معرفی شهر ورزنه

معرفی شهر ورزنه
شهر ورزنه مركزبخش بن رود در فاصله ي 105 كيلومتري جنوب شرقي شهر اصفهان قرار گرفته و محدود است از شمال به راه آهن سراسري ، ازجنوب به اراضي مزروعي ورزنه، از شرق به اراضي مرزوعي و تالاب گاوخوني(درفاصله25 كيلومتري و نزديكترين نقطه به تالاب ) و از غرب به مزارع كشاورزي و روستاهاي اشكهران و بزم و قلعه امام اين شهر در طول جغرافيايي52درجه و39 دقيقه شرقي و عرض 32 درجه و 25 دقيقه ي شمالي واقع شده و11549 نفر جمعيت و 8/229 هكتار وسعت و تراكم در شهر معادل 9/45 نفر در هكتار و ارتفاع آن از سطح دريا 1475 متر است و شهر ورزنه به شكل دايره بوده و گسترش به سوي شمال دارد و خندقي گرداگرد آن را از قديم الايام قرار گرفته بعد از انقلاب روي آن را پوشانده و عنوان خيابان استفاده مي شود رودخانه زاينده رود از شمال شهر عبور كرده شهر را به دو قسمت شمالي جنوبي تقسيم مي كند قسمت شمالي آن نوساز، و تقريبا بعد از سال 58 شكل گرفته و شهرك امام جعفر صادق عليه السلام نام دارد.
اوضاع اقليمي آب و هوا:
شهر ورزنه به علت نزديكي به كوير داراي آب و هواي گرم و خشك مي باشد به طوري كه ماههاي مرداد و شهريور از حداكثر خشكي هوا برخوردار و ميزان متوسط بارندگي در ورزنه 80 ميليمتر است.
حداكثر سرعت باد در ورزنه 35 متر در ثانيه و جهت وزش با اغلب ، شمال غربي به جنوب شرقي است.ولي جريان باد غربي به شرقي هم وجود دارد .رطوبت نسبي در اواخر ساعات شب و صبحا بيشتر از ساير ساعات شبانه روز است و قبل از طلوع آفتاب به حداكثر و حداقل آن بعد از ظهر است.
معدل حداكثر در جه حرارت در بخش بن رود در تيرماه 42 درجه و معدل حداقل در آذر ماه 5.6 درجه و متوسط درجه حرارت ورزنه 14.1 درجه سانتيگراد است.
علل پيدايش شهر ورزنه
ورزنه از سال 1347 ه. ش با تأسيس شهرداري به شهر تبديل شده است. اما آنچه ما به عنوان ورزنه از آن ياد مي‌كنيم سابقه ديرينه دارد. در مورد علت به وجود آمدن شهر ورزنه در محل كنوني هيچ ‌گاه مدرك و سندي مستندي يافت نشده است. تنها با توجه به شرايط منطقه مي‌توان به طور كل به علل زير اشاره كرد:
1-امكانات خاك
2-امكانات آب زاينده رود
3-شهر ورزنه ممکن است بازماندگان شهرکهایی چون سبا باشند زیرا که در کمتر از 10 کیلومتری شهر ورزنه در محل شهر سبا آثار متعددی یافت می شود که حکایت از وجود تمدنی در حاشیه زاینده رود بودو کنار تالاب گاوخونی است که کاوش های باستانشناسی نیاز دارد .
بخاطر موقعيت جغرافيايي كه شهر ورزنه داشته و بر سر راه اصفهان- ندوشن و منطقه يزد قرار گرفته، محلي براي استراحت مسافران بوده كه وجود كاروانسرا، رباط‌ها و قلعه‌گواه بر اين مدعاست.و در گذشته ورزنه بر سر راههای ارتباطی ادویه و ابریشم قرار داشته است و محل ارتباط استانهای اصفهان ، یزد و شیراز قرار داشته است و ممکن است به دلیل اهمیت ارتباطی در این مسیر شکل گرفته باشد.
منبع:
سازمان خدمات طراحی شهرداریهای استان اصفهان،1384، طرح راهبردی و احیا بافت قدیمی و تاریخی شهر ورزنه ، شهرداری ورزنه.
