خریداری شده بود. لطیف خان از بندر بوشهر وارد گمبرون گردید. کشتیهای ایران پنج هزار سرباز و پانزده هزار اسب را حمل می کردند (همان ، ص 353ـ354). به نوشتة نیبور ناوگان نادر در بوشهر به 22 تا 25 فروند کشتی رسیده بود که همة آنها در هرج و مرج بعد از مرگ نادر از میان رفت (ص 36).
آبادی بندر بوشهر مدیون شیخ ناصر و پسرش شیخ نصر و بویژه شیخ عبدالرسول خان دریابیگ بود (کازرونی ، ص 51؛ فسائی ، ج 2، ص 1321). در حدود 1150، شیخ ناصرخان ، ناخداباشی کشتیهای نادرشاه در دریای فارس و از اولاد ابومهری ] از آل مذکور [ ، طرح شهر را ریخت و آن را احداث کرد. در جنوب شهر حصاری کشید به طوری که سه جانب دیگر آن به دریا متصل می شد. از آن پس مردم ریشهر به بندر بوشهر انتقال یافتند (فسائی ، همانجا). بندر بوشهر در دورة کریم خان زند، همچنان مرکز بزرگ بازرگانی ایران (بویژه فارس ) با خارج به شمار می آمد و تا دورة قاجاریه هم اهمیت و اعتبار خود را حفظ کرد، گواینکه گهگاه بر اثر جدال داخلی ارتباط بوشهر با شیراز قطع می شد. در حدود 1177/1763، انگلیسیها طبق قراردادی با کریم خان زند امتیاز ورود انحصاری پارچه های پشمی و حق معافیت از پرداخت عوارض گمرکی را به دست آوردند. تأسیسات انگلیسیها در محلی که نادرشاه برای کارخانة کشتی سازی درنظر گرفته بود، برپا شد (کرزن ، ج 2، ص 507ـ 508). در 1179/1765، بازرگانی بین ایران و کمپانی هندشرقی رونق گرفت ، به طوری که میانگین فروش منسوجات پشمی در بوشهر در سه سال به 750 عدل رسید که یک پنجم کل فروش کمپانی در همه قرارگاههای آن در سراسر شرق بود. کریم خان ، طبق قراردادی که با انگلیسیها منعقد کرد، به آنان اجازه داد تا هنگامی که آنان در بوشهر نمایندگی دارند هیچیک از رقبای اروپایی حق ایجاد نمایندگی در آن شهر نداشته باشند (امین ، ص 101ـ102). به نوشتة نیبور ـ که در 1179/1765 در دورة کریم خان زند در ایران به سر می برد ـ انگلیسیها به میزان زیادی پارچة اروپایی و کالاهای هندی از سورت و بنگال به این بندر می فرستادند. همچنین پارچه های ابریشمی یزد و کاشان ، ابریشم خام از گیلان ، فرش ، ریواس ازبک ، مواد دارویی ، پنبه ، انواع میوه و گلاب شیراز، از بندر بوشهر به خارج صادر می شد (ص 37، 39). در همین سال میرمهنا، حاکم بندر ریگ ، شورش کرد و راه بوشهر ـ شیراز را برای مدتی بست (ملکم ، ج 2، ص 71). ظاهراً در 1183/ 1769، بین کریم خان و انگلیسیها اختلافاتی پدید آمد و کمپانی هندشرقی نمایندگی خود را از بوشهر به بصره منتقل کرد (امین ، ص 93، 128ـ129). در 1192/1778، باز کمپانی هندشرقی دفتر اصلی خود را از بصره به بوشهر انتقال داد (رایت ، ص 10)، و خلیج فارس و سواحل ایران اهمیت بیشتری برای انگلیس یافت . در 1203، لطفعلی خان در جنگهای داخلی با آغامحمدخان قاجار، شیراز را از دست داده به سوی ابوشهر عقب نشست . در آن زمان ، حاکم ابوشهر شیخ ناصرخان بود (گلستانه ، ص 352). او لطفعلی خان را به شهر راه داد. در همین هنگام