نیریز(استان فارس)

نیریز
شهرستان نيريز يكي از قديميترين و كهنترين شهرستانهاي استان فارس است كه از شمال به شهر بابك و آباده، از جنوب به داراب، از شرق به سيرجان و از غرب به استهبان محدود مي شود .
شهر نيريز به طول جغرافيايي َ20 °54، عرض جغرافيايي َ12 °29 و ارتفاع 1795 متري از سطح دريا در فاصله اي حدود 230 كيلومتري شرق شيراز واقع است. از نظر وسعت ششمين شهرستان استان فارس بشمار مي آيد. مساحت آن 10500 كيلومتر مربع است.
نخستين منبعي كه در آن از آب و هواي نيريز سخن به ميان آمده مسالك الممالك اصطخري ( متوفي 346 هـ . ق ) است. در آن منبع، نيريز از مناطق سردسير بشمار آمده است . پس از آن ، مقدسي و احسن التقاسيم از مرفه و خوش قواره بودن شهرهاي ناحيه نيريز سخن گفته است.
امين احمد رازي ( متوفي 1010 هـ . ق ) در هفت اقليم در توصيف نيريز گفته است :
" نيريز به حسب آب و هواي روان و كثرت درختان از بسياري از جاهاي با نام و نشان رجحان دارد و بر جنوب آن مقام موضعي است موسوم به تخت چرنداب كه محل صحبت احباب و جاي معاشرت اهل صهبا ست . "
پيشينه تاريخي
تعيين تاريخ دقيق پيدايش اين سرزمين و ارائه تصويري درست و روشن از وضعيت آن در دوره هاي مختلف تاريخي مشكل و در مواردي غير ممكن است .
1- دوره پيش از اسلام :
بر اساس دانسته ها و اطلاعات موجود مي توان به احتمال گفت كه پيشينه تاريخي اين شهر به دوره هخامنشيان بر مي گردد . بدنبال كاوشهاي باستان شناسي كه در اوايل سده 20 در تخت جمشيد انجام گرفت الواح گلي مربوط به دوره هخامنشيان بدست آمد ، اين الواح به خط ميخي عيلامي كه مربوط به امور اداري ، جيره غذايي ، پرداخت دستمزد كارگران و زره سازان است و در فاصله سالهاي 1933 تا 1934 ميلادي هيئت اكتشافي مؤسسه شرق شناسي به سرپرستي هرتس فلد آنها را كشف كرد ، تعدادي از اين الواح متعلق به سالهاي 13 تا 28 شاهنشاهي داريوش اول بوده است .
2- دوره اسلامي تا سده چهارم هجري قمري :
دانسته هاي ما در مورد نيريز و توابع آن منحصر به گزارشهايي است كه جغرافي نويسان مسلمان بدست داده اند . اين منابع عبارتند از : مختصر البلدان ابن فقيه ، المسالك و الممالك ابن خردادبه ، الخراج و صنعه الكتابه قدامه ، مسالك الممالك اصطخري ، صوره الارض ابن حوقل ، حدود العالم من المشرق الي المغرب ، اشكال العالم جيهاني ، احسن التقاسي في معرفه الاقاليم مقدسي و فارسنامه ابن بلخي .
ابن خردادبه ، قدامه ، اصطخري و جيهاني ، سرزمين فارس را به 5 ولايت تقسيم كرده اند : اصطخر ، شاپور ، اردشير خره ، دارابگرد و ارجان كه نيريز جزء ولايت دارابگرد است . ابن رسته ، هفت ولايت و مقدسي آن را 6 ولايت و 3 ناحيه دانسته است . او شيراز را به ولايات 5 گانه اضافه كرده و رودان ، نيريز و خسو را 3 ناحيه برشمرده است .
3-نيريز از سده پنجم تا زمان صفويه :
مهمترين منابع اين دوره كه در آنها از نيريز ياد شده عبارتند از : فارسنامه ابن بلخي ، الانساب سمعاني ، معجم البلدان ياقوت ، اللباب في تهذيب الانساب ابن اثير ، نزهه القلوب حمدالله مستوفي ، مجمع الانساب شبانكاره اي ، كه از آن ميان ، منبع اخير بخش مهمي از تاريخ نيريز را در دوره شبانكاره ( سده هاي 5 الي 8 ه . ق ) روشن مي سازد .