وجه تسميه ورزنه
در كتب نامه هاي شهر ها و روستا هاي ايران، حتي در كتب لغت فارسي به ويژه لغت نامه ي دهخدا نشاني از اين واژه ديده نمي شود، لذا احتمال مي رود كه چون در عهد حكمرانان سلجوقي كه حكوت سيستان ميراث خانوادگي آنان بوده واژه "ورزنه" كه همان سيستاني"ورغنه var-gana" وبه معني پهن و گسترده بود به اين سرزمين اطلاق گرديده گرچه واژه هاي سيستاني خود ريشه در زبان زردشت دارد و از واژه هاي قراء و مزارع نزديك شهر ورزنه مي توان به بدان پي برد. مانند واژه ي مرزعه"يسنا" كه واژه هاي اوستا يي است و واژه مزرعه "پچويز" (پچهpace) به معني "توتن ران"و واژه هاي "ارغن"(argan)و ارغنه(argane)به معني زيرك و زبده كه تمام آنان سيستاني است.
مطالعات تاريخي نشان مي دهد كه تكلم به زباني كه تقريبا"به زبان زردشت باشد خاص مردم مشرق بوده و "بارتولومه" با توجه به اشارات جغرافيايي پشتهاي كهن و به همين نتيجه رسيده كه اوستايي به احتمال قوي از مشرق ايران آمده است و در يشت 19(زامياد يشت)نام درياچه ك-س-ا-ي kosaoya به نحوي ذكر مي شود كه در تطبيق با درياچه كنوني هامون ترديدي باقي نمي گذارد و گروهي نيز معتقدند كه مولد زردشت نيز در مشرق ايران بوده لذا مي توان چنين باوري داشت كه واژه "ورزنه" همان واژه سيستان نيز زردشتي (ورزنه)به معني گسترده و پهن مانند "ارغن و ارغنه" و "ورثرغنه varsuyna)"سردار جنگجويي كه يشت 14 (بهرام يشت) خاص او سروده شد.
اين واژه در زبان پهلوي و رهران و فارسي به بهرام تبديل شده است .صورت اوستايي آن از دو جزء "ورثر"به معني حمله و پيروزي و جزء دوم و ريشه "غنyen" به معني زننده است و اين همان است كه در فارسي و بعضي لهجه ها (سنگسري)در "ارژن"به "ژن"تبديل شده لذا واژه "ورغنه"نيز به تبعيت از قانون فوق به "ژن" تغيير يافته و واژه "ورژنه" بوجود آمده و بعد از حمله اعراب به ايران حرف "ژ"به "ز"وواژه "ورزنه "شكل گرفته است .
افرادمحلي اعتقاددارندكه "ورزنه"به معني كشت دانه وكاربربرروي دانه است.بهرحال لغت ورزنه القاءكننده مفهوم كشت وكشتكاران وهمجنين محل كارو كوشش پياپي است كه با خصوصيات اقليمي و خاك و نيز اهميت كشاورزي مناسبت دارد .
ورزكار =كشاورز ، ورزاو=گاو ، ورزنده=برزگر
سرانجام آنكه آنكه چون ريشه يابي در واژه هاي اوستايي بسيار پيچيده است بهتر آن است كه ما به واژه با شكوه فارسي "ورزنه" از ريشه "ورزيدن" بسنده كنيم .
1- ورز= كشتكار و زرع
2- ورز كار = كشتكار و زرع و برزگر
3- ورزاو = كار و زراعت و گاوي كه بدان زمين را شيار كنند.
4- ورزي = كشت كار زمين
5- ورزيدن = كشتن و زراعت كردن
6- ورزيد = كاسته شده
در ادبيات باستاني ايران اينگونه آمده است:
زرتشت ياران خود را به سه گروه بخش مي‌كند:
خيتو يا خودماني كه بي‌اندازه به او نزديك بوده‌اند.
ورزنه يا ورزندگان كه كشاورزان و دامپروران بوده‌اند.
آريا منش كه از دوستان و ياران زرتشت بوده‌اند.
درلغت نامه دهخدا ورزنه عنوان محلی جزء دهستان رودشت شهرستان اصفهان واقع در کنار زاینده رود نوشته شده است که آب کشاورزی آن از زاینده رود تامین می شود و محصولات آن غلات،پنبه ، هندوانه و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است
-5- ممکن است از کلمه ورزنا گرفته شده باشد که از تقسیمات کشوری یا اجتماعی زمان ساسانیان بوده است.
- 6-ممکن است از دو کلمه ور + زندک رود گرفته شده باشد زیرا که به نام زاینده رود زندک رود نيزگفته می شود و کلمه ور نیزبه معنی کنار جمعا به معنی شهر کنار زاینده رود.
وجه تسمیه هایی که در مورد ورزنه آمده است از مطالب فوق مي‌توان حداقل يك احتمال را داد و آن اينكه از آن جايي كه ورزنه روزگاري سرزمين زرتشتيان بوده است لذا ممكن است آنان اين نام را انتخاب كرده باشند.

تاریخ ارسال: 1390/9/22
تعداد بازدید: 2353
ارسال نظر