معرفی نامه شهرستان طبس ( استان دارالعباده یزد )

معرفی نامه شهرستان طبس ( استان دارالعباده یزد )
شهرستان طبس:
طبس، بر كناره كوير لوت، از شهرهاي ميانه راهي خراسان و كرمان و فارس و اصفهان و يزد و بعنوان گذرگاهي براي آشنایی با شهرستان طبس- استان دارالعباده یزد - نقشه طبساين استانها مي باشد كه حتي از زمان تأسيس اولين سلسله هاي پادشاهي در ايران نام آن در روايات و اسناد تاريخي ديده مي شود اين شهرستان با پنجاه و پنجهزار و چهارصد و شصت كيلومتر مربع اولين شهر پهناور استان يزد مي باشد كه سيصد و شصت و پنج كيلومتر با مركز استان فاصله دارد زلزله شهريور ماه سال 1357 علاوه بر آسيب كلي به آثار باستاني و قديمي اين شهر باعث كشته شدن بيش از 12 هزار نفر در اين شهرستان و كاهش جمعيت آن شده است بيشترين فعاليت مردم در منطقه طبس كشاورزي است و صنايع بزرگ در اين شهرستان مشاهده نمي شود و لكن فعاليت معادن و از جمله معادن ذغال سنگ طبس، معدن سرب ديهوك و فلورين و خاك نسوز در منطقه طبس قابل توجه مي باشد.
آب و هواي طبس گرم و خشك و كويري و از لحاظ پوشش گياهي و جانوري فقير است. مركز طبس، شهر جديد طبس با ارتفاع 690 متر از سطح درياست. شهر قديم طبس و بسياري از روستاهاي توابع آن، در زلزله 25 شهريور سال 1357 به كلي ويران شد.
درباره طبس:جغرافيا و اقليم:
طبس در شمال شرق استان يزد، در مدار 33 درجه و 35 دقيقه شمالي و نصف النهار 56 درجه و 55 دقيقه شرقي،آشنایی با شهرستان طبس- استان دارالعباده یزد طاق بستان در منطقه اي با آب و هواي بياباني واقع شده، و شهرستانهاي بردسكن و شاهرود از شمال، فردوس و بيرجند از شرق، استان كرمان از جنوب، و شهرستانهاي نايين، اردكان و بافق از غرب و جنوب غربي آنرا احاطه كرده اند.
ارتفاع شهر طبس از سطح دريا حدود 690 متر است، و در شرق آن رشته كوه بلندي به نام رشته كوه شتري قرار گرفته كه ضلع شرقي چاله بزرگ طبس را تشكيل ميدهد. معادن غني ذغال سنگ اين شهرستان حاكي از وجود جنگلهاي انبوه و درياچه هاي بزرگ در گذشته هاي دور در اين منطقه ميباشد. اين معادن، طبس را در رديف يكي از غني ترين مناطق كشور به لحاظ ثروت ملي قرار داده است.
زيستگاههاي حيات وحش طبس نيز داراي تنوع زيستي جالب و زيبايي است. پستانداراني چون يوزپلنگ، پلنگ، جبير، قوچ و ميش، كل و بز، كاراكال، گربه وحشي، شاه روباه، روباه معمولي، روباه شني، و پرندگان با ارزشي همچون هوبره، انواع كوكر، زاغ بور كويري، و ساير پرندگان چون كبك و تيهو، غراب، زاغ نوك قرمز، هدهد، چكاوك هدهدي، چكاوك كاكلي، انواع جغد، عقابها، كركس، دال، و خزندگاني چون مارهاي جعفري، تيرمار، شترمار، افعي، افعي شاخدار، بزمچه ها و انواع مارمولكها و جوندگاني مانند موشها و تشي ها و حشره خواراني چون خارپشت و خفاش در حال زيست هستند.
پناهگاه حيات وحش ناي بندان با وسعت 1500000 هكتار با تنوع توپوگرافي كوهستاني، دشتي، شني، تپه ماهوريآشنایی با شهرستان طبس- استان دارالعباده یزد- آثار باستانی كويري و تنوع آبي با شورترين و شيرين ترين چشمه ها، تنوع ارتفاعي از 680 متر تا 3009 متر از سطح دريا و نيز تنوع آب و هوايي يعني وجود گرمترين نقطه در جنوب شرقي كوه ناي بند (ديگ رستم) و سردترين نقطه در شمال شرقي كوه ناي بند (علي آباد) بزرگترين پناهگاه حيات وحش كشور است كه مي تواند با اتصال اين پناهگاه به مناطق دره انجير و بافق ايجاد بزرگترين پارك ملي كشور در استان يزد با امكانات لازم تحقق يابد.