4-دورهء صفويه :
نخستين منبعي كه در اين دوره اطلاعاتي بدست داده ، خلاصه التواريخ قاضي احمد بن شرف الدين حسين حسيني قمي است . به گفته وي در آن دوره ( سال 955 ه . ق ) چرنداب سلطان شاملو ، حاكم نيريز ايج و فسا بود .
در سده يازدهم ه . ق ، در نيريز بيمارستان و مدرسه طبي و نيز مدرسه علوم ديني به نام مدرسه غياثيه وجود داشته است . هربرت كه در سال 1038 ه . ق يعني در آخرين سال حكومت شاه عباس صفوي از نيريز مي گذشت ، از وجود بيمارستان و مدرسه طبي خبر داده است . مدرسه غياثيه نيز با توجه به وقف نامه آن كه در سال 1093 ه . ق نوشته شده در همين سده بنا شده است .
5- دورهء زنديه :
در اواخر دوره كريم خان زند ، مير حسام الدين عرب از طايفه شيباني ايل عرب فارس بر نيريز حكومت مي كرد . بعد از آنكه آقا محمد خان قاجار در غياب لطفعلي خان زند با كمك حاجي ابراهيم شيرازي كلانتر شيراز ( در سال 1206 ) شيراز را به تصرف خود درآورد ، لطفعلي خان زند به جنگ و گريز با نيروهاي آقا محمد خان پرداخت . وي در همان سال بسياري از شهرهاي فارس از جمله ابرقو ، بوانات ، اصطهبانات و ... را تحت تسلط خود درآورد . اما اهالي نيريز در مخالفت با او درآمدند كه پس از نبردي آنجا را فتح كردند . وي تا حدود 1208 ه . ق در مناطق بين كرمان ، يزد و فارس به مبارزه با سپاهان آقا محمد خان پرداخت و سرانجام در 1209 ه . ق در بم گرفتار شد و بدستور آقا محمد خان قاجار به قتل رسيد .
6- دورهء قاجاريه :
در اين دوره بعد از ميرحسام الدين عرب ، فرزندش محمد حسين خان نيريزي حاكم نيريز شد . وي چنانكه مؤلف فارسنامه ناصري مي گويد : سالها به احترام گذرانيد و به حسن سلوك معروف گرديد . محمد حسين خان در طول حكومتش با بزرگان علم و هنر معاشرت داشت و خدماتي نيز انجام داد .
ملا عبدالجواد نيريزي خوشنويس تواناي نيريز در سده 13 ه . ق از جمله مصاحبان محمد حسين خان بود و قرآني نيز براي او در سال 1232 ه. ق كتابت كرد كه نسخه اي از آن در كتابخانه مدرسه عالي سپهسالار ( مدرسه عالي مطهري ) موجود است .
7-پليس جنوب ايران در نيريز:
بدنبال اكتشاف نفت در سال 1322 ه. ق در خوزستان ، كمپاني نفت ايران و انگليس تشكيل و جستجو براي استخراج نفت و تأمين وسايل براي تجارت آن آغاز شد . علل و عوامل سياسي – اجتماعي داخل و خارج ايران ، باعث بروز ناامنيهايي براي دولت انگليس گرديد . درگيريها و نارضايتي ها بين سالهاي 1326 – 1328 ه . ق بطور عمده اي در فارس روبه فزوني نهاد . از اين رو دولت انگليس بطور جدي به فكر كنترل راههاي مراصلاتي براي حفظ منافع خود افتاد و در سال 1334 ه . ق نيروي متشكل از شش هزار سرباز ايراني ، توسط انگليسيها و تحت نظارت و تعليم و فرماندهي صاحب منصبان انگليسي در جنوب ايران در ولايت فارس ، كرمان ، يزد و اصفهان بوجود آمد كه تا سال 1340 ه . ق نيز تداوم داشت . اين نيرو در نقاط مختلف جنوب ايران ، اقدام به تهيه و تدارك مراكز نظامي كرد و قلعه هاي نظامي را بوجود آورد كه با عنوان قلعه هاي S . P . R شناخته شد . ( The South Persian Riples )
نيريز كه در مسير ارتباطي استان فارس با استان كرمان و برخي از شهرستانهاي جنوب واقع بود از سال 1334 تا 1340 ه . ق در جريان مستقيم حوادث بود و متحمل مشكلات و خساراتي نيز شد . از آثار باقيمانده در اين دوره در نيريز ، قلعه S . P . R است كه قسمت اعظم آن تخريب شده است .
