معرفی انارک


معرفی انارک
انارَک، یکی از بخش‌های شهرستان نائین است که در شرق استان اصفهان در دل کویر واقع شده‌است.
تاریخ این شهر در زمان ساسانیان برمیگردد، واحه‌ای بر سر راه معدن سرب و نقره نخلک بوده‌است. دوره‌های پس از آن (در زمان حال)، یعنی در زمانی که دیگر معدن نخلک به معادن متروک بدل گشته بود، انارک یک شهر ارتباطی بین جنوب و مرکز به شمال ایران بشمار می‌آید، خط سیری که از نائین شروع و به انارک، خور , طبس و سپس مشهد منتهی می‌شو. بنای اولین خشت انارک را به اعتبار سخنی منقول، به زمان شاه عباس منسوب می‌دارند. تنها سند معتبر راجع به ساخت و سازهای انارک، نامه میرزا تقی خان امیرکبیر مبنی بر پرداخت وجهی برای ساخت قلعه‌ای به منظور تأمین امنیت محل از دستبرد راهزنان خطاب به کدخدایان انارک می‌باشد.
بقایای برج و بارو، در و دروازه، کوچه و پس‌کوچه‌های باریک و پرپیچ و خم این شهر نشان از اندیشة امنیتی- دفاعی در ساخت بافت شهر دارد. این مجموعه شامل کاروانسرا، مسجد جامع، حمام، حسینیه و خانه‌های مسکونی است که هریک با بهره گیری از معماری سنتی ساخته شده‌اند. کالبد قدیمی انارک، شامل هفت محله‌است که بر اساس وضعیت طبقاتی، موقعیت مکانی و کاربری محلات نامگذاری شده‌است و شامل محلات بیابانک، بیک‌علی، حصار، عرب‌ها، سراب، قافله‌گاه و جوباره می‌گردد.
بادگیرهای بلند، صفه‌های رسمی بندی‌ها و تزئین‌های آجرکاری, فضاهای داخلی و خارجیِ بناها را مزین نموده‌اند. در این مقاله بافت سنتی و معماری روستایی کویر با تکیه بر آثار و بناهای تاریخی مورد بررسی و معرفی قرار گرفته‌است.
 زبان :
زبانی که در انارک به آن صحبت می‏شود از گویش‌های مربوط به زبان‌های ایران مرکزی است.
«انارك‌»، در دل‌ بياباني‌ وسيع‌، تنها افتاده‌ است‌. سالهاست‌ كه‌ همچنان‌ سنگيني‌ بارِ بي‌آبي آزار دهنده‌اي‌ را، بر دوش‌ خويش‌ كشيده‌، سوخته‌ و ساخته‌ است‌.
 فاصله‌اش‌ تا نائين‌، نزديك‌ترين‌ همساية‌ حاشيه‌ نشينِ كويري‌ او، هفتاد و پنج‌ كيلو متر است‌؛ كه‌ از بياباني‌ هموار مي‌گذرد.
 بلنديش‌ از سطح‌ دريا، هزار و دويست‌ و بيست‌ متر؛ و اختلاف‌ ساعتش‌ با تهران‌، پانزده‌ دقيقه‌ است‌. طول‌ جغرافيائيش‌ را، پنجاه‌ و دو درجه‌ و بيست‌ و پنج‌ دقيقه‌، و عرض‌ آن‌ را، سي‌ و سه‌ درجه‌ و بيست‌ و پنج‌ دقيقه‌ به‌ حساب‌ آورده‌اند.
حول‌ و حوش‌ آن‌ را، مزارع‌ كوچك‌ و بزرگي‌ فرا گرفته‌ است‌؛ كه‌ پراكنده‌اند و متروك‌. هر حبه‌اش‌ به‌ كسي‌ مي‌رسد؛ و هر دانگش‌ را به‌ نام‌ مالكي‌ مي‌خوانند. از اين‌ روي‌، بي‌كس‌ مانده‌است‌ و مهجور. قناتهايشان‌، يا كور شده‌؛ يا خشكيده‌اند و كسي‌ را حوصله‌ يا توان‌ لايروبي‌ و كار، در چنين‌ مزارع‌ اشتراكي‌ نيست‌.