وضعيت اجتماعي طبس:
شهرستان طبس مشتمل بر سه بخش مرکزی، ديهوک و دستگردان می باشد. بخش مرکزی به چهار دهستان، و بخشهای ديهوک و دستگردان، هرکدام به دو دهستان تقسيم می شوند. طبس، بزرگتريآشنایی با شهرستان طبس- استان دارالعباده یزد- باغ گلشن طبسن شهرستان ايران، و مساحت آن 55344.5 کيلومتر مربع است و تراكم جمعيت در اين منطقه بسيار كم (تقريباً برابر 2/1 نفر در هر كيلومتر مربع) ميباشد، كه كمترين تراكم جمعيت در منطقه است، و فاصله بين دورترين روستاهاي منتهي اليه شمالي و جنوبي شهرستان بيش از 400 كيلومتر مي باشد. جمعيت شهرستان (براساس سر شماري سال 82) 65701 نفر ميباشد، كه از اين تعداد 29899 نفر (حدود 5/45%) در شهر طبس و 35802 نفر (حدود 5/54%) در ساير نقاط سكونت دارند.
سوابق و پيشينه تاريخي طبس:
اولين اقوام ساكن طبس و در واقع اجداد طبسي‌ها دامدار و در غارهاي مجاور چشمه سارها ساكن بوده‌اند كه هنوز آثاري از آنان باقي است. در دوره هخامنشيان و قبل از آن طبس مرزبان نشين تابع ايالت شاه نشين پارت (خراسان بزرگ) بوده است. در دوره اشكانيان طبس پادگان نظامي مهم مرزهاي غربي آنان محسوب مي‌شد و گاهي دست بدست مي‌شده است. در زمان سلوكيان طبس از نفوذ فرهنگي و يورش نظامي آنها بدور ماند و در عين حال به پادگان بزرگ نظامي ايزد خواست (يزد) باج (ماليات) مي‌داد و در دوره ساسانيان طبس همانند دوره هخامنشيان بود. يزدگرد سوم آخرين امپراطور ساساني در گريز به سمت مرو چند ماه در طبس اردو زد.
در تمام طول اين مدت طبس به عنوان پل ارتباطي شرق و شمال شرق با غرب بوده، يعني راه مهم و سوق‌الجيشيآشنایی با شهرستان طبس- استان دارالعباده یزد- خانقاه پارت و هگمتانه و شوش و بين‌النهرين به پاسارگاد از طبس مي‌گذشته و راهدارها در رباط‌ها و چاپارخانه‌هاي بسياري در مسير آن احداث شده بود كه بقاياي برخي موجود است. در سالهاي 29 هجري قمري سپاه اعراب مسلمانان به فرماندهي عبدالله‌بن‌بديل‌خزاعي از شمال غرب طبس وارد و قلعه چارده (جوخواه امروز) را متصرف شدند و آماده نبرد با سپاه طبس مي‌شدند. مردم طبس صلح خواستند و با 60000 درهم خراج ساليانه صلح گرديد. اين فتح موجب مسرت فراوان عمر بن خطاب، خليفه دوم شد و دولت ارشد طبس را بعنوان مطلع الفجر و دروازه خراسان ناميدند. در زمان خلافت اميرالمؤمنين مردم طبس به اسلام گرويدند و آن حضرت خراج را به آنان بخشيد. در زمان حكومت امويان و مروانيان وضع به همين منوال سپري شد در حاليكه مالياتهاي سختي از مردم گرفته مي‌شده است. زيرا كوير سوزان و صعب العبور مركزي يك مانع طبيعي و سخت براي عبور دادن لشكر و تجهيزات محسوب مي‌شد. طبس از حمله مغول آسيبي نديد و پذيراي مهاجرين بسيار بوده است.
در زمان سلجوقيان، اسماعيليان بر طبس استيلا يافته و قلاع محكمي در كوههاي طبس ساختند. طبس در اين زمان پايتخت اسماعيليان قهستان بوده است و نيز مركز آموزش فدائيان مطلق كه مستقيماً از قلعه الموت دستور مي‌گرفتند.
سياحاني چند مثل ناصر خسرو قبادياني (445 هـ.ق.) در آن دوره از طبس بازديد و از زيبايي طبس و حكومت گيلك‌بن‌محمد به عظمت ياد كرده و از وجود امنيت بسيار و رعايت دقيق احكام شرع سخن به ميان آوردند. با استيلاي تيموريان طبس تابع حراست بوده و سپس با ضعف آن نظام ازبكهاي مهاجم چندين بار به طبس يورش آورده و دختران و پسران بسياري را به قتل رساندند. زيرا در برابر برده شدن و انتقال آنها به بين‌النهرين مقاومت مي‌نمودند. در اوايل دوره صفويه مردم طبس سنتي و متعصب بودند و بسختي با شاه اسماعيل صفوي جنگيدند.
بالاخره سلطان شيردم خان از وي امان خواست و از فرماندهان عالي رتبه وي گرديد و بعد به صفت بابرخان حاكم هند درآمد. طبس در دوره صفويه مستقيماً تحت نظارت اصفهان بر بلوك بزرگي از شرق كشور حكومت نمود و همواره گروهي قزلباش براي رفع حمله ازبكان و امنيت طريق الرضا (ع) (راه تجاري نظامي اصفهان ـ يزد ـ مشهد) در طبس مستقر بودند.