نيريز در ميانه جنوب و مشرق شيراز هوايي معتدل دارد . درازي آن از خيرآباد تا حاجي آباد 22 فرسخ ، پهناي آن از سرگذار تا قريه بشنه 18 فرسخ ، محدود است . از جانب مشرق و شمال به بلوك سيرجان و كرمان و بلوك شهربابك كرمان و بوانات ، از طرف مغرب به بلوك استهبانات و بلوك آباده طشك ، و از سمت جنوب به بلوك داراب و نواحي سبعه . و هر گونه شكاري در فارس باشد جز مرغ دراج و مرغ كبك انجير در اين بلوك يافت مي شود . بعلاوه گورخر و آهو در صحراي نيريز فراوان است .
زراعتش گندم و جو و خشخاش و پنبه و كنجد و خربزه و هندوانه است . آبش از قنات شيرين و گوارا ، بساتينش پر از فواكه سردسيري و انار و باغستان ديمي آن كه همه در كوهستان افتاده است . از درخت انگور و انجير و گل سرخ انباشته ، خروارها مويز و دوشاب و انجير خشك و غنچه گل سرخ آن را حمل به اطراف كنند و در فصل زمستان بلوك فسا و جهرم و كربال از انار و هندوانه نيريز بهره مند شوند .
نقل از فارسنامه ناصري نوشته حاج ميرزا حسن حسيني فسايي
در فاسنامه ابن بلخي آمده است : خيره و نيريز دو شهرك است و نيريز قلعه اي دارد و از آنجا انگور بسيار خيزد ، و بيشترين انگور آنجا ، كشمش باشد و هواي معتدل و آب روان و به هر دو جاي ، جامع و منبر باشد و آبادان است ، نزديك ولايت خسويه و به خيره قلعه اي است بر كوه ، سخت محكم .
فارسنامه ابن بلخي تصحيح دكتر رستگار فسايي
كتاب شمس اللغات در تاريخ نيريز چنين مي نگارد : نيريز نام دهي است در فارس و نامي است از موسيقي و به شبانكاره هم خوانده مي شود ، زيرا اين سرزمين محل شبانان فريدون بوده است .
در كتاب سرزمين و مردم ايران زمين درباره نيريز نكاتي به اين شرح نگاشته شده است :
نيريز از شهرستانهاي استان فارس در جنوب غربي درياچه بختگان و نيريز در مغرب استهبان و ارسنجان و در مشرق سيرجان و در جنوب داراب واقع است . در الواح گلين تخت جمشيد كلمه ناي ذي آمده است كه آن را با نيريز منطبق پنداشته اند . محصولات اين شهرستان غلات ، انجير ، بادام ، انگور و صنايع دستي آن پارچه و قالي مي باشد ، ... منطقه اي را كه در حال حاضر به نيريز معروف است در دوران داريوش كبير از شهرهاي آباد و پر جمعيت فارس بوده و استناد لوحه سنگي كه بر اثر كاوشهاي علمي از تخت جمشيد بدست آمده ، كتيبه مزبور هم كه به خط ميخي نقر شده در زمان هخامنشيان (داريـوش بـزرگ) ناي ذي (كارگاه اسلحه سازي) ناميده مي شد ، چه در آن دوره بيش از 700 كارگاه نيزه و شمشير و زره سازي در آن وجود داشته و در واقع اسلحه خانه داريوش كبير بوده است ....
شهر نيريز از زمان هخامنشيان تابحال سه بار دستخوش تهاجم سيل و عوامل طبيعي قرار گرفته و براي مرتبه چهارم در محل فعلي بنا شده است .
نيريز در زمان سلطنت پيشداديان مركز فولاد سازي بوده است . ساختن وسايل فولاد سازي و ادوات جنگي براي سپاهيان خشايارشاه در اين شهر ساخته مي شد . كه زره و كلاه خود و تيشه بخاري فولادي در بعضي خانه ها مشاهده شده است . اخيراً ضمن حفاريهايي كه در تخت جمشيد بعمل آمده مهر گلي ديده شده به نام پيروس استاد كارگاه محل ساختن اين ادوات و وسايل فولادي در محلي كه فعلاً به نام شادخانه موسوم است كه علامت كارخانه ها در بعضي از خانه هاي اين محله مشاهده گرديده است .