 نامش‌، از نام‌ ميوه‌اي‌ ارزشمند، همانند نام‌ دهها آبادي‌ ديگر، چون‌ نيستانك‌، بيابانك‌، بيدك‌، كوهك‌، كاريزك‌، حصارك‌، دشتك‌، كهريزك‌ و انجيرك‌ كه‌ هريك‌، وجه‌ تسمية‌ بخصوصي‌ دارند؛ و در گوشه‌ و كنار ايران‌ پراكنده‌اند، موجوديت‌ يافته‌ است‌.
 قدمت‌ يكي‌ دو روستايش‌، بيش‌ از خود آباديست‌. با برجي‌ و قلعه‌اي‌؛ كه‌ حكايت‌ از گذشته‌اي‌ پر ماجرا دارند. يكي‌ «معلاّ» است‌؛ كه‌ در بهار و تابستان‌، ييلاق‌ نشين‌ گروهي‌ خرده‌ مالك‌ مي‌باشد. آبي‌ خوش‌ دارد و زردآلويي‌ خوشتر. سر سبز است‌ و طرب‌ انگيز. افتاده‌ در شيب‌ تند دامنه‌اي‌ كه‌ دو پهلويش‌ را، قلّه‌هاي‌ سر به‌ فلك‌ كشيده‌ احاطه‌ كرده‌ است‌؛ و خيلي‌ زود خورشيد را، در پناه‌ خود مي‌گيرند؛ و بر اطاقكهاي‌ گلي‌ و محقر، سايه‌ مي‌گسترند. ديگري‌ اَشين‌ است‌؛ كه‌ پسوند فاميل‌ بسيار كسانيست‌ كه‌ اين‌ آبادي‌، زادگاه‌ اجداديشان‌ بوده‌ است‌. و اينك‌، بر فراز تپه‌اي‌، ديده‌ به‌ ره‌ دوخته‌؛ تنهايي‌ خويش‌ را فرياد مي‌زند.
 معرفی بخش انارک :
بخش انارک :
بخش انارك از شمال به شهرستان های سمنان و دامغان، از خاور به خور و بیابانک (از بخش های نايین)، از جنوب به خرانق (از بخش های اردکان)، از جنوب باختری به حومه نايین و از باختر به شهرستان اردستان محدود می‌گردد. بخش انارک با وسعتي بالغ بر 18هزار کيلومتر مربع برزگ‌ترين بخش از نظر وسعت و کم جمعیت‌ترین بخش استان اصفهان و یکی از سه بخش تابع شهرستان نایین است و دارای یکی از زیباترین آسمان‌های شب و منطقه‌ای بسیار جذاب و مناسب برای شروع کویر نوردی است. این بخش یک حوزه شهری و یک حوزه روستایی دارد که دهستان چوپانان را تشکیل می‌دهد. شهر انارک مرکز بخش می‌باشد. انارك شامل معادن بسیاری از جمله معدن سرب نخلک می‌باشد و می‌گویند در انارك هر نوع ماده معدنی را می‌توان یافت. قابل ذکر است که دومین فرودگاه هواپیمائی کشوری استان اصفهان در انارك می باشد. تاريخچه انارک، یکی از بخش‌های شهرستان نايین است که در شرق استان اصفهان واقع شده است. احتمالاً این شهر در زمان ساسانیان، واحه‌ای بر سر راه معدن نقره نخلک بوده است. دوره‌های پس از آن، یعنی در زمانی که دیگر معدن نخلک به معادن متروک بدل گشته بود، انارك یک شهر ارتباطی بین جنوب و مرکز به شمال ایران به شمار می‌آید، خط سیری که از نايین شروع و به انارك، خور، طبس و سپس مشهد منتهی می‌شود. مي‌گويند نخستين سنگ بناي انارک را شخصي به نام محمد پهلوان در زمان شاه عباس اول نهاد، انارک با برج و بارو و در وازه‌هايي محکم حفاظت مي‌شده است که آثار آن هنوز موجود است و حکايت از ناامني اين شهر در آن روزگاران دارد. در عصيان و هرج و مرجي که نايب حسين کاشي به پا کرد مردم انارک بسيار مقاومت کردند اما شهر عاقبت به دست راهزنان تسخير شد. انارک و ساخت و سازهاي آن سند معتبري مربوط به اوايل سلطنت ناصر الدين شاه قاجار موجود است که طي آن ميرزا تقي خان امير کبير در محرم الحرام 1267 ه.