شیخ ناصر درگذشت و پسرش ، شیخ نصرخان ، حاکم ابوشهر شد. پس از مدتی ، لطفعلی خان برای جنگ با آغامحمدخان به شیراز بازگشت (شهاوری شیرازی ، ص 69ـ71؛ فسائی ، ج 1، ص 640ـ641)، و پس از آنکه حاجی ابراهیم خان ، لطفعلی خان را به قلعة شیراز راه نداد، وی در 1206 باز به بندر ابوشهر فرار کرد. این بار شیخ نصرخان ابومهری او را به شهر راه نداد. لطفعلی خان پس از جنگ سختی با سپاهیان شیخ نصرخان و قشون رضاقلی خان شاهسون در قریة تنگستان ، رضاقلی خان شاهسون را به کازرون و شیخ نصرخان را به ابوشهر عقب راند (شهاوری شیرازی ، ص 86ـ 88؛ فسائی ، ج 1، ص 646ـ649؛ نامی اصفهانی ، ص 346ـ 349). در 1235 در زمان سلطنت فتحعلی شاه (1212ـ1250)، بندر بوشهر استحکامات نسبتاً خوبی داشت ، اما شهری غیر بهداشتی با کوچه های تنگ و بندری کم اهمیت بود (دروویل ، ص 341). در 1242، به گفتة شیروانی ، بوشهر از بنادر مشهور خلیج فارس محسوب می شد و صد سال بود که ریشهر اهمیت خود را از دست داده بود و خانه های بوشهر دو تا سه هزار بود (ص 154). در 1246، خانهای دشتستان ، بندر بوشهر را غارت کردند (فسائی ، ج 1، ص 746، ج 2، ص 1321). در 1247، شیخ عبدالرسول خان ، پسر شیخ نصرخان بوشهری (متوفی 1215)، در بندر بوشهر شورش کرد، شهر را با جهازاتش که در بندر لنگر انداخته بودند، زیر آتش گرفت و شهر به دست شورشیان افتاد. این شورش ، که اساساً عربهای بومی آن را به راه انداخته بودند، به شکست انجامید (رضاقلی هدایت ، ج 10، ص 33ـ34، 42ـ44). میان سالهای 1251تا 1254، تجارت برده در بوشهر رونق داشت و هر سال حدود سه هزار برده از زنگبار ] و سواحل بحر احمر [ به شهر وارد می شد. از آن میان ، 170 تا 180 برده در خود بوشهر به فروش می رسید و بقیه به مُحَمَّره (خرمشهر) و بصره فرستاده می شد. تجار بندرعباس ، که از خریداران بزرگ برده بودند، یک چهارم برده ها را می خریدند (عیسوی ، ص 191). در 1254، در زمان محمدشاه قاجار (1250ـ1264) قشون ایران ، هرات را تسخیر کرد و به دنبال آن کشتیهای انگلیسی جزیرة خارک را تصرف کردند (مارکام ، ص 124) و در 1255/ 1839 وارد بوشهر شدند. اهالی دشتستان به رهبری باقرخان ، حاکم تنگستان ، قیام کردند و قشون انگلیس را از بندر بوشهر بیرون راندند (خورموجی ، ص 27). در سال بعد، شهر حدود هزار خانوار داشت و یک سوم شهر ویران شده بود ( دو سفرنامه از جنوب ایران ، ص 71). اعیان و ارامنه در شمال شهر سکونت داشتند و ساکنان قدیمی شهر از اعراب و طایفة شنبدی ، و بقیه از چهار طایفة کازرونی ، بهبهانی ، دهدشتی و دریسی بودند. جمعیت این طوایف هشتصد خانوار بود (همان ، ص 72ـ 73). کازرونی ، که در زمان محمدشاه قاجار در بوشهر بوده ، تعداد را سه هزار نوشته که در برخی از آنها بیش از یک خانوار زندگی می کرده اند. به نوشتة او از دوازده مسجد بوشهر، نُه مسجد از آنِ شیعیان و سه مسجد متعلق به اهل تسنن بوده ، بعلاوه دارای هجده کاروانسرا، یک کلیسا و دو کنیسه نیز بوده است (ص 55).