بناهای تاریخی
مسجد جامع كبير :
اين مسجد يكي از بناهاي تاريخي و از قديميترين مساجدي است كه در سده هاي نخستين اسلامي بنا شده است . برخي اين مسجد را آتشكده دانسته و گفته اند كه در دوره ساسانيان ، آتش مقدس را از آتشكده كاريان به آنجا مي آوردند . در اينكه در نيريز آتشكده بوده ترديدي نيست ، اما اينكه اين مسجد در مكان آتشكده بنا گرديده جاي ترديد است . اين مسجد زيبا براي اولين بار بوسيله " آندره گدار " مدير كل سابق باستانشناسي ايران مورد بررسي قرار گرفت و كتيبه هاي محراب آن خوانده شده در كتاب آثار ايران از نشريات اداره كل عتيقات ترجمه آقاي سيد محمد مصطفوي در صفحه 100 مطالب كوتاهي راجع به مسجد جامع نيريز درج گرديده و چنين توضيح داده شده كه ايوان اصلي مسجد به شيوه بناهاي ايوان دار بنا گشته و بقيه مضافات بناي فعلي مسجد جامع بتدريج در قرون متمادي احداث گرديده است و قديميترين قسمت مسجد ايوان است كه در قسمت جنوبي به چشم مي خورد . بناهاي پيرامون آن الحاقي است . ايوان اصلي داراي طاقي ساده ، گاهواره اي شكل بوده و ضلع پيشين ايوان سر تا سر باز و ضلع عقب ايوان را ديوار ضخيمي مسدود نموده كه محراب قديمي در همين ديوار احداث گرديده است ، اضلاع شرقي و غربي ايوان هر يك داراي پنج طاق نماي عميق است كه فعلاً از صورت طاق نمايي خارج گرديده اند . تاريخهاي تغييرات و تعميرات مسجد بر سردر ورودي و قديميترين تاريخها در محراب ايوان به چشم مي خورد و قديميترين تاريخ را كه در مسجد جامع نيريزمي توان يافت سال 363 سال بناي محراب ايوان جنوبي است ولي امكان دارد تاريخ قديميتر از آن نيز در مسجد وجود داشته باشد كه از ميان رفته است . محراب داراي تاريخهاي متعددي است :
تاريخ اول : چنين خوانده مي شود : في سنه ثلث و ستين و ثلث مائه 363
تاريخ دوم : في سنه ستين و اربعماً 460
تاريخ سوم : في سنه ستين و خمساله السقف 560
تاريخ چهارم : چنين خوانده مي شود : امرالموبي عماد الملك و الدوله و عزه نصره في جمادي الثانيه د راين تاريخ عدد خوانده نمي شود و چون نوشته آن مجاور زمين بوده هنگام تعمير صدمه ديده و به جاي آن نقوش هندي ترسيم گرديده اند . كتيبه هاي محراب مذكور از نمونه هاي جالب گچ بري و كتيبه اي به خط ثلث بر دور محراب نصب شده كه اسامي دوازده امام را با زيبايي خاص بر دور آن گچ بري نموده اند . ( سنه 946 )
دور محراب داراي گچ بري هاي بسيار زيبا است و آيات قرآني در بين تزيينات گچ بري با خط كوفي ديده مي شود . اين كتيبه مربوط به تعميراتي است كه در دوره شاه طهماسب صفوي در مسجد صورت گرفته است .
تاريخ هاي محراب كه در بالا از آن سخن داشتيم به ادوار زير تعلق دارند :
تاريخ 363 مربوط به تعميراتي است كه در دوره عضدالدوله ديلمي در مسجد مذكور امجام شده و تاريخ 460 مربوط مي شود به تعميرات در دوره سلجوقيان دوره سلطنت آلب ارسلان سلجوقي . سال 560 مربوط مي شود به تعميرات مسجد در دوره خوارزمشاهيان و دوره سلطنت سلطان ايل ارسلان خوارزمشاهي .
در سمت چپ ديوار محراب نيز كتيبه هايي گچ بري شده است . كه متأسفانه تاريخ ندارد . به پيشاني سردر ورودي مسجد نيز سه كتيبه مربوط به تعميرات مسجد باقي است كه تاريخ يكي از آنها 1300 هجري و مربوط به تعميرات دوره قاجاريه است .