محمد افغان با حمايت مالي و تسليماتي كمپاني هند شرقي (انگلستان) شهرهاي شرقي ايران از جمله طبس را گرفت و سپس به كرمان و اصفهان رفت. طبس بعداً توسط نادرشاه از وجود مهاجمين افغاني پاكسازي و نامبرده حاكم جديدي از اعراب شيباني را در طبس به حكومت گمارد كه 7 نسل متوالي تا دوره پهلوي بر طبس حاكم بودند و حاكم نشين طبس از آن دوره تا سال 1380 هجري شمسي تابع خراسان به مركزيت مشهد مقدس بوده است. قلمرو حكومتي طبس شامل: گناباد، فردوس، بشرويه، بجستان، دستگردان، رباط پشت بادام و قسمتي از شمال كرمان بوده است. از ميان امراي شيباني طبس اميرحسن‌خان در عمران و آبادي طبس بسيار كوشيد. تالار آيينه نشان، عمارات باشكوه و منبت كاري، استخرهاي آب باشكوه با نوارهاي چرخان و طلاكوب يا سيمكوب، باغها و كوشكهاي باصفا، خيابان بندي طبس و كانال كشي انهار، هرس درختان بر اساس طرح‌هاي هندي، احداث آبآشنایی با شهرستان طبس- استان دارالعباده یزد- بیابان و کویر طبس انبارها، احداث حمام‌هاي بزرگ و تميز و مساجد و تكايا و... از اقدامات وي و دولت يا اعقاب اوست.
در دوره معاصر شكوه و عظمت طبس به فراموشي گذاشته شد. گناباد، بجستان، تون (فردوس) و بشرويه به تدريج از آن جدا شدند، از قلمرو آن كاسته شد، و «حكومت» به «فرمانداري» تنزل يافت.
در سال 1355 طبس به عنوان يك شهر باستاني شناخته شده و تغيير و تخريب آثار قديمی آن ممنوع شد. دو سال بعد، زلزله مخرب 25 شهريور 1357 طبس را بكلي ويران نمود و حدود 10000 تن قرباني گرفت.
در سال 1380 با تصويب هيأت دولت شهرستان طبس مشتمل بر دو بخش و هشت دهستان از استان خراسان منتزع و به استان يزد الحاق گرديد و به عنوان دهمين شهرستان آن استان شناخته شد. در سال 1381 بخش مركزي طبس به دو بخش مركزي و ديهوك تقسيم شد و در حال حاضر شهرستان طبس داراي سه بخش مركزي، دستگردان و ديهوك مي‌باشد.
وجه تسميه طبس:
طبس در کتب(کتاب شناسی طبس):
ناصر خسرو در سفر نامه خود درباره طبس قرن پنجم هجري چنين بيان نموده است «طبس شهري انبوه (پر جمعيت) است اگر چه به روستا نمايد و آب اندك باشد و زراعت كمتر كنند، خرماستانها باشد و بساتين (بوستانها) و چون از آنجا سوي شمال روند نيشابور به چهل فرسنگ باشد... و در آن وقت امير آن شهر (ابوالحسن) گيلكي بن محمد بود و به شمشير گرفته بود. و عظيم آسوده بودند مردم آنجا، چنانكه به شب در سرايها نبستندي و ستور (چهار پايان) در كويها باشد، با آنكه شهر را ديوار نباشد و هيچ زن را زهره (جرأت) نباشد كه با مرد بيگانه سخن گويد و اگر گفتي هرآشنایی با شهرستان طبس- استان دارالعباده یزد- امامزاده دو را بكشتندي و همچنين دزد و خوني (قاتل) نبود از پاس عدل او.»
در كتاب خداوند الموت (بازگو كننده سرگذشت فرقه اسماعيليه)، طبس در عهد حكومت سلجوقيان (قرن ششم هجري)، شهري آباد و بزرگ توصيف شده است. يكي از قلاع مستحكم و استرتژيك اسماعيليه نيز در نزديكي اين شهر قرار داشته، كه هنوز هم آثار آن در ارتفاعات روستاي ملوند وجود دارد.
نامه اي تاريخي نيز از حضرت علي ابن موسي الرضا (عليه السلام)، در دست است كه خطاب به حاكم طبس نگاشته و در آن سفارشهايي در مورد برادرشان حضرت حسين ابن الكاظم فرموده اند. اين نامه حاكي از وجود يك حكومت ظاهراً مقتدر در طبس باستان است.
طبس از قديم الايام مهد علوم مختلف بويژه علوم اسلامي بوده است. به طوري كه نويسنده كتاب خداوند الموت نگاشته است:
«مدرسين طبس، اگر از استادان مدرسه نظاميه برتر نباشند، از آنها كمتر نيستند… در كشور ايران، يگانه شهري كه در آن فرس قديم تدريس ميشود، شهر طبس است.» (فرس قديم زباني است كه از قبل از اسلام در ايران رواج داشته است).

تاریخ ارسال: 1390/9/23
تعداد بازدید: 1836
ارسال نظر