به گفتة فلاندن ـ که از 1256 تا 1258 در ایران بوده ـ بندر بوشهر لنگرگاه مناسبی نداشت و ناگزیر کشتیها دورتر از بندر در دوردست لنگر می انداختند و سرنشینان آنها با بَلَمهای کوچک به ساحل می آمدند (ص 367). این وضع تا سالها پس از آن نیز ادامه داشت (جمالزاده ، ص 53). بازرگانی بندر بوشهر در دورة محمدشاه همچنان در دست انگلیسیها بود و بیشتر محصولات ایران از این بندر به هند صادر می شد. بندر بوشهر یکی از مراکز مهم صید و دادوستد مروارید نیز بود (فلاندن ، ص 368). از 1216 تا 1260، دورة رونق بازرگانی بوشهر بود، به طوری که تنها تهران می توانست با آن مقابله کند و مانند شهر تهران دارای ملک التجار بود که سهم مهمی در ادارة حکومت محلی داشت تا جایی که در 1303ـ1304/ 1886، ملک التجار بوشهر حاکم بنادر خلیج فارس بود (فلور، ج 2، ص 157ـ160). در دورة ناصرالدین شاه (1264ـ1313)، جمعیت آن دوازده هزار تا پانزده هزارتن تخمین زده می شد (اعتمادالسلطنه ، 1367ـ 1368 ش ، ج 1، ص 479)؛ گرچه در 1284 جمعیت آن را هجده هزار تن نیز نوشته اند (عیسوی ، ص 39ـ40). در این موقع ، وضع بهداشتی شهر مناسب نبود و بیماری پیوک در آن شایع شده بود (دیولافوا، ص 499، 503). شهر دارای ارگ ، و چهار برج مستحکم در کنار بود که در 1256 تا 1258 باروی آن مرمت شد و عبدالله خان معمارباشی قسمتهای جدیدی برای آن ساخت (فسائی ، ج 2، ص 1320؛ رضاقلی هدایت ، ج 10، ص 812). طبق نوشتة مارکام در 1269، از وسط دریا منارهای مساجد (دو مسجد معتبر) و بام خانه ها (هزارخانه ) دیده می شد (ص 81). تجارت ایران در آن دوره با هند و انگلیس و دیگر کشورها از بندرهای بوشهر و عباسی و اندکی هم از بندر لنگه صورت می گرفت . در دهکده های اطراف بوشهر و در خود شهر نوعی پارچة ابریشمی بافته می شد و نوعی روغن ماهی گرفته می شد (اعتمادالسلطنه ، 1367ـ 1368 ش ، ج 1، ص 479، 481). پارچه ای ] پنبه ای [ نیز به نام قَدَک که نخ آن را از انگلیس می آوردند، در شهر می بافتند (پولاک ، ص 379). شکر و ادویه و چای (معروف به چای بندری ) و شال کشمیری و قلمکار هندی و ظروف چینی (کارِ چین ) و انگلیسی (اعتمادالسلطنه ، ج 1، ص 480) و ریوَندچینی ] =ریواس [ (پولاک ، ص 414) به بندر بوشهر وارد، و اسبهای ایرانی ، پنبه ، پشم و ابریشم ایرانی از این بندر به هندوستان صادر می شد (اعتمادالسلطنه ، همانجا). در آن دوره ، غلامان و کنیزان زرخریدی که در افریقا به دنیا آمده بودند در کودکی از طریق بوشهر و مسقط و تعداد کمی هم از طریق بغداد و عربستان وارد ایران می شدند (پولاک ، ص 172). در 1299، بوشهر بندری معتبر بود که با بمبئی برابری می کرد و از مراکز تجاری و ثروتمند ایران به شمار می آمد، به طوری که پسر حاجی محمد شفیع کازرونی ، از تجار بوشهر، بیش از دوازده کشتی بازرگانی داشت ( اسناد نویافته ، ص 104ـ105، 113ـ 115). ظاهراً رونق تجاری در بندر بوشهر در نیمة دوم قرن سیزدهم / نوزدهم ، با حفر کانال سوئز (1286/1869) ارتباط نزدیک دارد، زیرا پس از این دوره ، در طی پانزده سال ارزش واردات و