معلم دانشمند مرحوم حاج محمد طاهري در يادداشتهاي خود چنين آورده است كه نيريز داراي يك مسجد جامع كبير ( غير از مسجد جامع كبير فعلي ) در جنوب بقعه خواجه احمد انصاري كه فعلاً بصورت تل خاكي درآمده و آثار مسجد هنوز ديده مي شود . در نزديك يكصد سال پيش مسجد نامبرده و بقعه خواجه احمد انصاري در اثر سيلاب نابود و مرحوم حاجي زين العابدين خان حاكم اين شهر تصميم گرفت كه هر دو را تعمير كند . پس از آنكه بقعه را تعمير كرد ، او را در حمام به قتل رساندند و موفق به تعمير مسجد نشد .
به روايت ديگر مسجد جامع كبير كنوني در قرون گذشته بر اثر سيل آسيب فراوان ديده كه بعداً از طرف شخصي به نام ميرزا نظام كه بزرگ عشاير بود تعمير گرديده و سنگ تعمير آن در بالاي سر درب مسجد مزبور است كه اين اشعار روي آن نوشته شده است :
زبده اولاد حيدر وارث خيرالانام باعث تعمير مسجد حضرت ميرزا نظام
خواست چون تاريخ اين تعمير عقل پير گفت مسجد الاقصي بود اين باب يا بيت الحرام
مسجد جامع صغير :كه به مسجد بازار نيز شهرت دارد ( مسجد امام خميني كنوني ) . بناي قديمي اين مسجد چند سال پيش تخريب شد . تاريخ بناي آن بطور دقيق دانسته نيست . برخي تاريخ آن را سال 68 ه . ق گفته اند كه البته بعيد به نظر مي رسد ، زيرا مقدسي كه در سده چهارم ه . ق از اين شهر ديدن كرده ، فقط از يك مسجد جامع خبر داده كه به احتمال زياد مي بايست منظور مسجد جامع كبير باشد .
همچنين تاريخ بناي آن را در سال 733 ه. ق نيز گفته اند . كتيبه اي سنگي بر سردر مسجد موجود بوده كه تاريخ 840 ه. ق را داشته است . در اين مسجد دو كتيبه تاريخي بوده است . نخست ، كتيبه فرمان شاه طهماسب اول صفوي و كتيبه ديگر شرح وقايع سيد يحيي دارابي در دوره ناصرالدين شاه است . اين مسجد پس از خراب شدن از طرف شخصي به نام كلو يعقوب خان قصاب تعمير گرديده كه در كوچه گچي مربوط به اين تعمير اين جمله خوانده شده :
" امر بعمارت هذا المسجد الشاب المكرم كلو يعقوب قصاب" .
مسجد جامع سيد علي (مسجد الزهراي كنوني) :
اين مسجد هنوز قسمتي از شكل معماري گذشته خود را دارا است تاريخ بناي آن مربوط به قبل از سال 1087ه.ق بوده است در اين مسجد ، دو كتيبه موجود است ،كتيبه نخست مربط به تاريخ بناي آن است كه متأسفانه قابل خواندن نيست و كتيبه دوم آن مربوط به تعمير آن در دوره شاه سليمان دوم صفوي در سال 1087 ه.ق است.
مسجد بازار گيوه دوزان :
اين مسجد كه سابقه ديرينه ايي دارد ، اكنون مخروبه شده است . در كتيبه سر در آن ، تاريخ بنايش در سال 994ه . ق يعني دوره سلطان محمد خدابنده (حكومت 985-996 ه . ق ) آمده است.
مسجد چنار شاهي (مسجد ولي عصر كنوني) :
اين مسجد در حدود سال 1254ه . ق بنا شده است . در پايان سي پاره اي كه توسط عبدالحسين نيريزي كتابت شده ، نام اين مسجد "فيض علامت و تاريخ بناي آن ،سال 1254 ه ق آمده است .
مسجد نظر بيگي (مسجد امام حسن (ع) كنوني) :
كه تخريب و تجديد بنا شده است .
مسجد سلطاني (مسجدالنبي (ص) كنوني) :
كه در محله سادات است و ساختمان قديمي آن تخريب و تجديد بنا شده است .
مسجد حاج مهدي (مسجد جامع مهدي (ع) كنوني) :
اين مسجد نيز تجديد بنا شده است.
