زاينده رود ديگر خاك تشنه كوير را سيراب نخواهد كرد

 
زاينده رود ديگر خاك تشنه كوير را سيراب نخواهد كرد
اصفهان - در حاشيه زاينده رود خشك ايستاده ام و مي بينم كه انسانهاي خاك نشين شرق اصفهان هراسان نگاهشان به زاينده رود خيره شده است آنها نمي دانند كي آب رود باز خواهد گشت. شايد هيچوقت
    زاينده رود ديگر خاك تشنه كوير را سيراب نخواهد كرد
حدود يكصد كيلومتر دورتر از اصفهان در منتهي اليه جنوب شرق اين استان،در كوير 'ورزنه' آدمها همچنان با مشكلات خشكسالي به خاك سياه نشسته اند.
بانويي سپيدپوش آرام آرام از تپه ماسه هاي شني بالا مي رود، كنار خاري مي نشيند و صورتش را از نگاه غريبانه گردشگران مي پوشاند و من همنشين خلوتش مي شوم و از كوير مي پرسم و اين زن كوير عاطفه اش را كه از گرماي كوير نشات گرفته است نثارم مي كند .
بانوي ورزنه نمي خواهد اسمش را بدانم فقط از شرايط سخت زندگي در كوير مي گويد واينكه چطور زراعت پنبه اش تحت تاثير خشكي زاينده رود خشكيده است .
وي مي گويد: اكنون فصل برداشت پنبه است در حاليكه امروز آب به ما رسيده است و براي ما كشاورزان دير است .
من با اشاره به خشكي كوير و چند مزرعه پنبه از او مي پرسم و بانوي ورزنه استفاده از موتور آب وچاه را دليل زنده ماندن اين مزارع مي داند.
'حميد بخشي 'ديگر شهروند ورزنه انگار نگران زندگي خودش نيست، نگران كودكان ورزنه است و مي گويد: پدران ورزنه بيكار شده اند و برخي براي كار به شهرهاي ديگر مهاجرت كرده اند.
اين مرد كوير نگران كودكاني است كه از پدر دورند و يا عده اي كه هنوز چشم انتظار آب دل به مزارع خشكشان بسته اند .
وي مي گويد: اگر آب زاينده رود درست مديريت مي شد نبايد چنين اتفاقي مي افتاد وبي مديريتي و سهل انگاري باعث شد كه مزارع ما خشك شود.
بخشي، كه همه زندگي اش را وابسته به آب زاينده رود مي داند تحمل ايستادن را ندارد وبا عصبانيت سمتي مي رود ومي خواهد همه مشكلاتش را براي من خلاصه كند .
اين مرد سخت كوش ورزنه كه نگران نرخ بيكاري و تغييرشغل در شرق اصفهان است ، مي گويد: علاقه به كشت باعث شد كشاورزي را پيشه كنم و اكنون با خشكسالي مجبورم در كنار برادر كوچكم در فروشگاه لوازم يدكي كاركنم .
اين مرد كه آنچنان خشكسالي به او فشار آورده است، ناخودآگاه صدايش را بر من بلند مي كند،و مي گويد:چرا زمين هاي ما بايد خشك شود؟
وي كه امروز تازه بعد از چند روز باز شدن سد زاينده رود شاهد آب هست، مي گويد: اين آب براي كشاورزي بسيار كم است و در ضمن الان فصل برداشت پنبه است كه نياز چنداني به آب نيست.
نگاهم به چند پسر بچه مي افتد كه با لباس سياه در اطراف آنجا مشغول بازي هستند.
كه ناگاه جواني سياه پوش كه متوجه مي شود من خبرنگارم جلو مي آيد و با اندوهي خاص مي گويد: اين لباس سياه از خشكي زاينده رود است. او 'محمد 'پسر بچه اي شش ساله اي را نشان داد كه لباس سياه پوشيده بود و گفت: خشكي زاينده رود اين بچه را بي سرپرست كرده است.
مرد صدايش را بالا برد و گفت: پدر محمد كشاورز بود و زندگيش وابسته به آب و زمين، او داشت كار مي كرد و با آب زنده بود ، ولي زراعتش خشك شد،با فروش زمين كشاورزي اش ماشيني خريد وبه رانندگي درجاده ها رو آورد وچند روزي است كه براثر تصادف پدر محمد آسماني شده است .
خلاصه در نگاه مردم ورزنه هم مي شد غم ونگراني را ديد هم اميد.
كاش ديگر آب زاينده رود خشك نشود.
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 30663735

تاریخ ارسال: 1390/9/26
تعداد بازدید: 2405
ارسال نظر