صادرات بوشهر به پنج میلیون روپیه افزایش یافت و در 1291/1874، گمرک بوشهر به چهل هزار تومان اجاره داده شد (کرزن ، ج 2، ص 681ـ682)، گرچه چند سال پیش از آن جنگ ایران و انگلیس ، مدتی به رونق تجاری بوشهر لطمه زده بود. در 1273/1857، در دورة ناصرالدین شاه انگلیسیها جزیرة خارک را تصرف و به بوشهر حمله کردند. تعداد کشتیهای انگلیسی هفت فروند بود که بتدریج به سی فروند رسید. نیروی رزمی انگلیس که 270 ، 2 توپچی و سرباز، 400 ، 3 سرباز هندی و 750 ، 3 چریک بودند، با 150 ، 1 اسب و 450 گاو در بندر بوشهر پیاده شدند (محمدتقی سپهر، ج 4، ص 247؛ اعتمادالسلطنه ، 1363ـ1367 ش ، ج 3، ص 1793ـ1794). دریابیگی بوشهر، بدون جنگ تسلیم شد. هنگام تسخیر ریشهر، کشتیهای جنگی انگلیس چهار ساعت ابوشهر را گلوله باران کردند (مارکام ، ص 151) که بر اثر آن گروهی از اهالی کشته شدند. پس از پیاده شدن قشون انگلیس به ساحل ، باقرخان و احمدخان تنگستانی با حدود پانصد تفنگچی ، برای دفاع عازم بوشهر شدند. محمدحسن خان برازجانی و محمدرضا بیگ زیارتی و چهارصد تن از مردم دشتی هم با انگلیسیها وارد نبرد شدند (خورموجی ، ص 197ـ200). در این پیکارها، انگلیسیها تلفات سنگینی دادند. قشون انگلیس پس از تصرف بوشهر، عازم برازجان * شد تا به شیراز برود و چون نتوانست به شیراز حمله کند، به بوشهر عقب نشست . هنگام عقب نشینی آنان به بوشهر، قشقاییها با شبیخون به اردوی انگلیسیها، بسیاری از آنان را کشتند (رضاقلی هدایت ، ج 10، ص 739ـ742؛ سایکس ، ص 333). سرانجام ، طبق معاهدة پاریس (رجوع کنید به پاریس * ، معاهده ) در همان سال انگلیسیها بوشهر را ترک کردند و طبق فصل ششم معاهدة ایران که در 1273 هرات را اشغال کرده بود، از آنجا عقب نشست (محمدتقی سپهر، ج 4، ص 328ـ330). از 1313 تا 1317، در دورة مظفرالدین شاه (1313ـ1324)، بندر بوشهر همچنان راه ارتباطی جنوب ایران با فرنگ بود و مسافران از این بندر به خارج سفر می کردند (افضل الملک ، ص 352). در 1318/1900، کشتیهای انگلیسی هفته ای یک بار انواع کالاها را در سواحل خلیج فارس از جمله بوشهر پیاده می کردند (سایکس ، ص 443). در 1322، بندر بوشهر همچنان بارانداز دریایی ایران محسوب می شد و کشتیهای انگلیسی مال التجاره فرنگ را به آنجا می آوردند؛ گرچه آمدن کشتیها تا مجاورت آن به لحاظ نداشتن بندر مناسب ممکن نبود (محمدصفی خان ، ص 64). در 1324ـ 1325/ 1906ـ1907 انگلیسیها از طریق بندرهای بوشهر و خرمشهر با قسمتهای مرکزی ایران دادوستد داشتند. نمایندة انگلیسیها، در دهکدة سبزآباد (یازده کیلومتری بندر بوشهر) اقامت داشت (اوبن ، ص 237). ظاهراً در همان دوره ، بتدریج تجارت در خلیج فارس از انحصار انگلیسیها بیرون آمد و کشورهای بزرگ با یکدیگر به رقابت پرداختند، و در بندر بوشهر کنسولگری روسها تأسیس شد (ذوقی ، ص 18). طی سالهای 1326 تا 1328/ 1908ـ1910، در بوشهر و شیراز ] و شهرهای دیگر مناطق جنوبی ایران مانند فارس [ و اصفهان اغتشاشاتی به وقوع پیوست (سفیری ، ص 34ـ35). در 1329/1911، بر اثر افزایش احساسات ضد