مسجد ابوالفضل :
بهاييها آنجا را به نام خودشان ثبت كرده بودند كه در آنجا قلعه اي هم به نام قلعه خواجه وجود داشته كه مؤسس بابيت در نيريز(قبل از بهاييها) در آن قلعه زندگي مي كرده كه بعد از مدتي قواي دولتي براي مقابله با او به نيريز آمده بودند و جنگي بين قواي دولتي و بابيت واقع شده و مؤسس اين فرقه كشته مي شود و پس از مدتي اين مذهب به بهائيت تبديل مي شود و تدريجاً با ازدواج با شيعيان داراي نفوذ شدند و تأسيساتي نزديك آن قلعه ايجاد كردند كه با راهنمايي روحانيون شهر و تلاش جوانان مذهبي تأسيسات آنها تخريب شده و1000 متر از زمين ها را از آنها گرفتند و به نام مسجد ساختند (در سال 1350)،كه بعد از انقلاب اين مسجد توسعه پيدا كرد. (نقل قول از حجت الاسلام سيد فخرالدين فال اسيري) .
تعداد مساجد كنوني : 35 مسجد در شهر و 69 مسجد در روستا مي باشد.
يكي ديگر از بناهاي تاريخي نيريز منزل آقاي فاتح و منزل آقاي جاويد مي باشد .
پوشش گياهی
در شهرستان نيريز 825505 هكتار اراضي مرتعي وجود دارد كه از اين تعداد 29% ( 240061 هكتار ) در اثر چراي بي رويه ، قطع درختان و بوته كني و ... از چرخه توليد علوفه مرتعي خارج شده است و بقيه نيز سير نابودي دارند . در اين شهرستان حدود 30000 هكتار اراضي جنگلي وجود دارد كه از نوع تنگ مي باشند . در مجموع مراتع اين شهرستان حدود 4/11 درصد وضعيت متوسط ، 2/27 درصد وضعيت فقير و 4/61 درصد داراي وضعيت خيلي فقير هستند . پوشش گياهي در اين شهرستان بصورتي است كه بيشترين گستردگي مربوط به گونه گياهي آتريپلكس ، درمنه ، اسپند با 7/17 درصد و كمترين گستردگي مربوط به تيپ گياهي شوره يكساله و گز چند ساله با 6/0 درصد از مراتع كل استان هستند . ديگر انواع پوشش گياهي در اين شهرستان درمنه ، شوره ، گز ، گون ، بادام كوهي و بنه مي باشند .(بنه درختي است شبيه پسته و آن را پسته وحشي هم مي گويند. بلنديش به 4 متر مي رسد. از آن ترشي هم درست مي كنند. از گل و برگ آن رنگ سرخي به دست مي آيد و در رنگرزي بكار مي رود. از تنه آن سقز مي گيرند و به ميوه آن در فارسي بنگلك و به تركي چاتلانقوش يا چتلاقوچ مي گويند.
گياهان دارويي :
كتيرا: فاقد هرگونه اثر درماني است. ولي دارويي است امولسيون دهنده و در تهيه بي كربنات دو سود، برات دوسديم و غيره بكار مي رود. بعلاوه براي معلق نگاهداشتن پودرهاي دارويي غير محلول نيز از آن استفاده مي شود.
گل گاوزبان: داراي طبيعت گرم است و در بسياري از بيماري ها قابل استفاده مي باشد از قبيل زكام، سرفه، سرخك، مخملك، آبله و …
پرسياوشان: پرسياوشان محرك، معرق و نرم كننده سينه و براي بيماري طحال، ريه و تنگي نفس مفيد است.
درمنه: تخم درمنه محرك قلب است و ترشحات پوست و كليه را زياد مي كند.
گل آويشن: جوشانده اين گياه در درمان پيچش روده مؤثر است. آويشن عامل تصفيه كننده خوبي بوده و در درمان بي خوابي مفيد است.
گل بابونه: بابونه كه به فرانسه كاموميل خوانده مي شود، از يك لغت يوناني كه معني سيب را مي دهد اقتباس گرديده. علت اين نامگذاري بخاطر آن است كه گلهاي بابونه بوي سيب مي دهد. بابونه دارويي است مقوي و تب بر و براي افرادي كه مبتلا به سوءهاضمه هستند نافع است.
گل ختمي: جوشانده گل ختمي براي سرفه و دردهاي گلو و زكام و بيماريهاي سينه مفيد است.
گل بومادران: ضد تشنج و تب بر است و در درمان اختلالات بينايي و سنگ كليه اثر بخش است.
شاهتره: قسمت قابل استفاده برگ آن است. ملين و مقوي است. در مورد بيماريهاي معده و پوست بكار مي رود.

تاریخ ارسال: 1390/9/20
تعداد بازدید: 2238
ارسال نظر