ق خطاب به بزرگان و ريش سفيدان انارک نوشته و به اهالي درباره ساخت قلعه و حصار هشدار داده و به وقايع مهم و غم‌انگيزي که در انارک رخ داده از جمله شيوع وبا در اين شهر اشاره کرده است. اين بيماري هولناک در سال 1310 ه.ق رخ داد که بسياري از مردم انارک بر اثر ابتلا بدان جان سپردند و گروه زيادي از مردم براي هميشه به اصفهان و تهران و شاهرود و سمنان مهاجرت کردند و جمعيت منطقه يکباره کاهش يافت. مهاجرت‌هاي که متأسفانه هنوز هم ادامه دارد و نيروي انساني منطقه را از آن دوره کرده و موجب ويراني و تخريب شهرها شده است. تنها سند معتبر راجع به ساخت و سازهای انارك، نامه میرزا تقی خان امیرکبیر مبنی بر پرداخت وجهی برای ساخت قلعه‌ای به منظور تأمین امنیت محل از دستبرد راهزنان خطاب به کدخدایان انارك می‌‌باشد. بقایای برج و بارو، در و دروازه، کوچه و پس‌کوچه‌های باریک و پرپیچ و خم این شهر نشان از اندیشة امنیتی- دفاعی در ساخت بافت شهر دارد. این مجموعه شامل کاروانسرا، مسجد جامع، حمام، حسینیه و خانه‌های مسکونی است که هریک با بهره گیری از معماری سنتی ساخته شده اند. کالبد قدیمی انارك، شامل هفت محله است که بر اساس وضعیت طبقاتی، موقعیت مکانی و کاربری محلات نامگذاری شده است و شامل محلات بیابانک، بیک علی، حصار، عرب ها، سراب، قافله گاه و جوباره می‌گردد. بادگیرهای بلند و زیبا، صفه‌های دلنشین، رسمی بندی‌ها و تزئین‌های آجرکاری، فضاهای داخلی و خارجیِ بناها را مزین نموده اند. بناي‌ اولين‌ خشت‌ «انارك‌» را به‌ «محمد پهلوان» نسبت‌ مي‌دهند؛ كه‌ به‌ اعتبار سخني‌ منقول‌، در زمان‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ مي‌زيسته‌ است‌. نه‌ زندگيش‌ را اثري‌، و نه‌ مرگش‌ را نشانه‌ايست‌. در نسلها، تحليل‌ رفته‌؛ و افسانه‌هايش‌، در شعاع‌ آبادي‌، سايه‌افكن‌ شده‌ است‌. پيران‌، از او با حرارت‌ سخن‌ مي‌گويند؛ و كودكان‌ و نوجوانان‌، با اشتياق‌، به‌ قصه‌هايي‌ كه‌ از او نقل‌ مي‌شود گوش‌ مي‌دهند. از برج‌ و بارو، و در و دروازه‌هايش‌، پيداست‌ كه‌ روزگار چندان‌ خوشي‌ را پشت‌ سر ننهاده‌ است‌. چشم‌ طمع‌ ياغيان‌، همواره‌ به‌ دنبالش‌ بوده‌؛ و خاكش‌، گاه‌ و بيگاه‌، لگد كوب‌ غارتگرانِ تفنگ‌ به‌ دوش‌، گرديده‌ است‌. كوچه‌ و پس‌ كوچه‌هاي‌ باريك‌ و پر پيچ‌ و خم‌ آن‌، از سواران‌ «نايب‌ حسين‌ كاشي‌» و دار و دستة‌ «علي‌ وراميني‌» سخن‌ ياد مي‌كند؛ و دندانة‌ هر برج‌ و روزنة‌ شيب‌ دار هر سنگرش‌، ياد دفاع‌ دليرانة‌ «نايب‌ علي‌» و تفنگچيان‌ جسور بومي‌ را، زنده‌ مي‌سازد. نام‌ محلي‌ آن‌ «نارُسّينَه‌» است‌ كه‌ تنها بر زبان‌ اهالي‌، جاري‌ مي‌شود. وِه‌ پا تاوِل‌، وِ دَسُّم‌ پينَه‌ داري‌ هيوايي‌ خاكي‌ نارُسّينَه‌ داري‌ از ديوار گلي‌ و كنگره‌ دار دورِ آبادي‌، بيش‌ از چند صد متري‌، بجا نمانده‌ است‌؛ كه‌ هنوز، بر سينة‌ خود، زخم‌ گلوله‌ هاي‌ سواران‌ مهاجم‌ «نائب‌ حسين‌» را التيام‌ نيافته‌، حفظ‌ مي‌كند. از شواهد چنين‌ پيداست‌ كه‌ نخستين‌ مهاجرت‌ به‌ انارك‌ در عصر صفويه‌ صورت‌ گرفته‌ باشد .دامداران‌ و شتربانان‌ كه‌ از مراتع‌ سرسبز منطقه‌ تنها در فصولي‌ از سال‌ استفاده‌ مي‌ كردند براي‌ هميشه‌ در اينجا ساكن‌ شدند . اين‌ سكونت‌ اختياري‌ و در پاره‌ اي‌ از موارد اجباري‌ بود دور بودن‌ از مركز قدرت‌ و منازعات‌ محلي‌ و منطقه‌ اي‌ راه‌ را براي‌ مهاجرت‌ كساني‌ كه‌ آرامش‌ طلب‌ بودند و سعي‌ در كنار كشيدن‌ خويش‌ از اين‌ كشمكش‌ ها داشتند هموار ساخت‌ اينها حاشيه‌ كوير را بهترين‌ مامن‌ براي‌ زيستن‌ دانسته‌ به‌ آغوش‌ آن‌ پناه‌ جستند و از طريق‌ دامداري‌ و شترباني‌ وصيد و نه‌ از طريق‌ زراعت‌ كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ امكاناتش‌ فراهم‌ نبود به‌ گذران‌ زندگي‌ پرداختند. خانه‌ سازي‌ را از محدوده‌ چشمه‌ آب‌ شيرين‌ شروع‌ كردند و از سه‌ جهت‌ به‌ توسعه‌ آن‌ پرداختند و يك‌ جهت‌ را كه‌ هموارتر بود و زير پاي‌ چشمه‌ قرار داشت‌ براي‌ احداث‌ باغ‌ و باغچه‌ ، درنظر گرفتند .براي‌ انجام‌ فرايض‌ ديني‌ خود در كنار چشمه‌ اطاقكي‌ از خشت‌ خام‌ و گل‌ بر پا داشته‌ نامش‌ را مسجد ذكريا نهادند.اما اين‌ مسجد با فضاي‌ محدود خود جوابگوي‌ جمعيتي‌ كه‌ هر روز فزوني‌ مي‌ گرفت‌ نبودبه‌ ناچار دست‌ به‌ كار تسطيح‌ زمين‌ ناهموار و صخره‌ اي‌ جانب‌ شمال‌ غرب‌ چشمه‌ شدند از معماران‌ و مهندسين‌ صاحب‌ نام‌ ياري‌ طلبيدند كوره‌ هاي‌ آجر پزي‌ را ددر گوشه‌ وكنار آبادي‌ به‌ كار انداختند و ساختمان‌ مسجد حاج‌ محمد رضا را آغاز كردند .از قديمي‌ ترين‌ ماخذي‌ كه‌ در باره‌ پيشينه‌ انارك‌ مي‌ توان‌ نام‌ برد محراب‌ همين‌ مسجد است‌ كه‌ بر روي‌ آن‌ ابياتي‌ گچ‌ بري‌ شده‌ وجود داشت‌ و تاريخ‌ اتمام‌ مسجد را به‌ سال‌ 1181هجري‌ قمري‌ نشان‌ مي‌ داد.اين‌ گچ‌ بري‌ زيبا و با ارزش‌ را دست‌ تغافل‌ ابناي‌ روزگار در اوايل‌ دهه‌ 1360 خورشيدي‌ به‌ نابودي‌ كشاند و دوستداران‌ هنر و علاقمندان‌ به‌ ميراث‌ ادب‌ و فرهنگ‌ گذشتگان‌ را براي‌ هميشه‌ از لذت‌ ديدار ان‌ محروم‌ كرد.

تاریخ ارسال: 1390/9/22
تعداد بازدید: 2407
ارسال نظر