خارجی ، یک سرباز هندی در نزدیک کازرون کشته شد و به دنبال آن 269 پیاده نظام هندی در بوشهر پیاده شدند (همان ، ص 35). با شروع جنگ جهانی اول ، در 1332/1914، انگلیسیها بوشهر، جاسک ، جزیرة هنگام و چابهار را اشغال کردند (مابرلی ، ص 79ـ80). قشون انگلیس عمدتاً از سربازان هندی تشکیل می شد (سفیری ، ص 142). در 1333، واسموس ، کنسول آلمان ، در اواخر ژانویه / بهمن از طریق عراق وارد ایران شد و با یاری خانهای عشایر فارس ، مانند رئیس علی دلواری ، صولت الدوله ، زایر خضرخان و شیوخ چاه کوتاه ، بر ضد انگلیسیها اقداماتی کرد. عشایر با قشون انگلیس در بوشهر درگیر جنگ شدند و در ناحیة دلوار آن را شکست دادند و سپس در بوشهر نیز ضربات سختی به انگلیسیها وارد آمد (احمدعلی سپهر، ص 73ـ 78). هنگامی که قشون انگلیس بوشهر را تصرف کرد، روی تمبرهای پست ایران ، عبارت «بوشهر در تصرف انگلیس » را چاپ کردند (مهدیقلی هدایت ، ص 270). در آغاز جنگ قشون انگلیس ، نمایندگان کنسول آلمان را در شهر بوشهر دستگیر کرد که باعث اعتراض دولت ایران شد (بیات ، ص 5).
در 1335، ناصرالدیوان کازرونی برای اینکه کازرون به اشغال پلیس جنوب و سربازان انگلیسی در نیاید، در بوشهر تا واپسین دم مقاومت کرد (سفیری ، ص 169). از 1336 به بعد، نیروهای انگلیس به پاکسازی جادة بوشهر ـ شیراز پرداختند و پس از نبردهایی ، در 1337 چغارک و چاه کوتاه و برازجان را تسخیر کردند (بیات ، ص 11) و در همان سال احداث راه آهن سبکی را به طول حدود شصت کیلومتر از بوشهر تا برازجان و سپس به طور موقت تا دالکی آغاز کردند (سفیری ، ص 247؛ نوری زاده بوشهری ، ص 200). همچنین انگلیسیها برای بازگشایی راه بوشهر ـ کازرون ـ شیراز که برای امور نظامی اهمیت فراوان داشت و بر اثر جنگ با عشایر بسته شده بود، اقداماتی کردند (مابرلی ، ص 565ـ566، 568ـ569). در 1339/1920، احمدشاه (حک :1327ـ1344) در بازگشت از فرنگ ، از طریق بندر مارسی در جنوب فرانسه ، وارد بوشهر شد (مکی ، ص 74). در 1311ش در دورة رضاشاه (1304ـ 1320ش ) بوشهر بیست قریه داشت و جمعیت آن 000 ، 25 تن بود و صادرات کالا از آنجا ادامه داشت (کیهان ، ج 2، ص 478؛ هاکس ، ص 28). در سوم شهریور 1320/25 اوت 1941، پس از حملة نیروهای انگلیس به سواحل جنوبی ایران ، بندر بوشهر نیز به دست آنان افتاد. پس از پایان جنگ جهانی دوم ، سپاهیان انگلیس بوشهر را ترک کردند (رجوع کنید به مهدوی ، ص 405، 410).
در طی این جنگ ، بندر بوشهر با بندرهای آبادان ، شاهپور (امروزه : امام خمینی ) و خرمشهر با تخلیة هشت میلیون تُن کالا، در یاری رساندن به اتحاد شوروی ، در شکست آلمان سهمی داشت (الهی ، ص 183). در جنگ تحمیلی نیز این بندر در دفاع سهم مهمی داشت . در مهرماه 1359، در آغاز جنگ ، به دنبال حملات هوایی عراق به جزیرة خارک حدود 400 نفر از اهالی خارک به بوشهر منتقل شدند (جوادی پور و دیگران ، ج 3، ص 94) و در طی جنگ ، پایگاههای هوایی و دریایی و دیگر نقاط شهر بارها مورد حملة هوایی قرار گرفت و با آن مقابله شد (همان ، ج 3، ص 74، 105، 113).
نوسازی شهر بوشهر و بندرسازی در آن ، از دهه 1340ش آغاز شد و پس از انقلاب اسلامی ایران نیز ادامه یافت . پیش از نوسازی ، بندر بوشهر دارای یک اسکلة چوبی به طول هشتاد متر بود. از اهمیت افتادن بندر بوشهر ـ که در دوره های صفویه و افشاریه و زندیه از بزرگترین بنادر خلیج فارس به شمار می آمد ـ به احداث راه آهن سراسری ایران (آغاز بهره برداری در 1317ش ) و بندرسازی خرمشهر ارتباط دارد (فرمانداری کل بوشهر، ص 8؛ استانداری استان بوشهر، ص 52). در 1352ش ، بندر بوشهر دو اسکلة غنی به طول 374 متر با شبکة آبرسانی مجهز داشت و اسکله هایی برای موتور لنجها و مسافران در آن احداث شد و طرحی برای لایروبی کانال آن به منظور پذیرش کشتیهای اقیانوس پیما به اجرا گذارده شد (استانداری استان بوشهر، ص 52 ـ 53). در 1365ش ، بهره برداری از طرح سوم آبرسانی آغاز شد و در پی آن آب از چشمة ساسان کازرون به طول 150 کیلومتر به بندرهای بوشهر و گناوه و ریگ و برازجان و دهکده های اطراف منتقل می شود (شرکت مهندسین مشاور جاماب ، 1365 ش ، ص 8 ـ9).
آثار باستانی و قدیمی بوشهر عبارت است از: ویرانة ریشهر و خرابه های واقع در کنار دهکدة سبزآباد، چهار برج که امروزه ادارة گمرک در آن قرار گرفته و در گذشته حاکم بوشهر در آن زندگی می کرد، عمارت فرمانداری کل (نام سابق آن امیریة حکومتی ) از بناهای احمد خان دریابیگی ، مدرسة سعادت ، عمارت ارک ، ساختمان ملک در دهکدة بهمنی ، کلیسای ارامنه ، آب انبار قوام تل ارمنی (تیکران )، ساختمان دریابیگی و ساختمان ملک التجار بوشهر (فرمانداری کل بوشهر، ص 9).
4) شبه جزیرة بوشهر . در مغرب شهرستان بوشهر در شمال شرقی خلیج فارس به طول حدود نوزده کیلومتر و عرض حدود 6ر1 تا 6 کیلومتر، با جهت شمالی ـ جنوبی واقع ، و با «برزخی » به «زمینلاد » بوشهر متصل است . از لحاظ زمین شناسی به دوران چهارم نسبت داده می شود. اراضی آن در دشتی پست قرار گرفته و از ماسه سنگ تشکیل شده است . گاهی هنگام مَد دریا از سرزمین اصلی مسیله (یا مشیله ) جدا می شود و به صورت جزیره در می آید. خوری (خلیج کوچکی ) آن را از جانب شرق از ساحل جدا می کند. جزایر شیف و عباسک در آن قرار دارند، جزیرة عباسک هنگام مد دریا به زیر آب فرو می رود. بندر بوشهر در رأس شبه جزیره ، دهکدة ریشهر در مرکز آن ، و دماغة رأس هلیله در جنوب آن واقع شده است . شبه جزیرة بوشهر در قسمتی از دهستان حومة بوشهر قرار گرفته و در زمینهای آن بوته های کهور و گز و کُنار و لیلک یافت می شود. قسمت جنوبی آن ، لیان و ریشهر، از دیرباز مسکونی بوده است . در شبه جزیره پرورش بز و گوسفند رایج است . نخلستانهای فراوان دارد و خرمای آن صادر می شود. سنگ معدن ساختمانی آن در نزدیکی آبادی تنگک زنگنه صادر می شود. از صنایع دستی حصیربافی دارد. شبه جزیره ، به سبب قرار گرفتن در شمال خلیج فارس ، اهمیت فراوانی دارد. برخی از روستاهای مهم آن عبارت است از: هَلیله در شانزده کیلومتری جنوب شهر، بندرگاه در بیست کیلومتری جنوب بوشهر، بهمنی در هشت کیلومتری جنوب بوشهر، و امامزاده در ده کیلومتری جنوب بوشهر.

تاریخ ارسال: 1390/9/20
تعداد بازدید: 1516
ارسال نظر